
به گزارش اقتصادآینده نیوز، جراحی مهندس ارزش در منابع ایران ضروری است. اقتصاد ایران مدت های طولانی است که با بحران فروش منابع و مواد اولیه و واردات محصولات فرآوری شده روبرو است. منابع طبیعی زمانی می توانند موتور توسعه باشند که در کنار استخراج و تولید اولیه، زنجیره ای از صنایع پایین دستی و فعالیت های دانش بنیان شکل بگیرد و سهم بیشتری از ارزش نهایی محصول در داخل کشور ایجاد شود. ایران از نظر برخورداری از منابع طبیعی در شمار کشورهای دارای ظرفیت بالا قرار دارد. نفت و گاز، معادن فلزی و غیرفلزی، محصولات کشاورزی و بسیاری از مواد اولیه صنعتی، سرمایه هایی هستند که می توانند زمینه ساز رشد اقتصادی و شکوفایی اجتماعی باشند. با این حال، برخورداری از منابع به تنهایی تضمین کننده توسعه نیست. آنچه اهمیت دارد نحوه بهره برداری از این منابع و میزان ارزشی است که در فرآیند تولید در داخل کشور خلق می شود.
در حوزه معدن، راه طولانی پیش روی خود می بینیم. اگر ماده معدنی پس از استخراج با کمترین میزان فرآوری به فروش برسد، بخش مهمی از فرصت های ایجاد اشتغال، توسعه فناوری و افزایش درآمد از دست می رود. در مقابل، تکمیل زنجیره از استخراج تا فرآوری، تولید مواد واسطه ای و ساخت محصولات نهایی می تواند زمینه ایجاد واحدهای صنعتی متعدد را فراهم کند. در چنین شرایطی یک معدن تنها محل استخراج یک ماده اولیه نیست، بلکه به نقطه آغاز یک شبکه اقتصادی گسترده تبدیل می شود.
همین منطق در صنعت نفت و گاز نیز صدق می کند. فروش نفت خام و گاز طبیعی در مقایسه با تولید محصولات پالایشی، پتروشیمی و فرآورده های تخصصی، ظرفیت محدودتری برای ایجاد ارزش افزوده در داخل دارد. توسعه صنایع پایین دستی می تواند علاوه بر افزایش ارزش اقتصادی منابع، بازارهای متنوع تری برای صادرات ایجاد کند و وابستگی درآمدهای ارزی به فروش مواد اولیه را کاهش دهد. تولید محصول نهایی همچنین امکان حضور در بازارهای تخصصی و دستیابی به مشتریان متنوع تر را فراهم می کند.
در بخش کشاورزی نیز مسئله خام فروشی تنها به صادرات محصولات تازه محدود نمی شود. بسیاری از محصولات کشاورزی ایران ظرفیت تبدیل شدن به فرآورده های غذایی، دارویی، بهداشتی و صنعتی را دارند. ایجاد صنایع تبدیلی، بسته بندی استاندارد، سردخانه، حمل و نقل مناسب و شبکه توزیع می تواند فاصله میان مزرعه و بازار نهایی را کاهش دهد. نتیجه چنین رویکردی تنها افزایش قیمت فروش محصول نیست؛ بلکه کاهش ضایعات، ایجاد اشتغال در مناطق تولیدکننده و افزایش ماندگاری و قابلیت صادرات نیز از پیامدهای آن خواهد بود.
تشکیل زنجیره ارزش البته صرفا با ایجاد کارخانه های جدید محقق نمی شود. یکی از پیش نیازهای آن، هماهنگی میان بخش های مختلف اقتصاد است. ممکن است کشوری از منابع فراوان برخوردار باشد اما به دلیل ضعف زیرساخت، کمبود فناوری، دسترسی محدود به سرمایه، مقررات پیچیده یا ناهماهنگی دستگاه های اجرایی نتواند حلقه های مختلف زنجیره را به یکدیگر متصل کند. بنابراین سیاست صنعتی باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تولید اولیه، تکمیل حلقه های مفقوده زنجیره ارزش را نیز دنبال کند.
در این میان، شرکت های دانش بنیان و مجموعه های فناور می توانند نقش مهمی ایفا کنند. بخش قابل توجهی از ارزش افزوده در اقتصاد امروز از مرحله طراحی، فناوری، برند، استانداردسازی و خدمات پس از فروش ایجاد می شود. بنابراین عبور از خام فروشی فقط به معنای تبدیل ماده خام به محصول صنعتی نیست؛ بلکه باید به سمت تولید محصولات رقابت پذیر، فناورانه و دارای برند حرکت کرد. مسئله دیگر، جلوگیری از توسعه نامتوازن زنجیره هاست. ایجاد ظرفیت تولید بدون توجه به بازار مصرف، دسترسی به مواد اولیه، انرژی، آب، حمل و نقل و بازار صادراتی ممکن است خود به انباشت سرمایه های کم بازده منجر شود. زنجیره ارزش زمانی معنا پیدا می کند که حلقه های آن از نظر اقتصادی به یکدیگر متصل باشند و محصول هر مرحله، خوراک مرحله بعدی را تامین کند.
در این شرایط، اقتصاد ایران برای عبور از وابستگی به درآمد حاصل از فروش منابع، بیش از هر زمان دیگری به سیاستی نیاز دارد که «ارزش آفرینی» را جایگزین «فروش ماده اولیه» کند. منابع طبیعی سرمایه ای محدود و پایان پذیر هستند؛ اما دانش، فناوری، مهارت و زنجیره های تولید می توانند بارها ارزش جدید خلق کنند. بنابراین مسئله اصلی تنها میزان منابعی نیست که در اختیار داریم، بلکه میزان ارزشی است که می توانیم از آنها در داخل کشور ایجاد کنیم. عبور از خام فروشی، در نهایت عبور از اقتصادی است که مواد اولیه می فروشد و حرکت به سوی اقتصادی که محصول، فناوری و ارزش افزوده صادر می کند.
یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی


دیدگاه