پدر شهید حسین ستوده، گفت: شب چهارم خردادماه، حدود ساعت دوازده و نیم شب، از ستاد به ما اطلاع دادند که عملیاتی در جریان بوده و حسین در آن شرکت داشته و برایش حادثهای رخ داده است.
وی اظهار داشت: پس از چهل روز، پیکر شهید از کشور عمان به همراه سایر شهدا بازگردانده شد و در گلزار شهدا زاهدان به خاک سپرده شد؛ در آن چهل روز، پیکر پسرم حدود چهار تا پنج روز در آب بود و باقی زمان را در عمان نگهداری شده است.
پدرشهید ستوده بیانکرد: حسین در ایام مرخصی برای برگزاری مراسم عروسی اش بود که با او تماس گرفتند؛ زمانی که رفت گفت خودش را چند روز قبل از مراسم به زاهدان میرساند اما قبل از تاریخ برگزاری مراسم عروسی به شهادت رسید.
وی بیان کرد: حسین پاسدار رسمی در جزیره قشم بود و در عملیاتهای مینگذاری منطقه راهبردی تنگه هرمز فعالیت میکرد؛ سردار تنگسیری، دستور این مأموریتها را صادر مینمود.
پدر شهید افزود: حسین تنها با من از جزئیات عملیاتها سخن میگفت؛ تعریف میکرد که پس از پایان هر مأموریت، در فاصلۀ صد تا دویست متری از شناور از آب خارج میشدیم؛ در سه مرحله پیشین، شناور مورد هدف حملات قرار گرفت، اما حسین در آن محدوده حضور نداشت و جان سالم به در برد؛ در آخرین عملیات اما خود او هدف قرار گرفت و توسط جنگندههای آمریکایی به شهادت رسید.
وی ادامه داد: حسین عشق وافری به لباس پاسداری داشت؛ میگفت در این لباس نشانی از امام حسین (ع) میبینم؛ او دلداده شهادت بود و خداوند نیز این شوق را از او پذیرفت.
پدر شهید اظهار داشت: از پانزدهسالگی فرزندم، با او رابطهمان از حد پدر و پسری فراتر رفته بود؛ ما مثل دو رفیق برای هم بودیم.
وی با اشاره به فضیلت شهادت افزود: شهادتش هدیهای الهی بود که امانتش را از ما بازپس گرفت و ما هیچ گلایهای نداریم؛این افتخاری برای خودش، خانواده و همه ما است؛ حسین نگاه ویژهای به افراد نیازمند و درمانده داشت؛ از کوچکترین عضو خانواده گرفته تا پیرمرد ناتوان در محله، همه را زیر نظر داشت.
پدر شهید تصریح کرد: با همکاری مادرش برای کارتنخوابها برنامهریزی میکرد و غذای گرم تهیه و توزیع میکرد؛بارها میگفت: شاید اینها یک ماه است که غذای گرم نخوردهاند؛ ما نمیتوانستیم تعداد را بدانیم، اما دلش میخواست دست کسانی را بگیرد که هیچ پناه و تکیهگاهی ندارند.
وی خاطرنشان کرد: حسین در نیروی دریایی سپاه خدمت میکرد و شرایط ناوگان با نیروی زمینی کاملا متفاوت است؛ حتی درجات و عناوین نیز به سبک دیگری بیان میشود. برنامه مأموریتش بیست روز حضور در منطقه و ده روز مرخصی بود؛ آخرین باری که او را دیدیم، چهار روز پیش از شهادتش بود. در آن مرخصی، کارهای مراسم عروسی اش را انجام داده بود؛ تاریخ عروسی بیستوچهارم خرداد تعیین شده و تالار و همه چیز را هماهنگ کرده بود؛ اما قسمت نشد که در کنارمان باشد.
پدر شهید ادامه داد: شهید در ماه ذیحجه به شهادت رسید و پیکرش در ماه محرم پیدا شد و در محرم نیز به خاک سپرده شد؛ خاطرات آشنایان و همسایگان نشانههای فراوانی از او نقل میشود که هر کدام مایه دلگرمی ماست؛ ما به عنوان پدر و مادر، به وجود چنین فرزندی افتخار میکنیم و شهادتش را سعادتی بزرگ میدانیم و این افتخار را پاس میداریم.
اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.


دیدگاه