به گزارش اقتصادآینده نیوز تیم ملی والیبال ایران تابستانی سخت، پر فراز و نشیب و در نهایت تلخ را پشت سر گذاشت؛ تابستانی که برخلاف انتظار هواداران، ابتدا با نتایجی ناامیدکننده در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ همراه شد و حالا با ناکامی در رسیدن به عنوان قهرمانی آسیا و از دست رفتن نخستین فرصت کسب سهمیه مستقیم المپیک لسآنجلس، پازل آن تکمیل شد.
البته واژه ناکامی به تمام عملکرد تیم ملی در قهرمانی آسیا چندان منصفانه نباشد. ایران در مسیر رسیدن به دیدار نهایی، نمایش قابل قبولی داشت و توانست نیوزیلند، هند، چین، چینتایپه و استرالیا را شکست دهد و خود را به فینال مهمترین تورنمنت سال والیبال آسیا برساند؛ اما واقعیت این است که اهمیت این مسابقات تنها به کسب عنوان قهرمانی قاره محدود نمیشد.
قهرمان آسیا در سال ۲۰۲۶، نخستین سهمیه قاره کهن برای حضور در بازیهای المپیک لسآنجلس ۲۰۲۸ را به دست میآورد و به همین دلیل، دیدار نهایی برای ایران چیزی فراتر از یک مسابقه برای کسب مدال طلا بود. ایران اما در مهمترین مسابقه تورنمنت، نتوانست از سد ژاپن عبور کند. حریفی که در واقع تنها رقیب جدی ایران در مسیر کسب عنوان قهرمانی و سهمیه مستقیم المپیک بود، در فینال اجازه نداد شاگردان روبرتو پیاتزا به رؤیای خود برسند و ایران حتی موفق به گرفتن یک ست از ژاپن نشد.

این دومین شکست ایران مقابل ژاپن در تابستان امسال بود. دو تیم حدود دو ماه قبل در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ نیز مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند؛ مسابقهای که ایران با وجود بازگشت دیدنی پس از عقب افتادن دو بر صفر، در نهایت در ست پنجم با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خورد. آن مسابقه نشان داده بود که فاصله ایران با یکی از قدرتهای اصلی آسیا چندان زیاد نیست، اما شکست فینال قهرمانی آسیا تصویر متفاوتی را به نمایش گذاشت؛ جایی که ایران در حساسترین بازی فصل نتوانست حتی یک ست از رقیب ژاپنی خود بگیرد.
از لیگ ملتها تا فینال آسیا؛ تیمی که هنوز ثبات ندارد
مشکلات تیم ملی ایران البته از قهرمانی آسیا آغاز نشد. تنها دو ماه پیش، ایران در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ نیز نتوانست انتظارات را برآورده کند و در پایان مسابقات با سه پیروزی و ۹ شکست، در جایگاه پانزدهم قرار گرفت. نتایج ایران در لیگ ملتها و سپس عملکرد این تیم در قهرمانی آسیا، یک نکته مهم را بار دیگر برجسته کرد؛ تیم ملی والیبال ایران همچنان با مشکل نوسان و نبود ثبات روبهروست.
ایران در برخی مسابقات تواناییهای بالای خود را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که نسل جدید والیبال کشور از استعداد و توانایی قابل توجهی برخوردار است، اما در لحظات حساس و مسابقاتی که سرنوشت یک تورنمنت بزرگ را تعیین میکند، هنوز تیم به آن پختگی و ثبات لازم نرسیده است.
با این حال، نباید از تلاش بازیکنان تیم ملی به سادگی عبور کرد. ملیپوشان ایران در قهرمانی آسیا جنگیدند و برای رسیدن به فینال چیزی کم نگذاشتند. آنها از مراحل ابتدایی مسابقات تا رسیدن به دیدار نهایی، با انگیزه و تمام توان بازی کردند، اما در نهایت تلاش و جنگندگی همیشه برای پیروزی کافی نیست و ایران در برابر ژاپن نتوانست کیفیت لازم برای کسب مهمترین پیروزی تابستان را ارائه کند.

جوانگرایی بزرگ پیاتزا و یک سؤال مهم؛ تجربه کجاست؟
از زمان حضور روبرتو پیاتزا در والیبال ایران، یکی از مهمترین کلیدواژههای او جوانگرایی بوده است. سرمربی ایتالیایی تیم ملی در مدت حضورش، بازیکنان جوان زیادی را وارد چرخه تیم ملی کرد و بدون تردید نمیتوان اهمیت این اتفاق را برای آینده والیبال ایران نادیده گرفت.
والیبال ایران همواره از استعدادهای فراوانی برخوردار بوده و نسل جدید نیز نشان داده که میتواند آینده این رشته را تضمین کند. پیاتزا در این زمینه قدم مهمی برداشت و فرصت حضور در سطح اول والیبال جهان را در اختیار بازیکنان جوان قرار داد؛ اتفاقی که میتواند سرمایه بزرگی برای سالهای آینده باشد. اما جوانگرایی، اگر بدون حفظ تعادل میان نسل جدید و بازیکنان باتجربه انجام شود، میتواند به نقطه ضعف یک تیم تبدیل شود.
موضوعی که بسیاری از کارشناسان والیبال ایران در ماههای گذشته بر آن تأکید داشتند، ضرورت استفاده همزمان از نیروی جوانی و تجربه بود. سرمایههای باتجربه والیبال ایران نباید به یکباره از چرخه تیم ملی کنار گذاشته شوند. تیمی که قصد دارد در مسابقات بزرگ جهانی و در مسیر المپیک موفق شود، تنها به بازیکنان جوان و مستعد نیاز ندارد؛ حضور بازیکنانی که سالها در مسابقات بزرگ حضور داشتهاند نیز میتواند در لحظات حساس تفاوت ایجاد کند.

بازیکنان باتجربه در شرایطی که مسابقه از کنترل خارج میشود، میتوانند آرامش را به تیم برگردانند، تصمیمهای درستتری بگیرند و با اتکا به تجربه خود، تیم را از شرایط بحرانی عبور دهند؛ همان چیزی که شاید ایران در برخی از مسابقات حساس تابستان امسال به آن نیاز داشت.
پیاتزا اما تاکنون بیشتر بر پروژه جوانگرایی تمرکز داشته و کمتر به استفاده از ترکیبی متوازن میان نسل جوان و باتجربه روی آورده است. شاید همین موضوع یکی از دلایل اصلی نوسان تیم ملی در لیگ ملتها و قهرمانی آسیا باشد؛ تیمی که توانایی ارائه نمایشهای امیدوارکننده را دارد، اما هنوز نمیتواند این کیفیت را در تمام مسابقات و بهویژه در مهمترین لحظات حفظ کند. پیاتزا هم در مقاطع مختلف به نوسان تیمش اشاره کرده و به نظر میرسد سرمربی ایتالیایی نیز به خوبی میداند که پروژه ساختن یک تیم جدید تنها با بازیکنان جوان میسر نمیشود و باید فراتر از این موضوع عمل کند.

حالا نوبت تصمیم بزرگ فدراسیون است
شکست در فینال قهرمانی آسیا و از دست رفتن سهمیه مستقیم المپیک، حالا فدراسیون والیبال را در آستانه یک تصمیم مهم قرار داده است. طبق قرارداد اولیه، همکاری پیاتزا با فدراسیون والیبال به صورت دو سال به علاوه دو سال تنظیم شده و پس از پایان رقابتهای قهرمانی آسیا، دو سال نخست این قرارداد به پایان میرسد و درباره فعال شدن دو سال دوم مذاکرات انجام خواهد شد. حالا فدراسیون باید برای ادامه همکاری در دو سال آینده، مذاکرات و تصمیمگیریهای لازم را انجام دهد.
سؤال اصلی اما تنها این نیست که فدراسیون والیبال میخواهد با پیاتزا ادامه همکاری بدهد یا خیر؛ سؤال مهمتر این است که اگر قرار باشد این همکاری ادامه پیدا کند، آیا قرار است مسیر تیم ملی نیز بدون تغییر ادامه داشته باشد؟ آیا پیاتزا همچنان تنها بر جوانگرایی تمرکز خواهد کرد یا اینکه رویکرد خود را تغییر میدهد و برای ساختن تیمی متعادلتر، از تجربه ستارههای قدیمی والیبال ایران نیز استفاده خواهد کرد؟
بازیکنانی مانند میلاد عبادیپور، محمد موسوی، امیر غفور و دیگر سرمایههای باتجربه والیبال ایران، اگرچه در حال حاضر جایی در ترکیب تیم ملی ندارند، اما همچنان به فعالیت خود در سطح باشگاهی ادامه میدهند و میتوانند در صورت نیاز، بخشی از تجربه ارزشمند خود را در اختیار تیم ملی قرار دهند. میلاد عبادیپور نیز همچنان در سطح باشگاهی اروپا حضور دارد و برای میلون یونان بازی میکند.
طبیعتاً بازگشت هر بازیکنی باید بر اساس شرایط فنی، آمادگی بدنی و نیازهای تیم ملی باشد و نمیتوان صرفاً به دلیل سابقه، درهای تیم ملی را به روی بازیکنان قدیمی باز کرد؛ اما شاید زمان آن رسیده باشد که پیاتزا و فدراسیون والیبال یک بار دیگر درباره نسبت میان جوانی و تجربه در تیم ملی فکر کنند. تیم ملی ایران برای موفقیت در مسیر باقیمانده تا المپیک، به بازیکنان جوان نیاز دارد، اما شاید بیش از هر زمان دیگری به چند بازیکن باتجربه نیز نیاز داشته باشد؛ بازیکنانی که بتوانند در لحظات سرنوشتساز، نقش رهبر را در داخل زمین ایفا کنند.

