
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در جلسه شورای اداری استان گیلان با تأکید بر تمرکززدایی و تفویض اختیار به استانداران اعلام کرد: «تمام اختیارات را به استانداران تفویض کردیم تا اگر ما هم شهید شدیم، کار مردم معطل نماند». سخنگوی دولت نیز همین سیاست را «نگرانی جدی رئیسجمهور برای حکمرانی بومی و تصمیمگیری منطقهای» توصیف کرد.
در نگاه نخست، این تصمیم گامی جسورانه در مسیر چابکسازی ساختار مدیریتی کشور است؛ اقدامی که اگر با طراحی دقیق سازوکار نظارتی، پایش مداوم عملکرد، ارزیابی منصفانه و حضور نهادهای رسانهای و مدنی همراه شود، میتواند راهگشای توسعه متوازن در استانها باشد.
اما پرسش اینجاست: در غیاب نظارت و شفافیت، این تفویض اختیار به چه چیزی تبدیل خواهد شد؟
اگر در یک استان، ملاقات مردمی استاندار تعطیل شده باشد و ارتباط با مردم به گرفتن عکس یادگاری با گوشی تلفن سامانه سامد تقلیل پیدا کند؛
اگر حراست استانداری بدون شفافسازی و اطلاعرسانی، با هیأتهای تجاری به خارج از کشور سفر کند و کسی پاسخگو نباشد؛
اگر انتصاب بستگان نسبی و سببی، داماد استاندار، داماد خواهر استاندار، داماد برادر استاندار و سایر اقوام و همشهریان در پستهای کلیدی استانداری به رویهای ناپسند تبدیل شده باشد، برای رضای خدا و به احترام شأن دولت شما، باید در این زمینه تأمل شود؛ چراکه این روند موجب وهن دولت و خدشه به اعتماد عمومی است؛
اگر معاون استاندار در شرایط حساس استان، بهجای حضور در محل خدمت، با خودروی هایمای بیتالمال به استان زادگاه خود سفر کند؛
و اگر در میان مدیران منصوب، افرادی دیده شوند که صرفاً با سفارش از دستگاههای نامرتبط به بالاترین سطوح مدیریت استان رسیدهاند؛
آنگاه چه تفاوتی میان این ساختار و مناسبات محفلی و غیرپاسخگو باقی خواهد ماند؟
آقای رئیسجمهور! شما زمانی گفته بودید:
«اعضای کابینه دولت من، قطعاً کسانی نخواهند بود که یکباره از بخشداری به استانداری برسند.»
حال باید بپرسیم: این حرفها فقط برای ایام تبلیغات بود یا اکنون هم به آن باور دارید؟
ما باور داریم که تفویض اختیار، ذاتاً خطری ندارد؛ خطر، در غیاب نظارت و سکوت در برابر خطاهاست. آنجا که استاندار نه با خرد جمعی، بلکه با حلقهای محدود و سفارشهای محفلی مسیرها را تعیین میکند و نیروهای متخصص و بدنه دلسوز دستگاهها را نادیده میگیرد، دیگر با یک «استاندار پاسخگو» روبهرو نیستیم، بلکه با مدیری مواجهایم که میکوشد بدون پاسخگویی، قدرت را در انحصار خود بگیرد.
آقای دکتر پزشکیان! اگر در دولت گذشته رسانهها گزارشی مستند منتشر میکردند، کمتر از ۷۲ ساعت بعد، معاون اول دولت واکنش نشان میداد. آنچه امروز دیده میشود، انباشت بیپاسخی، بایگانی اعتراضات و بیاعتنایی به تذکرات رسانههاست.
اینکه در برخی استانها حتی اتاق فکر، شورای راهبردی یا حلقه مشورتی از نخبگان محلی فعال نیست، نشان از آن دارد که شعار شایستهسالاری در مرحله اجرا به حاشیه رانده شده و جای خود را به خودرأیی داده است.
ما در اینجا تأکید میکنیم:
استانداران پرتلاش، جهادی، خوشنام و مسئولیتپذیر که در میدان خدمت حاضرند، اهل تعاملاند، با مردم همراهاند و پاسخگو هستند، مشمول این نقد نیستند.
سخن ما متوجه معدودی از مدیران استانی است که با استفاده از اختیارات تفویضشده، بستر بیبرنامگی و رانت را فراهم کردهاند و با ضعف در اطلاعرسانی، چهره دولت را در افکار عمومی خدشهدار میکنند.
دولت شما اگر بنا دارد تمرکززدایی را به نفع مردم و توسعه پایدار اجرا کند، چارهای ندارد جز اینکه نظارت را از مرکز تقویت کند و رسانهها را بهعنوان بازوی دیدهبانی بپذیرد، نه تهدید یا مزاحم.
وگرنه همان تفویض اختیاری که میتواند بذر پیشرفت باشد، در نبود مراقبت، به میوهای تلخ بدل میشود که نه مردم را راضی میکند، نه سرمایه اجتماعی دولت را تقویت.
ما همچنان امیدواریم شما در قامت رئیسجمهوری اصلاحطلب و دانشگاهی، نگذارید استانداریها به جایگاههای محفلی، خانوادگی و بیپاسخ تبدیل شوند. استاندار باید خادم مردم باشد، نه ارباب؛ و استانداری جای خودرأیی نیست، قرارگاه همدلی است.
هادی دریس


دیدگاه