
از مردم خواسته میشود چراغ اضافه را خاموش کنند و مصرف برق و گاز را مدیریت کنند؛ مطالبه طبیعی جامعه این است که ادارات، بانکها، شهرداریها و شرکتهای عمومی نیز پیشگام باشند و نتیجه صرفهجویی خود را با عدد و سند منتشر کنند. مدیریت مصرف انرژی بدون همراهی مردم ممکن نیست. تجربه تابستان و زمستان نشان داده است که کاهش چنددرجهای دمای وسایل سرمایشی و گرمایشی، خاموشکردن تجهیزات غیرضروری و جابهجایی زمان مصرف میتواند به پایداری شبکه کمک کند. مردم ایران در دورههای مختلف نشان دادهاند که وقتی ضرورت و نتیجه یک اقدام را صادقانه بدانند، همکاری میکنند. اما این همراهی زمانی ماندگار میشود که دستگاههای دولتی و عمومی نیز همان قواعدی را رعایت کنند که از شهروندان میخواهند.
ساختمانهای اداری بزرگ، شعب متعدد بانکها، مراکز تجاری وابسته به نهادها، روشنایی معابر و تأسیسات شهری سهم قابل توجهی از مصرف دارند. بخشی از این مصرف ضروری است؛ بیمارستان، مرکز داده، ایستگاه آتشنشانی و شبکه حملونقل باید بدون وقفه کار کند. مسئله، مصرف ضروری نیست؛ مسئله چراغهای روشن در ساعت تعطیلی، سامانههای سرمایشی فرسوده، پنجرههای نامناسب، نمای پرنور ساختمانها و تجهیزاتی است که بدون پایش دقیق کار میکنند.
نخستین گام، انتشار عمومی صورتحساب انرژی دستگاههاست. هر وزارتخانه، استانداری، شهرداری و بانک دولتی یا عمومی میتواند مصرف ماهانه برق و گاز ساختمانهای اصلی خود را همراه با مقایسه سال قبل منتشر کند. این اقدام پیچیده نیست، اما دو فایده دارد: مدیر را نسبت به نتیجه تصمیمهایش پاسخگو میکند و دستگاههای موفق را به الگو تبدیل میسازد. صرفهجویی زمانی از شعار خارج میشود که قابل اندازهگیری باشد.
بودجه تعمیر و بهسازی ساختمانها نیز باید بر اساس بازگشت سرمایه تعریف شود. تعویض سامانه سرمایش فرسوده، عایقکاری، نصب حسگر روشنایی، استفاده از لامپ کممصرف و اصلاح موتورخانه هزینه دارد، اما بخش زیادی از آن در چند سال از محل کاهش قبض بازمیگردد. مشکل رایج این است که بودجه خرید تجهیزات از بودجه مصرف جداست؛ مدیری که امروز برای بهسازی هزینه میکند، ممکن است منفعت آن را در ردیف دیگری ببیند. قراردادهای صرفهجویی و مشارکت شرکتهای خدمات انرژی میتواند این مانع را برطرف کند.
نصب نیروگاه خورشیدی روی بام ادارات، بهویژه در استانهای آفتابی، ظرفیت مهم دیگری است. قرار نیست هر اداره به نیروگاه بزرگ تبدیل شود، اما سقف ساختمانهای عمومی میتواند بخشی از مصرف روزانه همان مجموعه را تأمین کند. نمونههای موفق در فرمانداریها، استانداریها و مراکز عمومی نشان میدهد این مسیر عملی است. شرط موفقیت، نگهداری منظم، اتصال درست به شبکه و انتشار میزان تولید واقعی است؛ پنل خورشیدی نباید فقط در روز افتتاح دیده شود.
شهرداریها در این پرونده مسئولیتی دوگانه دارند. از یک سو، ساختمانها، بوستانها، تأسیسات و ناوگان بزرگی را اداره میکنند و از سوی دیگر، الگوی مصرف شهر را شکل میدهند. هوشمندسازی روشنایی معابر، تنظیم ساعت نورپردازی، استفاده از تجهیزات پربازده در پمپها و تصفیهخانهها و توسعه حملونقل عمومی میتواند مصرف را کاهش دهد. البته صرفهجویی نباید به خاموشی ناایمن خیابان یا کاهش خدمات ضروری منجر شود. مدیریت هوشمند با حذف خدمت تفاوت دارد.
بانکها نیز با شبکه گسترده شعب و تجهیزات الکترونیکی میتوانند برنامه مشخص داشته باشند. کاهش شعب غیرضروری باید با حفظ دسترسی سالمندان و مناطق کمبرخوردار همراه شود. تنظیم دمای شعب، خاموشی تابلوها پس از پایان ساعت کار و استفاده از تجهیزات کممصرف اقدامهای سادهای است. بانکها همچنین میتوانند تسهیلات بهسازی انرژی برای خانوار و بنگاههای کوچک ارائه کنند و تجربه مدیریت ساختمانهای خود را به محصول مالی تبدیل کنند.
برای ایجاد انگیزه، دولت میتواند رتبهبندی سالانه بهرهوری انرژی دستگاهها را منتشر کند. دستگاهی که نسبت به مساحت، تعداد کارکنان و نوع خدمت مصرف کمتری دارد، باید تشویق شود و بخشی از صرفهجویی برای بهبود محیط کار همان مجموعه باقی بماند. در مقابل، مصرف غیرمتعارف بدون توضیح نباید از بودجه عمومی پرداخت شود. معیارها باید منصفانه باشند؛ مصرف بیمارستان با اداره کممراجعه قابل مقایسه نیست.
اصلاح مصرف دولت پیام اقتصادی و اخلاقی روشنی دارد. مردم وقتی میبینند اداره شهر و کشور از خودش آغاز کرده است، توصیههای صرفهجویی را جدیتر میگیرند. همچنین کاهش مصرف بخش عمومی، برق و گاز بیشتری برای خانه و تولید آزاد میکند و فشار سرمایهگذاری بر شبکه را پایین میآورد. این پرونده جای متهمسازی نیست؛ فرصتی است برای رقابت دستگاهها در خدمت بهتر با انرژی کمتر.
کشور برای عبور از ناترازی انرژی به توسعه نیروگاه، افزایش تولید، اصلاح شبکه و مدیریت مصرف نیاز دارد. هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد. اما سریعترین و کمهزینهترین نقطه آغاز، ساختمانهایی است که مدیریت آنها در اختیار خود دولت و نهادهای عمومی قرار دارد. یک گزارش ماهانه ساده، یک موتورخانه تنظیمشده و یک چراغ خاموش شاید کوچک به نظر برسد، ولی وقتی در هزاران ساختمان تکرار شود، به یک سیاست ملی مؤثر تبدیل خواهد شد.
علی عربی--روزنامه نگار


دیدگاه