خبرگزاری مهر، گروه استانها-فاطمه گوگردی: دهه هشتادی ها نسل رویاهای بلند است، نسل جوانانی که ثابت میکنند کوتاهترین شناسنامهها گاه ماندگارترین نامها را در دفتر تاریخ به یادگار میگذارند.
شهید «عرفان فرمانی فاخر» متولد دیماه ۱۳۸۲ از زمره جوانان با غیرت بود، پاسداری دلاور که مسیر زندگیاش با سلوک معنوی، اخلاص و خدمت به محرومان پیوند خورد. او از نوجوانی پایههای شخصیتی خود را بر استقلال فردی، ادب مثالزدنی و گرهگشایی از کار مردم بنا نهاد.
تهجد، اخلاقمداری و شیفتگی بیپایان به شهادت سرانجام عرفان را به مقصود رساند؛ مجاهدی که در عرصه نظامی با اقتدار ایستاد و در اسفندماه ۱۴۰۴ همزمان با ایام ماه مبارک رمضان در پی بمباران ناجوانمردانه دشمن پر کشید و اکنون با تبدیل اتاق این شهید گرانقدر به حسینیه مسیر بندگی و نورانیت او همچنان چراغ راه نسل جوان است.
معصومه حیدری مادر شهید عرفان فرمانی در گفتوگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه اتاق فرزند شهیدش پس از شهادت او به حسینیه تبدیل شده است، گفت: این مکان اکنون میزبان مراسم روضه و توسل به حضرت امالبنین(س) در آخر ماههای قمری است و در حال حاضر نیز تغییراتی برای آمادهسازی و ساماندهی بیشتر این حسینیه در دست انجام است.
وی درباره چگونگی شکلگیری این حسینیه بیان کرد: حدود سه ماه پیش از شهادت عرفان، او همراه با پنج یا ۶ نفر از دوستانش روزهای شنبه روضه خانگی برگزار میکردند و در این مراسم به حضرت امالبنین(س) متوسل میشدند.
مادر شهید ادامه داد: عرفان به مدت سه ماه در این روضهها حضور داشت و پس از شهادتش برگزاری روضه برای یک ماه متوقف شد، اما دوستانش با من تماس گرفتند و تصمیم گرفتیم اتاق عرفان را به حسینیه تبدیل کنیم تا روضه خانگی دوستانش در اتاق او ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به علاقه فراوان نوهاش به دایی شهیدش گفت: فاطمه بسیار به عرفان وابسته بود و پس از شنیدن خبر شهادت دایی چهار شب تب کرد.

مادر شهید فرمانی درباره نذر فرزندش گفت: عرفان را نخستین بار در دو ماهگی و در سال ۱۳۸۲ در ماه محرم به مراسم شیرخوارگان حضرت علیاصغر(ع) بردم و مراسمی که حضور در آن تنها با دعوتنامه امکانپذیر بود و همانجا از اعماق قلبم و با تمام وجود فرزندم را نذر آقا امام زمان(عج) کردم.
وی با اشاره به ارادت عرفان به حضرت رقیه(س) افزود: عرفان شخصاً علاقه بسیاری به حضرت رقیه(س) داشت و همیشه به ایشان متوسل میشد و هر زمان میدید برای حضرت رقیه(س) نذری دارم کارت بانکی خود را به من میداد و میگفت من هم در این نذر شریک هستم و از کارت من نیز خرید کنید.
حیدری با بیان اینکه فرزندش اهل نماز شب بود، اظهار کرد: من از نماز شب خواندن عرفان اطلاع داشتم، اما پدرش در ابتدا نمیدانست، یک روز که پدر عرفان پیش از اذان صبح برای رفتن به محل کار بیدار شده بود، عرفان را در حال نماز خواندن دید و به او گفت هنوز اذان صبح نشده است.
وی ادامه داد: وقتی پدر عرفان ساعت ۱۰ صبح به خانه بازگشت، موضوع را با من در میان گذاشت و من به او گفتم که عرفان نماز شب میخواند، از آن زمان پدرش نیز متوجه شد که پسرمان اهل نماز شب است.
مادر شهید فرمانی همچنین درباره آرزوی شهادت فرزندش بیان کرد: عرفان در سال اول متوسطه، یک روز همراه دوستانش هنگام بازگشت از مدرسه به یکشنبهبازار رفته بود و حدود ۱۰ دقیقه دیرتر به خانه رسید. من از این موضوع ناراحت شدم و علت تأخیرش را پرسیدم و عرفان همان روز برای نخستین بار به من گفت «مادر شهید که ناراحت نمیشود و مادر شهید که عصبانی نمیشود.»
کمک کردن به دوستان و آشنایان از خصوصیات عرفان بود
حیدری با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فرزندش اظهار کرد:عرفان در برابر همه همیشه «بله» و «چشم» میگفت، ممکن بود انجام کاری را با تاخیر انجام دهد یا گاهی فراموش کند، اما بله و چشم گفتن ورد زبانش بود.

وی ادامه داد: عرفان در برخی مواقع حتی بیش از اندازه به دوستانش بله و چشم میگفت، یکبار هنگام شام و در هوای سرد یکی از دوستانش تماس گرفت و از او خواست خودش را به او برساند و عرفان بدون اینکه شام بخورد از سر سفره بلند شد تا پیگیر کار دوستش شود.
مادر شهید فرمانی ادامه داد: از عرفان ناراحت شدم و گفتم چرا اینقدر زود بله و چشم میگویی و چرا نگفتی که در حال شام خوردن هستی؟ عرفان پاسخ داد که «مامان جان، ماشین دوستم داخل جوی آب افتاده، هوا سرد است و به کمک من نیاز دارد.»
وی گفت: عرفان با وجود اینکه متولد دهه ۸۰ بود و با من و پدرش تفاوت سنی داشت، هیچگاه با ما مشکلی نداشت و همواره رابطهای صمیمی و خوب با یکدیگر داشتیم.
حیدری با اشاره به آخرین اعزام فرزندش اظهار کرد: در آخرین روزی که عرفان را راهی کردیم، دوستانش گفتند او در اتوبوس میخندید و میگفت «من میروم که شهید شوم و دیگر برنمیگردم.»
وی افزود: عرفان وصیتنامه مکتوبی نداشت اما وصیتنامه خود را در قالب یک کلیپ در تلفن همراهش ضبط کرده بود و حتی رمز تلفن همراهش را نیز اعلام کرده بود اما تلفن همراه عرفان تاکنون از زیر آوار پیدا نشده و همچنان مفقود است.
هانیه فرمانی فاخر خواهر شهید در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره نحوه شهادت برادرش عرفان اظهار کرد:عرفان به همراه گروهی از همکارانش در مقر موشکی کرج مستقر بودند که این مقر از ساعت پنج عصر تا دو نیمهشب مورد بمباران دشمن جنایتکار قرار گرفت. درهای ورودی و خروجی مسدود و نیروهای مستقر در آنجا بر اثر خفگی به شهادت رسیدند.
وی ادامه داد: متاسفانه دشمن در روزهای بعد نیز با هجوم پهپادی به محل، حتی لودرهایی که برای امدادرسانی و خاکبرداری آمده بودند و آمبولانسهای حاضر در صحنه را نیز هدف قرار داد.
عرفان پیش از افطار و با زبان روزه به شهادت رسید
این خواهر شهید افزود: عرفان روز یکشنبه پیش از افطار در حالی که روزهدار بود، به شهادت رسید اما خبر قطعی شهادتش چهارشنبه درست هنگام افطار به ما رسید.
وی ادامه داد: عرفان در کنار فعالیتهای نظامی که در نیروی زمینی و هوافضای سپاه داشت، در فعالیتهای اجتماعی و مذهبی نیز پیشگام بود.

خواهر شهید عرفانی با اشاره به فعالیتهای برادرش افزود: عرفان از دوران دانشآموزی عضو فعال بسیج بود و بهعنوان مربی حلقههای صالحین در مناطق کمبرخوردار همدان خدمت میکرد، او همچنین از اعضای هیئتمدیره مسجد «سیدالشهدای» همدان بود و با تلاشهای خستگیناپذیر خود و دوستانش، موفق شد برای نخستینبار شهید گمنامی را در محلهمان تشییع و مسجد را به عطر شهید متبرک کند.
وی در ادامه توصیف ویژگیهای برادرش بیان کرد: عرفان با وجود اینکه از من هشت سال کوچکتر بود، شخصیتی مستقل داشت و از سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی دست از گرفتن پول توجیبی برداشت و میگفت آدمیزاد نباید بیکار باشد.
این خواهر شهید با بیان اینکه عرفان بسیار خوشرو، گرهگشا و مسئولیتپذیر بود، افزود: دوستان عرفان میگفتند دل عرفان به وسعت دریا است.
وی ادامه داد: عرفان از سن ۱۳ سالگی به چنان شناختی رسیده بود که گویی برای این دنیا ساخته نشده بود و بسیار عجول بود و همانطور که شهید آوینی میگفت کسانی به امام زمانشان میرسند که اهل سرعت باشند، عرفان نیز در مسیر خدمت و شهادت از قافله حسینی جا نماند.
عرفان آرزو داشت در کنار شهید امین کرمی به خاک سپرده شود
دوست شهید عرفان فرمانی فاخر در گفتوگو با خبرنگار مهر به آخرین دیدار خود با این شهید و آرزوی او اشاره کرد و گفت: آرزوی عرفان سر انجام محقق شد و او در جوار مزار شهید امین کرمی دفن شد.

وی اظهار کرد: آخرینبار در بهمنماه سال ۱۴۰۴ عرفان با من تماس گرفت و پیشنهاد داد که با هم به مزار شهدا برویم، میدانستم عرفان ارادت ویژهای به شهید امین کرمی دارد، به همین دلیل طبق عادت همیشگیاش ابتدا بر سر مزار شهید امین کرمی حاضر شدیم.
این دوست شهید عرفان فرمانی فاخر ادامه داد: عرفان در کنار مزار شهید کرمی به من گفت خیلی دوست دارم اگر شهید شدم، مرا در کنار شهید امین کرمی دفن کنند.
اگرچه شهید «عرفان فرمانی فاخر» در آغاز راه جوانی آسمانی شد، اما نام و راهش در خانه، مسجد و دل دوستانش جاری است. اتاقی که روزی خلوت جوانی مومن و دغدغهمند بود، امروز به حسینیهای برای تداوم روضه، توسل و یاد شهدا تبدیل شده است؛ نشانهای از اینکه راه عرفان با شهادت پایان نیافت و در خدمت ایمان و مجاهدت نسلهای بعدی ادامه خواهد داشت.
اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.


دیدگاه