
به گزارش اقتصادآینده نیوز، سرمایه گذاری دولتی در بخش ورزش بانوان مغفول مانده است. سرانه زیرساخت های ورزشی در بسیاری از شهرها و کلانشهرها با استانداردهای جهانی فاصله دارد و هنگامی که نوبت به بانوان می رسد، این فاصله بیشتر نمایان می شود.
شاید ما از یاد برده باشیم که زنان به عنوان نیمی از هرم جمعیتی جامعه، نقش بسزایی در تحکیم بنیاد خانواده دارند و سلامت و نشاط افزایی آنان به حال خوب مردم منجر می شود. ورزش بانوان نباید در نگاه سیاستگذاران و مدیران صرفا یک حوزه فرعی در مجموعه ورزش کشور تلقی شود. سلامت زنان، مستقیما با سلامت خانواده و در مقیاس بزرگ تر با سلامت اجتماعی پیوند خورده است. مادری که از نشاط و سلامت جسمی و روحی برخوردار باشد، بهتر می تواند در کنار فرزندان خود حضور داشته باشد و خانواده ای پویا و بانشاط را شکل دهد. از این منظر، هزینه کردن برای ورزش بانوان نه یک اعتبار مصرفی، بلکه نوعی سرمایه گذاری ارزشمند اجتماعی است که آثار آن در سال های آینده در ابعاد مختلف جامعه نمایان خواهد شد.
با این حال، در بسیاری از شهرها و کلانشهرهای ایران هنوز دسترسی بانوان به فضاهای ورزشی مناسب، ایمن و در دسترس با محدودیت هایی روبرو است. گاهی یک مجموعه ورزشی در منطقه ای ساخته می شود اما به دلیل فاصله زیاد، هزینه استفاده یا نبود امکانات متناسب با نیاز بانوان، عملا بخش قابل توجهی از جامعه امکان بهره مندی منظم از آن را پیدا نمی کنند. این در حالی است که توسعه ورزش همگانی زمانی می تواند به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود که امکانات ورزشی در متن زندگی شهروندان قرار داشته باشد و استفاده از آنها برای اقشار مختلف امکان پذیر باشد.
نباید انتظار داشت بانوان برای بهره مندی از حداقل امکانات ورزشی، مسافت های طولانی را طی کنند یا بخش قابل توجهی از درآمد خانوار را به این موضوع اختصاص دهند. ایجاد سالن های ورزشی محله ای، توسعه بوستان های ویژه فعالیت های ورزشی، تجهیز فضاهای روباز، افزایش ساعات بهره برداری از مجموعه های موجود و پیش بینی امکانات ورزشی بانوان در طرح های توسعه شهری می تواند بخشی از این فاصله را جبران کند.
از سوی دیگر، توجه به ورزش بانوان تنها به ساخت سالن و زمین ورزشی محدود نمی شود. باید زنجیره ای از خدمات و برنامه ها در کنار زیرساخت ها شکل بگیرد. مربیان متخصص، برنامه های منظم آموزشی، مسابقات محلی و استانی، حمایت از استعدادهای ورزشی و فراهم کردن زمینه حضور بیشتر زنان و دختران در رشته های مختلف، حلقه های مکمل این زنجیره هستند. اگر زیرساخت ساخته شود اما برنامه ای برای استفاده مستمر از آن وجود نداشته باشد، بخش مهمی از ظرفیت سرمایه گذاری ها بلااستفاده خواهد ماند.
موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، عدالت در توزیع امکانات است. برخورداری از امکانات ورزشی نباید به محله های برخوردار و مناطق مرکزی شهرها محدود شود. دختران و زنان ساکن مناطق کم برخوردار نیز به همان اندازه حق دارند از امکانات مناسب برای ورزش و اوقات فراغت بهره مند شوند. حتی می توان گفت توسعه فضاهای ورزشی در این مناطق، آثار اجتماعی گسترده تری به همراه خواهد داشت و می تواند بخشی از اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را به سمت فعالیت های سالم و سازنده هدایت کند.
در این میان، شهرداری ها، وزارت ورزش و جوانان، آموزش و پرورش و سایر دستگاه های مرتبط می توانند با تقسیم کار و هم افزایی، مسیر توسعه ورزش بانوان را هموارتر کنند. استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و خیرین نیز می تواند منابع جدیدی برای ساخت و تجهیز اماکن ورزشی فراهم کند. البته مشارکت بخش خصوصی زمانی پایدار خواهد بود که سازوکارهای روشن، مشوق های مناسب و تضمین های لازم برای سرمایه گذاری وجود داشته باشد.
نباید فراموش کرد که ورزش فقط برای قهرمان سازی نیست. ورزش پیش از آنکه سکوی مدال باشد، بستری برای پیشگیری از بیماری، افزایش نشاط، تقویت اعتماد به نفس و شکل گیری سبک زندگی سالم است. بنابراین بانویی که هیچ علاقه ای به مسابقات حرفه ای ندارد، باید بتواند در نزدیک ترین فضای شهری خود امکان پیاده روی، نرمش، ورزش های گروهی یا استفاده از سالن های تخصصی را داشته باشد.
جامعه ای که برای سلامت زنان خود برنامه داشته باشد، در حقیقت برای آینده خانواده و نسل های بعد سرمایه گذاری کرده است. امروز اگر کمبود امکانات ورزشی بانوان نادیده گرفته شود، فردا باید هزینه های بیشتری برای جبران پیامدهای کم تحرکی، کاهش نشاط اجتماعی و مشکلات مرتبط با سبک زندگی پرداخت شود.
اکنون زمان آن رسیده است که ورزش بانوان از حاشیه برنامه های توسعه خارج شود و به یکی از محورهای جدی سیاستگذاری اجتماعی و شهری تبدیل شود. توسعه زیرساخت های ورزشی بانوان، توجه به مناطق کم برخوردار، حمایت از ورزش همگانی و استعدادهای ورزشی و فراهم کردن دسترسی عادلانه به امکانات، می تواند گامی موثر در مسیر ساختن جامعه ای سالم تر و بانشاط تر باشد.
سرمایه گذاری برای ورزش زنان، سرمایه گذاری برای یک فرد نیست؛ سرمایه گذاری برای خانواده، نسل آینده و سلامت اجتماعی است. هر سالن ورزشی که برای بانوان ساخته می شود، هر فضای عمومی که برای فعالیت آنان تجهیز می شود و هر برنامه ای که زمینه مشارکت بیشتر زنان در ورزش را فراهم می کند، در حقیقت آجری برای ساختن جامعه ای سالم تر و پرنشاط تر خواهد بود.
یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی


دیدگاه