
به گزارش اقتصادآینده نیوز، پیامدهای این غفلت فزاینده بیش از هر چیز دامنگیر بشریت خواهد شد و زمین در نهایت خاصیت زیست پذیری خود را فرو می بازد. برای توقف هیچ چرخه شوم راهکارهایی وجود دارد.
زباله، اگرچه در نگاه نخست محصولی بی ارزش و حاصل مصرف روزمره انسان به نظر می رسد، اما در جهان امروز به یکی از شاخص های مهم توسعه یافتگی، کیفیت حکمرانی شهری و مسئولیت پذیری اجتماعی تبدیل شده است. آنچه جوامع پیشرفته را از جوامعی که همچنان با معضل انباشت پسماند دست و پنجه نرم می کنند متمایز می سازد، نه صرفا میزان تولید زباله، بلکه شیوه مواجهه با آن است. در حقیقت، پسماند می تواند از یک تهدید خاموش برای سلامت انسان و طبیعت، به فرصتی ارزشمند برای خلق ثروت، اشتغال و حفاظت از منابع طبیعی تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه مدیریت آن از یک وظیفه خدماتی روزمره فراتر رود و در جایگاه یک صنعت راهبردی مورد توجه قرار گیرد.
صنعت مدیریت پسماند، امروز مجموعه ای گسترده از فعالیت های تخصصی را در بر می گیرد؛ از جمع آوری اصولی و حمل و نقل بهداشتی گرفته تا پردازش، بازیافت، تولید انرژی، بازگرداندن مواد اولیه به چرخه تولید و دفع ایمن پسماندهای غیرقابل استفاده. توسعه این صنعت نه تنها هزینه های مدیریت شهری را کاهش می دهد، بلکه می تواند زمینه ساز شکل گیری کسب و کارهای نوآورانه، جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی و ایجاد فرصت های شغلی پایدار باشد. در شرایطی که اقتصادها به سوی بهره وری بیشتر از منابع و کاهش اتلاف مواد اولیه حرکت می کنند، بی توجهی به ظرفیت اقتصادی زباله، به معنای چشم پوشی از بخشی از ثروت نهفته در زندگی روزمره جامعه است. با این حال، هیچ فناوری پیشرفته ای به تنهایی قادر نیست مسئله پسماند را به شکل بنیادین حل کند. نقطه آغاز مدیریت علمی زباله، جایی است که تولیدکننده پسماند مسئولیت خود را می پذیرد؛ یعنی خانه، اداره، فروشگاه، کارخانه و هر مکانی که در آن مصرف صورت می گیرد. تفکیک از مبدا، زیربنای اصلی این تحول است. هنگامی که پسماندهای تر، خشک، کاغذ، پلاستیک، فلز و شیشه از همان ابتدا به صورت جداگانه جمع آوری شوند، کیفیت مواد قابل بازیافت افزایش می یابد، هزینه های جداسازی و پردازش کاهش پیدا می کند و امکان بازگشت مواد ارزشمند به چرخه تولید فراهم می شود.
در مقابل، آمیخته شدن انواع زباله، نه تنها ارزش اقتصادی بسیاری از مواد را از بین می برد، بلکه آلودگی بیشتری ایجاد می کند و فرایند بازیافت را دشوارتر و پرهزینه تر می سازد. از این رو، تفکیک از مبدا را نباید صرفا توصیه ای اخلاقی یا اقدامی مقطعی در مناسبت های زیست محیطی دانست؛ این اقدام، یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی است که موفقیت برنامه های کلان مدیریت پسماند به آن وابسته است. البته تحقق این هدف، تنها با دعوت مردم به همکاری امکان پذیر نیست. شهروند مسئول به زیرساخت مناسب، آموزش مستمر، اطلاع رسانی شفاف و اعتماد به نظام جمع آوری پسماند نیاز دارد. اگر زباله های تفکیک شده در مراحل بعدی دوباره با یکدیگر مخلوط شوند، اعتماد عمومی آسیب می بیند و مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. بنابراین، مدیریت شهری باید با ایجاد مسیرهای مشخص جمع آوری، توسعه مراکز پردازش و بازیافت، حمایت از سرمایه گذاران و نظارت بر عملکرد پیمانکاران، نشان دهد که تفکیک از مبدا بخشی واقعی و موثر از یک برنامه جامع است.
در این میان، دولت و شهرداری ها باید از نگاه صرفا هزینه محور به مدیریت پسماند فاصله بگیرند. پسماند، بازاری بالقوه برای سرمایه گذاری و نوآوری است؛ بازاری که با سیاست گذاری درست می تواند به توسعه فناوری های پاک، تولید مواد اولیه ثانویه و کاهش وابستگی صنایع به منابع طبیعی منجر شود. مشارکت بخش خصوصی، تدوین مقررات کارآمد، ایجاد مشوق های اقتصادی و حمایت از شرکت های دانش بنیان، از جمله اقداماتی است که می تواند این ظرفیت را بالفعل کند. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که دفن غیراصولی زباله و رهاسازی پسماند در طبیعت، هزینه هایی فراتر از مخارج مستقیم شهرداری ها به جامعه تحمیل می کند؛ از آلودگی خاک و منابع آب گرفته تا انتشار گازهای گلخانه ای، تخریب زیستگاه ها و افزایش مخاطرات بهداشتی. هزینه پیشگیری و بازیافت، در بسیاری از موارد، بسیار کمتر از بهای اقتصادی و اجتماعی بی توجهی به این پیامدهاست.
امروز، گذار به مدیریت پایدار پسماند نیازمند تغییر نگرش در سه سطح است: شهروند باید تفکیک را بخشی از سبک زندگی خود بداند، مدیریت شهری باید آن را اولویتی راهبردی تلقی کند و بخش خصوصی باید فرصت های اقتصادی این عرصه را جدی بگیرد. هماهنگی این سه ضلع می تواند زنجیره ای کارآمد از کاهش تولید زباله تا بازیافت و بازآفرینی منابع ایجاد کند. سرانجام باید پذیرفت که آینده پاک شهرها، در سطل های زباله امروز رقم می خورد. تفکیک از مبدا، اقدامی کوچک با پیامدهایی بزرگ است؛ اقدامی که اگر با مدیریت علمی، سرمایه گذاری هدفمند و مشارکت عمومی همراه شود، می تواند زباله را از نماد اتلاف منابع به نشانه بلوغ اقتصادی و زیست محیطی جامعه تبدیل کند. توسعه صنعت مدیریت پسماند، انتخابی تجملی نیست؛ ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفاظت از طبیعت، صیانت از سلامت عمومی و ساختن آینده ای پایدار برای نسل های فرداست.
یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی


دیدگاه