المپیک هنوز از دست نرفته؛ دو مسیر دیگر برای ایران
با شکست در فینال قهرمانی آسیا، نخستین و شاید بهترین فرصت ایران برای کسب سهمیه مستقیم المپیک لسآنجلس از دست رفت، اما این به معنای پایان رؤیای حضور در المپیک نیست. سیستم انتخابی والیبال برای المپیک ۲۰۲۸ سه مسیر اصلی را در اختیار تیمها قرار داده است. نخستین مسیر، قهرمانی در مسابقات قارهای سال ۲۰۲۶ بود که سهمیه مستقیم المپیک را در اختیار قهرمان هر قاره قرار میداد. ایران این فرصت را با شکست مقابل ژاپن از دست داد.
اما مسیر دوم برای ایران، رقابتهای قهرمانی جهان ۲۰۲۷ است که اکنون با نام جام جهانی برگزار خواهد شد. سه تیم برتر این رقابتها که پیش از آن سهمیه المپیک نگرفته باشند، جواز حضور در لسآنجلس ۲۰۲۸ را به دست خواهند آورد. بنابراین ایران برای رسیدن به المپیک میتواند در سال ۲۰۲۷ به دنبال قرار گرفتن در جمع سه تیم برتر جهان باشد؛ مسیری دشوار، اما کاملاً ممکن برای تیمی که در صورت رسیدن به ثبات و ساختن ترکیبی قدرتمندتر، توانایی رقابت با تیمهای بزرگ را دارد.
سومین و آخرین مسیر نیز رنکینگ جهانی است. سه تیم برتر رنکینگ فدراسیون جهانی که از دو مسیر قبلی سهمیه المپیک نگرفته باشند، پس از پایان مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸، راهی بازیهای المپیک خواهند شد. این یعنی عملکرد ایران در دو سال آینده و بهویژه حضور قدرتمند و باثبات در لیگ ملتهای والیبال، اهمیت بسیار زیادی خواهد داشت.
البته در مسیر کسب سهمیه از طریق رنکینگ جهانی، فقط جایگاه تیمها در جدول ردهبندی ملاک نیست و توزیع سهمیهها میان قارههای مختلف نیز در نظر گرفته میشود. با این حال، ایران برای اینکه شانس بیشتری برای رسیدن به المپیک داشته باشد، باید در مسابقات بینالمللی نتایج بهتری بگیرد، عملکرد باثباتتری داشته باشد و جایگاه خود را در رنکینگ جهانی ارتقا دهد.

فرصت از دست رفت، اما مسیر هنوز ادامه دارد
تابستان ۲۰۲۶ برای والیبال ایران با آنچه هواداران انتظار داشتند فاصله داشت. سه پیروزی و ۹ شکست در لیگ ملتها، قرار گرفتن در رده پانزدهم و سپس شکست در مهمترین مسابقه قهرمانی آسیا، باعث شد ایران نخستین فرصت کسب سهمیه المپیک را از دست بدهد. با این حال، نایبقهرمانی آسیا به معنای فروپاشی یا پایان راه تیم ملی نیست. ایران توانست به فینال برسد، چند رقیب خود را شکست دهد و بار دیگر نشان دهد که همچنان یکی از تیمهای مهم والیبال آسیاست.
مشکل اصلی اما اینجاست که برای رسیدن به المپیک این موارد کافی نیست، ایران باید دوباره به تیمی تبدیل شود که در مسابقات بزرگ، در لحظات حساس و مقابل رقبای اصلی خود نیز توانایی پیروزی داشته باشد. حالا فدراسیون والیبال باید درباره آینده پیاتزا تصمیم بگیرد و در صورت ادامه همکاری با این مربی ایتالیایی، مشخص کند که آیا پروژه جوانگرایی با همین شکل ادامه پیدا خواهد کرد یا قرار است تجربه و جوانی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
راه المپیک هنوز باز است، اما ایران دیگر فرصت زیادی برای آزمون و خطا ندارد. قهرمانی جهان ۲۰۲۷ و سپس مسیر رنکینگ جهانی تا پایان مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸، فرصتهای باقیمانده برای رسیدن به لسآنجلس هستند؛ فرصتهایی که استفاده از آنها نیازمند تیمی باثباتتر، باتجربهتر و آمادهتر از تیمی است که تابستان سخت ۲۰۲۶ را پشت سر گذاشت.
اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.


دیدگاه