کد خبر: 563390
۰
۰
نسخه چاپی

مرحوم ابوترابی؛ تکیه‌گاه آزادگان در سال‌های سخت اسارت

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: ۲۶ مردادماه، سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، تنها یادآور پایان سال‌های اسارت و بازگشت هزاران رزمنده به آغوش خانواده‌ها نیست؛ این روز، فرصتی برای بازخوانی روایت انسان‌هایی است که در یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، میان دیوارهای اردوگاه‌های بعثی، با شکنجه، محرومیت، غربت و دوری از وطن روبه‌رو شدند، اما اجازه ندادند اسارت، ایمان، هویت و کرامت انسانی آنان را از میان ببرد.

در میان روایت‌های متعدد آزادگان از آن سال‌ها، نام مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد جایگاهی ویژه دارد؛ روحانی‌ای که نزدیک به یک دهه از عمر خود را در اردوگاه‌های عراق گذراند و به تدریج از یک اسیر در میان هزاران اسیر، به مرجع معنوی، اخلاقی و مدیریتی آنان تبدیل شد. روایت همرزمانش نشان می‌دهد که نقش او در دوران اسارت تنها به بیان توصیه‌های دینی محدود نبود، بلکه ابوترابی تلاش می‌کرد از اردوگاه اسارت، محیطی برای حفظ کرامت، تقویت روحیه، آموزش، خودسازی و حتی مراقبت از سلامت جسم و روان آزادگان بسازد.

فرج‌الله فصیحی رامندی، از آزادگان دوران دفاع مقدس که حدود ۱۵ ماه پایانی اسارت خود را در کمپ ۱۷ در کنار مرحوم ابوترابی گذرانده است، از او به عنوان شخصیتی یاد می‌کند که حضورش فشار اسارت را برای هزاران آزاده قابل تحمل‌تر کرد.

او نخستین آشنایی خود با مرحوم ابوترابی را به روزهای مبارزه علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ در قزوین مربوط می‌داند؛ ارتباطی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی ادامه یافت و در دوران اسارت عمق بیشتری پیدا کرد.

به گفته فصیحی رامندی، محبوبیت ابوترابی در میان آزادگان بیش از هر چیز ناشی از نوع رفتار، نحوه برخورد با افراد و شیوه هدایت و راهنمایی او بود؛ نفوذی که تنها به نیروهای مذهبی و انقلابی محدود نمی‌شد و حتی افرادی با گرایش‌های متفاوت نیز تحت تأثیر شخصیت او قرار می‌گرفتند.

اسارت؛ میدان تازه‌ای برای مبارزه

اگر میدان نبرد برای رزمندگان عرصه رویارویی مستقیم با دشمن بود، اسارت میدان دیگری برای مقاومت محسوب می‌شد؛ میدانی که در آن دشمن تلاش می‌کرد روحیه، هویت و اراده اسیر را در کنار جسم او درهم بشکند. مرحوم ابوترابی در چنین شرایطی، شیوه دیگری از مبارزه را در پیش گرفت.

علی‌اکبر عرفانی، آزاده و از همرزمان مرحوم ابوترابی، معتقد است او در اردوگاه‌های عراق عملاً مسیر مبارزه خود را از «جنگ سخت» به «جنگ نرم» تغییر داد. از نگاه ابوترابی، در دوران اسارت دیگر مقابله مستقیم و دائمی با دشمن، لزوماً به معنای پیروزی نبود؛ بلکه حفظ سلامت جسم و روح، ایمان، عزت و شخصیت آزادگان اهمیت بیشتری داشت.

به گفته عرفانی، ابوترابی همواره به اسرا توصیه می‌کرد هوشمندانه رفتار کنند؛ نه وارد همکاری با دشمن شوند و نه با ایجاد تنش‌های غیرضروری شرایط را برای خود و دیگران دشوارتر کنند. او معتقد بود مدیریت شرایط موجود می‌تواند فرصت بیشتری برای آموزش، عبادت، ورزش، حفظ سلامت و تقویت روحیه فراهم کند.

همین نگاه در روایت فصیحی رامندی نیز دیده می‌شود. او می‌گوید گاهی اسرا به دلیل سن پایین‌تر و روحیه مقاومت، با نیروهای عراقی وارد درگیری می‌شدند، اما ابوترابی تلاش می‌کرد این تنش‌ها را کاهش دهد. از نگاه او، حفظ آرامش به معنای تسلیم در برابر دشمن نبود، بلکه راهی برای افزایش توان اسرا در تحمل دوران اسارت و حفظ ظرفیت‌های انسانی و معنوی آنان بود.

مرحوم ابوترابی؛ تکیه‌گاه آزادگان در سال‌های سخت اسارت

اردوگاه‌هایی که به مدرسه زندگی تبدیل شدند

یکی از مهم‌ترین میراث‌های مرحوم ابوترابی در دوران اسارت، تلاش برای تبدیل اردوگاه از محلی برای شکنجه و تحقیر به محیطی برای آموزش و خودسازی بود.

فصیحی رامندی از برگزاری کلاس‌های نهضت سوادآموزی، جلسات عقیدتی و سیاسی و آموزش قرآن در سطوح مختلف سخن می‌گوید؛ کلاس‌هایی که گاه در خفا و دور از چشم نیروهای عراقی برگزار می‌شد. روخوانی، روان‌خوانی، تجوید و حفظ قرآن در کنار برنامه‌های آموزشی و فرهنگی، بخشی از زندگی روزمره آزادگان را تشکیل می‌داد.

ورزش نیز جایگاه ویژه‌ای داشت. هدف تنها پر کردن اوقات فراغت نبود؛ بلکه حفظ توان جسمی و روحی اسرا، به‌ویژه کسانی که از نظر اعتقادی یا روحی شرایط دشوارتری داشتند، مورد توجه قرار می‌گرفت.

عرفانی نیز معتقد است همین رویکرد باعث شد اردوگاه برای بسیاری از آزادگان از یک «محل اسارت» به محیطی برای یادگیری، رشد و خودسازی تبدیل شود. ظرفیت‌های فرهنگی و معنوی اسرا، به‌ویژه فرهنگ عاشورا، که در وجود بسیاری از آنان ریشه داشت، با هدایت ابوترابی سامان یافت و به ابزاری برای مقابله با فشارهای اسارت تبدیل شد.

ابوترابی؛ پناه اسیران ضعیف‌تر

یکی از ویژگی‌های برجسته مرحوم ابوترابی در روایت آزادگان، توجه ویژه او به کسانی بود که از نظر اعتقادی، روحی یا حتی مالی در شرایط دشوارتری قرار داشتند.

فصیحی رامندی می‌گوید ابوترابی معتقد بود افراد مذهبی و انقلابی نباید تنها به همفکران خود توجه کنند، بلکه باید بیشتر مراقب کسانی باشند که در شرایط سخت، نیازمند حمایت هستند.

این ویژگی در خاطره‌ای که عرفانی نقل می‌کند، جلوه‌ای متفاوت دارد. او می‌گوید یک شب مرحوم متوجه شد پتوی یکی از اسرا روی پای او افتاده است. ابوترابی خم شد و پای آن اسیر را بوسید؛ رفتاری که برای فرد مقابل، بیش از ده‌ها سخنرانی اثرگذار بود. آن اسیر از نظر مذهبی فردی پررنگ نبود، اما همین رفتار انسانی و بدون تکلف، تحول روحی او را رقم زد.

در نگاه ابوترابی، هدایت انسان‌ها از مسیر تحقیر یا فاصله گرفتن از آنان نمی‌گذشت؛ بلکه باید به سراغ کسانی رفت که نیاز بیشتری به محبت و توجه دارند.

حتی سهم اندک اسیران هم وسیله‌ای برای دستگیری از دیگران بود

در شرایط دشوار اقتصادی اردوگاه‌ها، عراقی‌ها مبلغ اندکی را به صورت ماهانه در اختیار اسرا قرار می‌دادند تا بخشی از نیازهای شخصی خود را تأمین کنند. فصیحی رامندی می‌گوید مرحوم ابوترابی از نیروهای مذهبی و انقلابی می‌خواست بخشی از همین مبلغ را کنار بگذارند تا برای اسیرانی که از نظر مالی یا اعتقادی در شرایط دشوارتری بودند هزینه شود.

هدف آن بود که فرد نیازمند برای تأمین نیازهای ابتدایی خود مجبور نشود دست نیاز به سوی نیروهای عراقی دراز کند.

این رفتار نشان می‌دهد که برای ابوترابی، مقاومت تنها در تحمل شکنجه و ایستادگی در برابر دشمن خلاصه نمی‌شد؛ بلکه کمک به یک هم‌بند، حفظ عزت او و جلوگیری از شکسته شدن شخصیتش نیز بخشی از مقاومت بود.

مرحوم ابوترابی؛ تکیه‌گاه آزادگان در سال‌های سخت اسارت

اخلاقی که حتی شکنجه‌گران را تحت تأثیر قرار داد

روایت آزادگان از مرحوم ابوترابی تنها به تأثیر او بر اسرا محدود نمی‌شود. برخی از آنان از اثرگذاری رفتارش بر نیروهای عراقی نیز سخن گفته‌اند.

سیدعباس شیرانی، آزاده دوران دفاع مقدس، از فشارها و شکنجه‌های سنگینی می‌گوید که بر ابوترابی وارد می‌شد، اما او با وجود این شرایط روحیه خود را حفظ می‌کرد. در یکی از روایت‌های نقل‌شده، حتی زمانی که کابل برق از دست شکنجه‌گران می‌افتاد، ابوترابی آن را به آنان بازمی‌گرداند تا مبادا به دلیل سهل‌انگاری مجازات شوند.

شیرانی همچنین از ارتباط هوشمندانه مرحوم با برخی مسئولان عراقی اردوگاه روایت می‌کند؛ ارتباطی که به او امکان می‌داد از وضعیت اسرا و نیازهای آنان اطلاع پیدا کند و در عین حال، خواسته‌های آزادگان را پیگیری کند.

عرفانی نیز از یکی از شکنجه‌گران اردوگاه به نام کاظم عبدالامیر یاد می‌کند که بعدها تحت تأثیر رفتار ابوترابی قرار گرفت و مسیر زندگی‌اش تغییر کرد. روایت او از حضور این فرد در بدرقه آزادگان و ابراز پشیمانی از رفتارهای گذشته، از تأثیر فراتر از مرزهای اسارت سخن می‌گوید.

سید آزادگان و شبکه‌ای برای زنده نگه داشتن ایمان

در بسیاری از اردوگاه‌ها، برگزاری نماز جماعت و مراسم مذهبی ممنوع بود و حتی تجمع چند نفر از اسرا می‌توانست پیامدهایی برای آنان داشته باشد. با این حال، مرحوم ابوترابی توانست شبکه‌ای از ارتباط میان آزادگان ایجاد کند تا پیام‌های دینی و معنوی از طریق افراد مختلف منتقل شود.

شیرانی معتقد است این شبکه ارتباطی در حفظ ایمان و روحیه آزادگان نقشی جدی داشت. ابوترابی از طریق همین ارتباط‌ها تلاش می‌کرد امید را در میان اسرا زنده نگه دارد و اجازه ندهد محدودیت‌های اردوگاه، ارتباط آنان با ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی‌شان را قطع کند.

بدن نحیف و آثار شکنجه بر پیکر او، برای بسیاری از اسرا به نمادی از مقاومت تبدیل شده بود. به گفته شیرانی، ابوترابی در سخت‌ترین شرایط بشاش و مقاوم باقی می‌ماند و با یادآوری عنایات حضرت زهرا(س)، به آزادگان روحیه می‌داد.

مرحوم ابوترابی؛ تکیه‌گاه آزادگان در سال‌های سخت اسارت

آزادی؛ پایانی برای اسارت و آغاز مسئولیتی تازه

حتی مسئله آزادی نیز در نگاه مرحوم ابوترابی رنگ دیگری داشت. شیرانی نقل می‌کند که ابوترابی در دوران اسارت دعا می‌کرد آخرین نفری باشد که از اردوگاه آزاد می‌شود، اما بعدها از این دعا ابراز پشیمانی کرده بود؛ چراکه آرزو می‌کرد نخستین نفر آزاد شود تا بتواند خبر بازگشت آزادگان را به مسئولان و خانواده‌های آنان برساند.

این روایت، تصویری روشن از شخصیت او ارائه می‌کند؛ انسانی که حتی در لحظه‌ای که می‌توانست تنها به نجات خود بیندیشد، دغدغه دیگران را در اولویت قرار می‌داد.

پس از آزادی نیز این مسئولیت‌پذیری ادامه یافت. او به خانواده‌های آزادگان در نقاط مختلف کشور سرکشی می‌کرد و برای اطلاع از وضعیت آنان به مناطق دورافتاده سفر می‌کرد؛ در حالی که به گفته همرزمانش، با وجود جایگاه اجتماعی و سیاسی، زندگی بسیار ساده‌ای داشت.

روایت یک فقدان؛ خبر شهادتی که برای آزادگان باورکردنی نبود

سال‌ها پس از تحمل اسارت، خبر شهادت سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد برای آزادگان یکی از تلخ‌ترین لحظات زندگی‌شان بود.

فصیحی رامندی می‌گوید شخصاً خبر شهادت را به برادر مرحوم، سیدمحمد ابوترابی، اطلاع داده است. شیرانی نیز از لحظه‌ای می‌گوید که در مسجد گوهرشاد مشهد، خبر تصادف و شهادت ابوترابی را شنید؛ خبری که در ابتدا نمی‌توانست آن را باور کند.

پیکر مرحوم، مطابق وصیت او و خواست خانواده، در مشهد به خاک سپرده شد؛ اما یاد و میراث او در میان آزادگان باقی ماند.

روایت ابوترابی یک پیام روشن دارد

۲۶ مرداد، سالروز بازگشت آزادگان به کشور، فرصتی برای یادآوری این حقیقت است که اسارت تنها داستان رنج، شکنجه و دوری از وطن نیست؛ روایت انسان‌هایی است که در دل تاریکی، راهی برای حفظ امید پیدا کردند.

در این میان، مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد برای هزاران آزاده، نماد همین امید بود؛ انسانی که نشان داد مقاومت می‌تواند در کنار اخلاق معنا پیدا کند، ایمان می‌تواند در سخت‌ترین شرایط زنده بماند و حتی اردوگاه دشمن نیز می‌تواند به عرصه‌ای برای تربیت، آموزش، خدمت و حفظ کرامت انسان تبدیل شود.

روایت فصیحی رامندی، شیرانی و عرفانی، هر کدام از زاویه‌ای متفاوت، یک تصویر مشترک ارائه می‌کنند: ابوترابی برای آزادگان تنها یک هم‌بند، روحانی یا فرمانده نبود؛ او پناهی برای ضعیف‌ترها، مدیری برای بحران‌ها، معلمی برای ایمان و الگویی برای حفظ کرامت انسانی بود.

اکنون که سال‌ها از بازگشت آزادگان می‌گذرد، شاید مهم‌ترین وظیفه نسل امروز، تنها شنیدن خاطرات آن دوران نباشد؛ بلکه فهمیدن این پرسش باشد که چگونه انسان‌هایی در سخت‌ترین شرایط، خود را نباختند و چگونه اخلاق، ایمان و مسئولیت‌پذیری توانست در برابر ماشین شکنجه و تحقیر ایستادگی کند.

میراث مرحوم ابوترابی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ در تبدیل اسارت به فرصتی برای ساختن انسان، تبدیل رنج به مقاومت و تبدیل تنهایی به همدلی. به همین دلیل، نام او برای آزادگان تنها یادآور یک دوران تلخ نیست؛ یادآور انسانی است که در دل اسارت، به دیگران آموخت چگونه آزاد بمانند.

منبع: مهر

اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

 

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید