
به گزارش اقتصادآینده نیوز، کلنگ زنی های نمایشی و بدون برنامه ریزی آفت کشور شده است. پیشرفت عمرانی حاصل نیازسنجی، برنامه ریزی، تامین بودجه و طی مراحل کارشناسی است و آغاز یک پروژه با چشمان بسته به بن بست می انجامد. وجود بیش از ۷۴ هزار طرح عمرانی نیمه تمام در کشور، صرفاً یک عدد بزرگ در میان آمارهای اقتصادی و مدیریتی نیست؛ این رقم، تصویری روشن از یکی از مزمن ترین بیماری های نظام برنامه ریزی و بودجه ریزی کشور است. طرح هایی که هر کدام روزی با وعده آبادانی، توسعه، اشتغال و رفاه کلنگ خوردند، امروز در بسیاری از نقاط کشور به سازه هایی خاموش، اسکلت هایی فرسوده و پروژه هایی بلاتکلیف تبدیل شده اند؛ پروژه هایی که نه تنها به بهره برداری نرسیده اند، بلکه خود به نمادی از اتلاف منابع و تصمیم گیری های بدون پشتوانه تبدیل شده اند.
وقتی گفته می شود برای تکمیل این حجم عظیم از پروژه های نیمه تمام، هزاران میلیارد تومان اعتبار نیاز است، باید پیش از هر چیز این پرسش را مطرح کرد که چرا اساساً چنین تعداد عظیمی از طرح ها بدون اطمینان از تامین منابع مالی آغاز شده اند؟ کدام منطق مدیریتی اجازه می دهد پروژه ای آغاز شود، زمین و منابع به آن اختصاص یابد، بخشی از بودجه عمومی صرف آن شود و سپس در میانه راه، به دلیل نبود اعتبار رها شود؟
در این کارزار به نظر می رسد که مشکل اصلی تنها کمبود بودجه نیست. اگر مسئله صرفاً فقدان منابع مالی بود، شاید بتوان با افزایش درآمدهای دولت، جذب سرمایه گذاری یا فروش دارایی ها راهی برای تکمیل پروژه ها یافت. اما واقعیت این است که بخش مهمی از بحران پروژه های نیمه تمام، محصول فقدان اولویت بندی، پراکندگی تصمیم گیری، فشارهای محلی و سیاسی و علاقه همیشگی برخی مدیران به کلنگ زدن پروژه های جدید است. در بسیاری از موارد، آغاز یک پروژه جدید از تکمیل پروژه ای که سال ها پیش آغاز شده، جذاب تر به نظر می رسد. مراسم افتتاح، بریدن روبان و گرفتن عکس، بیشتر دیده می شود؛ اما کسی برای پایان دادن به یک پروژه فرسوده و نیمه تمام، هیجان چندانی ندارد. نتیجه این نگاه، انباشت هزاران پروژه ای است که هر کدام بخشی از منابع عمومی را بلعیده اند، اما هنوز به مردم خدمت موثری ارائه نمی کنند.گزارش اقتصادآینده را در این زمینه می خوانید:
رییس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت: بیش از ۷۴ هزار طرح عمرانی نیمهتمام در کشور وجود دارد که تکمیل آنها نیازمند افزون بر پنجهزار میلیارد تومان منابع مالی است.
محمدرضا رضاییکوچی با بیان این مطلب گفت: برای تکمیل این پروژهها باید از ظرفیت بخش خصوصی و هدایت نقدینگی برای اجرای پروژههای اولویتدار بهره گرفت. وی تاکید کرد: در شرایط جنگ باید برنامهریزی، هدفگذاری و اولویتبندی پروژههای عمرانی کشور متناسب با شرایط انجام شود و اجرای پروژههای زیربنایی با جدیت بیشتری دنبال شود.
این نماینده مردم در مجلس ادامه داد: قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء(ص) نیز در پروژههای سخت و بر زمینمانده، سه مؤلفه سرعت، کیفیت و قیمت مناسب را مورد توجه قرار میدهد و باید از این ظرفیت بیشتر استفاده شود.
در همین رابطه، سخنگوی دولت تاکید کرد که تکمیل طرحهای مورد نیاز و نیمهتمام در کشور با وجود شرایط تحریم و جنگ اقتصادی دشمن، با بهرهگیری از همه ظرفیتها پیگیری میشود.
فاطمه مهاجرانی با بیان اینکه خدمتگزاری به مردم برای دولت چهاردهم افتخار است، افزود: دولت فشار اقتصادی بر مردم و کمبودها را انکار نمیکند و هر زمان با مردم صادقانه و شفاف سخن گفتهایم، مردم نیز با مسئولان همراه بودهاند. وی اجرای طرحهای زیرساختی را زمانبر خواند و تاکید کرد: نباید همه تاخیرها را ناشی از ناکارآمدی مدیران دانست چرا که شرایط تحریمهای شدید بر روند تامین منابع و اجرای طرحها اثرگذار بوده است.او بیان کرد: تکمیل چنین طرحهایی برای دولت اهمیت دارد و کوشش میکنیم با وجود محدودیتها، نیازهای درمانی و عمرانی مردم هرچه سریعتر برطرف شود.
سخنگوی دولت در ادامه بر ضرورت حفظ انسجام ملی تاکید کرد و گفت: مردم و مسئولان باید در کنار یکدیگر برای آبادانی ایران کوشش کنند و با اتکا به ظرفیتهای فراوان، مسیر پیشرفت را ادامه دهند.

به گزارش اقتصادآینده نیوز، باید در نظر داشت که پروژه نیمه تمام فقط یک ساختمان یا جاده ناتمام نیست. پشت هر طرح عمرانی، نیازهای واقعی مردم قرار دارد. بیمارستانی که تکمیل نشده، یعنی بیماری که همچنان برای درمان باید کیلومترها سفر کند. مدرسه ای که نیمه کاره مانده، یعنی دانش آموزانی که همچنان در فضای نامناسب تحصیل می کنند. جاده ای که سال ها در انتظار تکمیل است، می تواند جان انسان ها را در مسیرهای ناایمن به خطر بیندازد. بنابراین هزینه نیمه تمام ماندن پروژه ها فقط مالی نیست؛ بخشی از هزینه آن را مردم با زمان، امنیت، سلامت و کیفیت زندگی خود پرداخت می کنند. از سوی دیگر، تورم به دشمن بزرگ پروژه های نیمه تمام تبدیل شده است. پروژه ای که چند سال پیش با یک رقم مشخص قابل تکمیل بود، امروز به دلیل افزایش قیمت مصالح، دستمزد و تجهیزات، به چند برابر منابع اولیه نیاز دارد. هر سال تاخیر، هزینه بیشتری بر دوش دولت و در نهایت مردم می گذارد. به همین دلیل، ادامه سیاست آغاز پروژه های جدید بدون تعیین تکلیف طرح های قبلی، چیزی جز افزودن بر حجم یک بحران قدیمی نیست.
اکنون زمان آن رسیده که کشور از «تب کلنگ زنی» فاصله بگیرد و به «فرهنگ بهره برداری» نزدیک شود. مدیر موفق کسی نیست که در دوران مسئولیت خود بیشترین پروژه را آغاز کند؛ مدیری موفق است که بیشترین تعداد پروژه ضروری را با برنامه، زمان بندی و منابع مشخص به سرانجام برساند. به همین دلیل باید تمام پروژه های نیمه تمام کشور یک بار دیگر با نگاهی واقع بینانه ارزیابی شوند. طرح های ضروری و دارای پیشرفت بالا باید در اولویت تامین اعتبار قرار گیرند. پروژه های فاقد توجیه اقتصادی یا اجتماعی نیز باید بدون تعارف تعیین تکلیف شوند. شاید برخی از آنها نیازمند واگذاری به بخش خصوصی، تغییر کاربری یا حتی توقف کامل باشند. ادامه هزینه کردن برای پروژه ای که هیچ آینده روشنی ندارد، نمی تواند نشانه توسعه باشد.
به باور کارشناسان، تعداد ۷۴ هزار پروژه نیمه تمام، یک هشدار جدی برای نظام مدیریت و برنامه ریزی کشور است. پیش از آنکه کلنگ پروژه دیگری بر زمین زده شود، باید از خود پرسید: آیا منابع تکمیل آن وجود دارد؟ آیا این پروژه واقعاً در اولویت است؟ و آیا مردم بیش از یک وعده جدید، به پایان یافتن وعده های قدیمی نیاز ندارند؟
توسعه با شمارش کلنگ ها و تعداد پروژه های آغاز شده محقق نمی شود. توسعه زمانی معنا پیدا می کند که مردم نتیجه سرمایه گذاری از منابع عمومی را در زندگی خود لمس کنند. شاید امروز مهمترین پروژه عمرانی کشور، نه ساخت سازه ای جدید، بلکه پایان دادن به میراث سنگین پروژه های نیمه تمام باشد؛ میراثی که هر روز بر هزینه آن افزوده می شود و اگر امروز برای آن تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا به بحرانی بزرگ تر برای نسل های آینده تبدیل خواهد شد.
گزارش: سعیدرضا امیرآبادی


دیدگاه