کد خبر: 567928
۰
۰
نسخه چاپی

تعمیر به‌جای تعویض؛ بازگشت یک اقتصاد فراموش‌شده

تعمیر به‌جای تعویض؛ بازگشت یک اقتصاد فراموش‌شده

افزایش قیمت لوازم خانگی، تلفن همراه، خودرو و تجهیزات اداری، خانواده‌ها را دوباره به تعمیرگاه‌ها برگردانده است. اگر بازار تعمیر از قطعه تقلبی، قیمت مبهم و کمبود مهارت پاک شود، می‌تواند هم هزینه مردم را کاهش دهد و هم هزاران شغل فنی پایدار ایجاد کند. روزی تعمیرکار محله یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های بازار بود. رادیو، پنکه، کفش، ساعت و لوازم خانه تا زمانی که امکان داشت تعمیر می‌شدند. بعدتر، ارزان‌شدن نسبی برخی کالاها و سرعت تغییر مدل‌ها، فرهنگ تعویض را تقویت کرد. امروز افزایش قیمت دوباره محاسبه خانواده را تغییر داده است. وسیله‌ای که قبلاً با اولین خرابی کنار گذاشته می‌شد، اکنون برای عیب‌یابی و تعمیر به کارگاه بازمی‌گردد.
این بازگشت فقط نتیجه فشار اقتصادی نیست؛ فرصتی برای شکل‌گیری یک اقتصاد مفید است. تعمیر عمر کالا را افزایش می‌دهد، مصرف مواد اولیه و انرژی را کم می‌کند و حجم پسماند را پایین می‌آورد. همچنین شغل تعمیرکاری معمولاً محلی است و درآمد آن در همان شهر و محله گردش می‌کند. یک کارگاه کوچک می‌تواند برای استادکار، کارآموز، فروشنده قطعه و خدمات حمل‌ونقل کار ایجاد کند.
با این حال، تجربه مشتری همیشه رضایت‌بخش نیست. قیمت نامشخص، نبود فاکتور، تعویض قطعه بدون هماهنگی، استفاده از قطعه غیراصلی و بازگشت دوباره خرابی از شکایت‌های رایج است. گاهی مشتری نمی‌داند تعمیر واقعاً انجام شده یا فقط قطعه‌ای موقت جایگزین شده است. نبود استاندارد روشن برای ضمانت خدمات، اعتماد را کاهش می‌دهد و مردم را میان تعمیر پرریسک و خرید پرهزینه سرگردان می‌کند.
نخستین نیاز بازار، شفافیت است. تعمیرکار باید پیش از شروع کار، هزینه تقریبی عیب‌یابی، دستمزد، قیمت قطعه و مدت ضمانت را اعلام کند. اگر در جریان کار عیب تازه‌ای پیدا شد، ادامه تعمیر باید با موافقت مشتری باشد. تحویل قطعه تعویض‌شده و صدور فاکتور ساده، حق طبیعی مصرف‌کننده است. اتحادیه‌ها می‌توانند برای خدمات پرتکرار دامنه قیمت راهنما منتشر و مسیر رسیدگی به اختلاف را کوتاه کنند.
دسترسی به قطعه اصلی، مسئله بعدی است. حتی ماهرترین تعمیرکار بدون قطعه مناسب نمی‌تواند نتیجه قابل اعتماد ارائه دهد. تولیدکنندگان و واردکنندگان باید برای سال‌های مشخص پس از فروش، قطعات پرمصرف را تأمین کنند. اطلاعات فنی، نقشه عیب‌یابی و به‌روزرسانی نرم‌افزاری نیز نباید به چند نمایندگی محدود شود. حق تعمیر به معنای دسترسی قانونی و ایمن به قطعه و دانش فنی است، نه گشودن راه برای کالای تقلبی.
آموزش فنی‌وحرفه‌ای می‌تواند این بازار را متحول کند. بسیاری از جوانان به جای انتظار برای شغل اداری، با یک دوره کاربردی و کارآموزی واقعی می‌توانند وارد تعمیر لوازم خانگی، تجهیزات سرمایشی، تلفن همراه، دوچرخه برقی یا سامانه‌های خورشیدی شوند. دوره‌ها باید با فناوری روز هماهنگ باشند و فقط به مدرک ختم نشوند. پیوند هنرستان، مرکز مهارت‌آموزی، اتحادیه و کارگاه باتجربه، مسیر ورود به بازار را کوتاه می‌کند.
کالاهای جدید پیچیده‌تر شده‌اند. بردهای الکترونیکی، نرم‌افزار و طراحی یکپارچه گاهی تعمیر را دشوار یا غیرممکن می‌کند. تولیدکننده باید از مرحله طراحی، امکان تعویض قطعات اصلی را ببیند. کالایی که با خرابی یک جزء کوچک به ضایعات تبدیل می‌شود، هزینه آن را جامعه و محیط زیست می‌پردازد. استانداردهای ملی می‌توانند «تعمیرپذیری» و مدت تأمین قطعه را به یکی از معیارهای کیفیت تبدیل کنند.
شهرداری‌ها نیز در اقتصاد تعمیر نقش دارند. بازارچه‌های تخصصی، سامان‌دهی کارگاه‌ها، جمع‌آوری اصولی قطعات مستعمل و جلوگیری از ورود مواد خطرناک به پسماند شهری ضروری است. وسایلی که قابل تعمیر نیستند باید وارد زنجیره بازیافت رسمی شوند. قطعه سالم برخی دستگاه‌های اسقاطی نیز می‌تواند پس از آزمون و با برچسب روشن دوباره استفاده شود. مرز میان قطعه بازسازی‌شده معتبر و قطعه دست‌دوم نامطمئن باید مشخص باشد.
بیمه و ضمانت خدمات می‌تواند اعتماد مشتری را افزایش دهد. سکوهای معرفی تعمیرکار اگر فقط واسطه دریافت سفارش باشند، مشکل را حل نمی‌کنند؛ باید هویت، مهارت، سابقه و ضمانت فرد را بررسی کنند و در برابر شکایت پاسخ‌گو باشند. امتیاز کاربران مفید است، اما جای نظارت حرفه‌ای را نمی‌گیرد. امکان پرداخت مرحله‌ای و ثبت دیجیتال شرح تعمیر نیز اختلاف‌ها را کاهش می‌دهد.
فرهنگ تعمیر به معنای پذیرش کالای بی‌کیفیت نیست. تولیدکننده همچنان باید محصول بادوام بسازد و مسئولیت خدمات پس از فروش را بپذیرد. تعمیر، حلقه‌ای میان تولید و مصرف است که از هدررفت سرمایه خانواده جلوگیری می‌کند. اگر این حلقه با مهارت، قطعه اصلی و قیمت شفاف تقویت شود، هم مردم کمتر هزینه می‌کنند و هم اقتصاد ملی از واردات کالای جایگزین و تولید پسماند غیرضروری فاصله می‌گیرد.
بازگشت به تعمیر، بازگشت به گذشته نیست؛ می‌تواند بخشی از اقتصاد آینده باشد. اقتصادی که در آن کالا دیرتر دور انداخته می‌شود، مهارت ارزش دارد و مصرف‌کننده حق انتخاب دارد. تعمیرکار ماهر، در کنار تولیدکننده مسئول و بازار شفاف، می‌تواند یک وسیله فرسوده را دوباره به زندگی برگرداند و هم‌زمان چراغ یک کسب‌وکار کوچک را روشن نگه دارد.

علی عربی--روزنامه نگار

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید