کد خبر: 566020
۰
۰
نسخه چاپی

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- مهدی عزتی یزدانی؛ امشب، میدان شهید شاهد صد و نودمین شب حضور مردم است؛ ۱۹۰ شب از روزی که این میدان برای بخشی از مردم بجنورد تنها یک نقطه در جغرافیای شهر نیست، بلکه به محلی برای گردهم آمدن، عزاداری، همدلی و بیان یک مطالبه تبدیل شده است.

۱۹۰ شب عدد کوچکی نیست. پشت این عدد، شب‌های متوالی حضور مردمی قرار دارد که پس از پایان روز، خستگی را کنار گذاشته و راهی میدان شده‌اند؛ مردمی که شاید در طول روز با مشکلات و دغدغه‌های مختلف زندگی دست‌وپنجه نرم کنند، اما شب هنگام خود را به اینجا می‌رسانند.

اینجا اما تنها یک تجمع نیست؛ هر گوشه میدان روایتی دارد

یکی از آموزش کمک‌های اولیه می‌گوید، دیگری از نخستین شبی که پا به میدان گذاشته، مادری از آینده فرزندش حرف می‌زند و جوانی از ایران و ضرورت ایستادگی سخن می‌گوید.

در میان این جمعیت، چهره‌هایی هستند که برای یک یا چند شب نیامده‌اند؛ کسانی که حضورشان به بخشی از برنامه روزانه زندگی تبدیل شده است.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

میدان شهید؛ قرار هر شب مردم

وقتی ۱۹۰ شب از یک اتفاق می‌گذرد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک حضور مقطعی دانست.

برای برخی از مردم بجنورد، آمدن به میدان شهید حالا شبیه یک قرار نانوشته است؛ قراری که ساعت و نشانی مشخص دارد و هر شب بخشی از مردم شهر را کنار یکدیگر جمع می‌کند.

مردم می‌آیند، کنار هم می‌ایستند، برنامه‌ها را دنبال می‌کنند، پرچم ایران را در دست می‌گیرند و برای ساعتی فضای میدان را به نقطه‌ای برای همدلی تبدیل می‌کنند.

در میان جمعیت، خانواده‌ها حضور پررنگی دارند. کودکان در کنار والدین خود ایستاده‌اند و جوانان نیز در کنار افراد مسن، تصویری از نسل‌های مختلف یک شهر را شکل داده‌اند.

برای بسیاری از حاضران، این حضور فرصتی برای ابراز همدردی با خانواده شهدا، پاسداشت یاد شهدای اخیر و تأکید بر آن چیزی است که خود «خونخواهی رهبر شهید انقلاب» عنوان می‌کنند.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

روایت یک مربی هلال‌احمر از بیش از ۸۰ شب حضور؛

در میان حاضران، افرادی هستند که علاوه بر حضور در تجمع، مسئولیتی نیز بر عهده گرفته‌اند.

فاطمه عوض‌پور، مربی جمعیت هلال‌احمر، یکی از افرادی است که بخش قابل توجهی از این شب‌ها را در میدان حضور داشته است.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر می‌گوید: بیش از ۸۰ شب است که در میدان حضور دارم و در مکانی که برای این کار مشخص شده، به مردم آموزش کمک‌های اولیه می‌دهم.

عوض‌پور می‌افزاید: تلاش می‌کنیم آموزش‌ها را به شکل ساده و کاربردی در اختیار مردم قرار دهیم تا افراد بتوانند در مواقع ضروری، اقدامات اولیه را برای خود یا اطرافیانشان انجام دهند.

او ادامه می‌دهد: گاهی یک آموزش ساده می‌تواند در یک موقعیت اضطراری بسیار کمک‌کننده باشد. هدف ما این است که در کنار مردم باشیم و مهارت‌هایی را آموزش دهیم که در زندگی روزمره نیز کاربرد دارد.

حضور نیروهای آموزش‌دیده در حوزه امداد و کمک‌های اولیه، یکی از جلوه‌های کمتر دیده‌شده این شب‌هاست؛ بخشی که در کنار فضای تجمع، رنگ و بوی آموزشی و امدادی به میدان داده است.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

خبرنگاری که از روز اول در میدان بوده است؛

محمد سعیدی، خبرنگار بجنوردی، نیز از جمله افرادی است که از نخستین روز این تجمع‌ها در میدان حضور داشته و از نزدیک روند شکل‌گیری و استمرار آن را دنبال کرده است.

سعیدی می‌گوید: از روز اول تا امروز در میدان بوده‌ام. چیزی که در این مدت می‌بینم واقعاً وصف‌ناپذیر است و حضور مردم فوق‌العاده بوده است.

این خبرنگار بجنوردی ادامه می‌دهد: در طول این مدت شاهد حضور اقشار مختلف مردم بوده‌ام؛ خانواده‌ها، جوانان، افراد مسن و گروه‌های مختلفی که هر کدام با انگیزه خودشان به میدان آمده‌اند.

وی اضافه می‌کند: شاید مهم‌ترین چیزی که بعد از این مدت به چشم می‌آید، استمرار حضور مردم است. اینکه بعد از گذشت این تعداد شب، همچنان شاهد حضور مردم هستیم، اتفاق قابل توجهی است.

روایت من؛ ۱۹۰ شب از نزدیک

من هم از روز اول در این میدان بوده‌ام؛ شب‌به‌شب، در میان همین مردم.

برای من که از نخستین شب این حضور را دیده‌ام، میدان شهید دیگر فقط یک میدان در مرکز بجنورد نیست. اینجا در طول این ۱۹۰ شب، تبدیل به بخشی از زندگی مردم شده است.

تجمع‌ها کم‌کم شبیه یک دستور نانوشته در روال زندگی مردم شده‌اند؛ انگار آمدن به میدان، بخشی از برنامه هر شب آنهاست.

مردم می‌آیند و وقتی وارد میدان می‌شوند، برای ساعتی خیلی از دغدغه‌های روزمره را فراموش می‌کنند؛ خستگی کار، مشکلات زندگی، فشارهای روزانه و همه آن چیزهایی که در طول روز ذهنشان را درگیر کرده است.

آنچه من هر شب در میدان می‌بینم، یک مطالبه پررنگ است؛ خونخواهی رهبر شهید انقلاب.

در این مدت خانواده‌هایی را دیده‌ام که با فرزندانشان آمده‌اند، جوانانی را دیده‌ام که پرچم ایران را در دست گرفته‌اند، سالمندانی را دیده‌ام که با وجود خستگی و شرایط جسمی خود را به میدان رسانده‌اند و مردمی را دیده‌ام که هر شب با همان انگیزه در اینجا حاضر می‌شوند.

برای من، مهم‌ترین بخش این ماجرا شاید نه یک شب و نه یک تصویر، بلکه استمرار آن باشد.

روزها گذشته‌اند.

شب‌ها یکی پس از دیگری آمده‌اند.

اما میدان همچنان شاهد حضور مردم است.

چرا مردم می‌آیند؟

وقتی از مردم درباره دلیل حضورشان سؤال می‌شود، پاسخ‌ها متفاوت است، اما بخش زیادی از آنها به چند موضوع مشترک اشاره می‌کنند؛ ایران، امنیت، یاد شهدا، همدلی و خونخواهی رهبر شهید انقلاب.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

در چنین شرایطی احساس می‌کنیم باید کنار هم باشیم؛

یکی از شهروندان حاضر در میدان می‌گوید: «برای ما این حضور فقط یک تجمع نیست. در چنین شرایطی احساس می‌کنیم باید کنار هم باشیم.»

شهروند دیگری که به همراه خانواده خود به میدان آمده است، می‌گوید: «ممکن است مردم درباره مسائل مختلف نظرهای متفاوتی داشته باشند، اما وقتی پای ایران و امنیت کشور وسط باشد، باید کنار هم بایستیم.»

یک جوان حاضر در میدان نیز می‌گوید: «من اینجا هستم چون نمی‌خواهم نسبت به اتفاقی که برای کشور افتاده بی‌تفاوت باشم. حضور مردم برای من معنای خودش را دارد.»

در میان خانواده‌ها نیز روایت‌ها شنیدنی است. مادری که فرزندش را همراه خود به میدان آورده، می‌گوید: «دوست دارم بچه‌ام بداند در روزهای سخت، مردم کنار هم می‌ایستند.»

۱۹۰ شب؛ یک عدد یا یک خاطره؟

۱۹۰ شب حضور، برای کسانی که هر شب اینجا بوده‌اند، فقط یک عدد نیست.

هر شب برای خودش خاطره‌ای دارد؛ یک چهره، یک شعار، یک پرچم، یک دیدار یا حتی یک گفت‌وگوی کوتاه.

برای خبرنگارانی که این تجمع را از ابتدا دنبال کرده‌اند، این ۱۹۰ شب تبدیل به بخشی از تاریخ شفاهی شهر شده است؛ روایتی که هر شب بخشی تازه به آن اضافه می‌شود.

برای نیروهای امدادی، این شب‌ها فرصتی برای خدمت و آموزش است.

برای خانواده‌ها، فرصتی برای حضور در کنار یکدیگر.

برای جوانان، فرصتی برای بیان نگاه خود.

و برای بسیاری از مردم، فرصتی برای نشان دادن اینکه در روزهای سخت، میدان را خالی نمی‌کنند.

پایان یک شب، اما نه پایان یک روایت

ساعت از شب گذشته است.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

این میدان در این شب‌ها فقط شاهد یک تجمع نبوده؛ شاهد بخشی از احساسات، خاطرات و روایت‌های مردم بجنورد بوده است؛

بخشی از مردم آرام‌آرام میدان را ترک می‌کنند. خانواده‌ها به سمت خودروهای خود می‌روند، گروهی از جوانان هنوز در میدان ایستاده‌اند و نیروهای حاضر نیز به کار خود ادامه می‌دهند.

اما یک چیز همچنان باقی است؛ خاطره شبی دیگر از ۱۹۰ شب حضور.

من از روز اول اینجا بوده‌ام و هر شب، وقتی به میدان می‌رسم، تلاش می‌کنم آنچه را می‌بینم به خاطر بسپارم.

چیزی که برای من بیش از همه قابل توجه است، تغییر نکردن اصل این حضور در گذر زمان است.

۱۹۰ شب گذشته، اما هنوز خانواده‌هایی هستند که می‌آیند، هنوز جوانانی هستند که پرچم ایران را در دست می‌گیرند، هنوز پیرمردها و پیرزن‌هایی هستند که خودشان را به میدان می‌رسانند و هنوز صدای مردمی شنیده می‌شود که از خونخواهی رهبر شهید انقلاب سخن می‌گویند.

این میدان در این شب‌ها فقط شاهد یک تجمع نبوده؛ شاهد بخشی از احساسات، خاطرات و روایت‌های مردم بجنورد بوده است.

هر شب که می‌گذرد، شاید یک شب دیگر به این عدد اضافه شود، اما آنچه برای من که از روز اول شاهد این ماجرا بوده‌ام اهمیت بیشتری دارد، عدد نیست؛ چیزی است که در چهره مردم می‌بینم.

۱۹۰ شب ایستادگی گذشته است.

۱۹ شب حضور.

۱۹۰ شب دیدن مردمی که می‌آیند، کنار هم می‌ایستند و بعد به خانه‌هایشان بازمی‌گردند.

اما چیزی که هر شب در میدان می‌بینم این است که این عشق هنوز خسته نشده است.

۱۹۰ شب گذشته، اما به نظر می‌رسد روایت میدان شهید هنوز ادامه دارد؛ روایتی که هر شب با حضور مردم نوشته می‌شود و پایانش هنوز در افق دیده نمی‌شود.

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

روایت ۱۹۰ شب؛ وقتی یک میدان، قصه یک شهر می‌شود

۱۹۰ شب از نخستین شبی که مردم راهی میدان شهید بجنورد شدند گذشته است؛ ۱۹۰ شب که هر کدام برای خود روایتی داشته‌اند و هر بار، چهره‌هایی تازه در کنار چهره‌های آشنا قرار گرفته‌اند. در این مدت، میدان فقط محل تجمع مردم نبوده؛ به نقطه‌ای تبدیل شده که بخشی از مردم شهر احساسات، باورها، اندوه و مطالبه خود را در آن به نمایش گذاشته‌اند.

شاید در نگاه اول، تکرار یک تجمع پس از ۱۹۰ شب، اتفاقی معمولی به نظر برسد؛ اما وقتی از نزدیک شاهد آن باشی، می‌بینی که ماجرا فقط آمدن چند نفر به یک میدان نیست. پشت هر حضور، داستانی وجود دارد؛ مادری که فرزندش را همراه آورده، جوانی که پرچم ایران را در دست گرفته، سالمندی که با وجود خستگی خود را به میدان رسانده و امدادگری که شب‌های متوالی در کنار مردم ایستاده تا در صورت نیاز، آموزش و خدمات امدادی ارائه دهد.

این میدان در طول این شب‌ها، شاهد سوگ و دلتنگی بوده، اما در کنار آن، شاهد همدلی و امید نیز بوده است. مردمی که شاید در بسیاری از مسائل زندگی و جامعه دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، در اینجا برای دقایقی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و آنچه خود نقطه اشتراکشان می‌دانند را فریاد زده‌اند؛ ایران، امنیت، یاد شهدا و خونخواهی رهبر شهید انقلاب.

برای من که از روز نخست در این میدان حضور داشته‌ام، شاید مهم‌ترین بخش ماجرا همین استمرار باشد. من ۱۹۰ شب را از نزدیک دیده‌ام؛ تغییر فصل و هوا، خستگی مردم، تفاوت چهره‌ها و تفاوت حال‌وهوای شب‌ها را دیده‌ام، اما چیزی که همچنان پابرجاست، اصل حضور مردم است.

در این ۱۹۰ شب، میدان شهید برای بسیاری از حاضران به یک «قرار شبانه» تبدیل شده است؛ قراری که در آن، زندگی روزمره برای ساعتی کنار می‌رود و مردم خود را در یک فضای مشترک پیدا می‌کنند. اینجا هر شب، بخشی از دغدغه‌های روزانه پشت درهای میدان جا می‌ماند و مردم با ذهن و دلی پر از حرف، خاطره و احساس وارد می‌شوند.

شاید نتوان تمام آنچه در این میدان گذشته را در چند گزارش، چند تصویر یا چند مصاحبه خلاصه کرد. برخی لحظه‌ها فقط باید دیده شوند تا بتوان معنای آنها را فهمید؛ نگاه مادری که دست فرزندش را گرفته، جوانی که پرچم را بالا برده، پیرمردی که آرام در گوشه میدان ایستاده و امدادگری که پس از ده‌ها شب هنوز برای آموزش مردم در محل حاضر است.

اینها تصاویر ساده‌ای هستند، اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، داستان بزرگ‌تری را روایت می‌کنند؛ داستان شهری که بخشی از مردمش تصمیم گرفته‌اند در یک مقطع حساس، حضور خود را حفظ کنند.

۱۹۰ شب، زمان زیادی است. آنقدر زیاد که یک حضور مقطعی می‌تواند به یک خاطره جمعی تبدیل شود. اما آنچه امشب در میدان شهید دیده می‌شود، نشان می‌دهد این روایت هنوز برای حاضران به پایان نرسیده است.

من امشب نیز مثل شب‌های قبل، میان مردم ایستاده‌ام و همان سؤالی را در ذهن دارم که شاید از نخستین شب تا امروز بارها تکرار شده است: این حضور تا کجا ادامه خواهد داشت؟

۱۹۰ شب گذشت؛ عشق مردم بجنورد هنوز در میدان شهید زنده است

هنوز پرچم ایران در میدان دیده می‌شود؛

پاسخ را نمی‌دانم.

اما چیزی که می‌دانم این است که پس از ۱۹۰ شب، هنوز مردمی هستند که می‌آیند.

هنوز پرچم ایران در میدان دیده می‌شود.

هنوز صدای شعارها شنیده می‌شود.

هنوز خانواده‌ها، جوانان و سالمندان در کنار یکدیگر حضور دارند.

و هنوز وقتی از مردم می‌پرسی چرا آمده‌اند، از ایران، شهدا، امنیت و خونخواهی رهبر شهید انقلاب سخن می‌گویند.

شاید روزی این شب‌ها به پایان برسند و میدان دوباره به همان شکل همیشگی خود بازگردد؛ اما خاطره ۱۹۰ شب حضور، برای کسانی که در این میدان ایستاده‌اند باقی خواهد ماند.

خاطره شب‌هایی که مردم از خانه‌هایشان بیرون آمدند، در کنار هم ایستادند و بخشی از تاریخ روزهای خود را در همین میدان رقم زدند.

و من، به عنوان کسی که از نخستین شب تا امشب شاهد این حضور بوده‌ام، یک تصویر را بیشتر از همه با خودم به خانه می‌برم؛

تصویر مردمی که شب، خسته از یک روز طولانی، دوباره راه میدان را در پیش می‌گیرند.

مردمی که می‌آیند.

می‌ایستند.

یاد می‌کنند.

مطالبه می‌کنند.

و بعد، آرام‌آرام به خانه بازمی‌گردند.

اما انگار چیزی در میدان جا می‌گذارند؛ بخشی از احساسشان، بخشی از خاطراتشان و بخشی از روایتی که هنوز تمام نشده است.

۱۹۰ شب گذشت؛ اما این میدان هنوز حرف دارد و مردم هنوز برای گفتنش می‌آیند.

اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

 

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید