افغانستان و تحولات منطقه؛ چرا تغییر معادلات ایران برای کابل حیاتی است؟

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: ایران و افغانستان بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند. این مرز طولانی، نه‌تنها یک خط جغرافیایی، بلکه یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تعامل امنیتی میان دو کشور است. رشد گروه‌های تروریستی نظیر داعش خراسان، تهدیدی فوری برای هر دو طرف به شمار می‌رود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که ناامنی در یک سوی مرز، به‌سرعت می‌تواند به سوی دیگر سرایت کند. از این‌رو، تغییر نگاه ایران به مسائل مرزی می‌تواند به‌معنای تقویت یا تضعیف کمربند امنیتی افغانستان باشد. همکاری‌های امنیتی و استخباراتی منظم، تبادل اطلاعات درباره تحرکات گروه‌های تروریستی و ایجاد سازوکارهای مشترک برای کنترل مرز، از جمله عواملی است که می‌تواند ثبات را در هر دو کشور تقویت کند.

شریان‌های اقتصادی و بنادر تجاری

افغانستان کشوری محصور در خشکی است و نیاز شدیدی به راه‌های مواصلاتی برای دسترسی به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. در این میان، بندر چابهار در ایران، یکی از حیاتی‌ترین و اقتصادی‌ترین مسیرها برای دسترسی کابل به آب‌های آزاد و بازار هند محسوب می‌شود. توسعه این بندر و تسهیل عبور کالا از مسیر ایران، می‌تواند هزینه‌های تجاری افغانستان را به‌طور محسوسی کاهش دهد و وابستگی آن را به مسیرهای سنتی کمتر کند.

همچنین ایران یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری افغانستان است. تغییر سیاست‌های گمرکی، تعرفه‌ای و ارزی ایران، مستقیماً بر بازار داخلی کابل اثر می‌گذارد. روان‌سازی فرایندهای تجاری، کاهش موانع اداری و ایجاد ثبات در سیاست‌های اقتصادی، می‌تواند به رونق دادوستد میان دو کشور و در نتیجه تقویت اقتصاد افغانستان کمک کند.

مدیریت منابع آب و معاهده هیرمند

موضوع حقابه رودخانه هلمند/هیرمند همواره یکی از چالش‌های جدی میان دو کشور بوده است. این مسئله تنها یک موضوع فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی نیز دارد. کشاورزی و زیست‌بوم مناطق مرزی افغانستان به‌شدت به مدیریت منابع آب وابسته است و از سوی دیگر، کم‌آبی در مناطق شرقی ایران نیز می‌تواند بر روابط دو کشور سایه بیندازد.

تعامل یا تقابل ایران در این پرونده، بر کشاورزی و معیشت مردم مناطق مرزی افغانستان و همچنین روابط دیپلماتیک دو طرف، نقشی تعیین‌کننده دارد. گفت‌وگوهای فنی و حقوقی منظم، احترام به توافق‌نامه‌های موجود و پرهیز از سیاسی‌سازی این موضوع، می‌تواند از بروز تنش‌های جدید جلوگیری کند و زمینه را برای مدیریت مشترک منابع آب فراهم سازد.

سرنوشت میلیون‌ها مهاجر افغان

ایران میزبان میلیون‌ها مهاجر و اتباع افغانستان از اقشار مختلف است. این حضور گسترده، پیوندهای انسانی و اقتصادی عمیقی میان دو ملت ایجاد کرده است. تصمیمات تهران درباره سامان‌دهی، اخراج یا اعطای تسهیلات به مهاجرین، فشار اقتصادی و اجتماعی مستقیمی را به داخل افغانستان منتقل می‌کند.

بازگشت ناگهانی و بدون برنامه مهاجرین می‌تواند بر بازار کار، خدمات عمومی و زیرساخت‌های شهری افغانستان فشار وارد کند. در مقابل، ایجاد سازوکارهای منظم برای حضور قانونی مهاجرین، اعطای مجوزهای کار و حمایت از حقوق آنان، می‌تواند به نفع هر دو کشور باشد. این موضوع نشان می‌دهد که سیاست مهاجرتی ایران نمی‌تواند تنها یک تصمیم داخلی تلقی شود؛ بلکه تأثیر مستقیمی بر ثبات اجتماعی و اقتصادی افغانستان دارد.

مشروعیت منطقه‌ای و بین‌المللی کابل

ایران به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای، می‌تواند روند ادغام دیپلماتیک افغانستان در سازمان‌های منطقه‌ای، مانند سازمان همکاری شانگهای را تسهیل کند. جایگاه تهران در معادلات منطقه‌ای، ظرفیت آن برای نقش‌آفرینی در نشست‌های چندجانبه و روابط گسترده با کشورهای همسایه، از عواملی است که می‌تواند بر موقعیت بین‌المللی کابل اثر بگذارد.

همکاری ایران در معرفی افغانستان به نهادهای منطقه‌ای، حمایت از حضور نمایندگان افغانستان در اجلاس‌های اقتصادی و امنیتی و تلاش برای ایجاد درک مشترک درباره تحولات افغانستان، می‌تواند از انزوای دیپلماتیک کابل بکاهد و مسیر تعامل با جامعه جهانی را هموارتر کند.

نتیجه‌گیری

معادلات سیاسی و راهبردی ایران، دماسنج ثبات در افغانستان است. کابل برای عبور از بحران‌های اقتصادی و امنیتی خود، به بازتعریف روابط با تهران بر پایه منافع مشترک نیاز دارد. هرگونه چرخش در سیاست خارجی ایران در قبال همسایگان، می‌تواند به‌معنای گشایش اقتصادی یا تشدید انزوای ژئوپلیتیک برای کابل باشد.

افغانستان و ایران، به دلیل همسایگی طولانی، پیوندهای فرهنگی و تاریخی عمیق و وابستگی‌های متقابل اقتصادی و امنیتی، نمی‌توانند نسبت به تحولات داخلی یکدیگر بی‌تفاوت باشند. آینده روابط دو کشور، بیش از هر چیز به توانایی دو طرف در شناخت منافع مشترک، مدیریت اختلافات و ساختن سازوکارهای پایدار همکاری بستگی دارد. در چنین بستری، تغییر معادلات ایران تنها یک موضوع سیاست داخلی تهران نیست؛ بلکه عاملی تعیین‌کننده در مسیر آینده افغانستان به شمار می‌رود.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید