کد خبر: 568972
۰
۰
نسخه چاپی
یادداشت:

مدرسه تعطیل نشود

مدرسه بخشی از آینده کشور است؛ جایی که نسل فردا در آن نه فقط خواندن و نوشتن، بلکه زیستن، اندیشیدن، گفتگو کردن، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را می آموزد. از همین رو، تعطیلی مدرسه هزینه ای بسیار فراتر از آن چیزی دارد که در محاسبات روزمره دیده می شود.

مدرسه تعطیل نشود

به گزارش اقتصادآینده نیوز، ضررهای تعطیلی مدرسه هنگفت است. اگر در شرایط جنگ و کرونا چاره ای جز تعطیلی مراکز آموزش عالی برای صیانت از جان فرزندان نداشتیم، در هنگام ناترازی آخرین جایی که باید تعطیل شود، مدرسه است.

کودکان و نوجوانان طی سال های اخیر ضربات مهلکی از تعطیلی مدرسه متحمل شدند که نتیجه آن در سال ها و دهه های آینده نمایان می شود. تقریبا همه مردم و کارشناسان براین باور هستند که کیفیت تدریس حضوری با آنچه در آموزش و پرورش مجازی می گذرد، قابل مقایسه نیست و این امر فرآیند آموزش را با چالش های عدیده ای روبرو می سازد. از سوی دیگر کودک و نوجوان امروز در بحران هویت و تربیت گرفتار آمده و خلا حضور در مراکز آموزشی به خوبی محسوس است. توانمندی تربیتی بسیاری از والدین با اولیای کارآزموده مدرسه قابل مقایسه نیست و کودک در محیط آموزش مجازی چیزی از تکنیک های تعاملی نمی آموزد. به عبارتی، مدرسه را نمی توان تنها ساختمانی برای برگزاری کلاس و انتقال چند صفحه از کتاب های درسی دانست. مدرسه بخشی از آینده کشور است؛ جایی که نسل فردا در آن نه فقط خواندن و نوشتن، بلکه زیستن، اندیشیدن، گفت و گو کردن، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را می آموزد. از همین رو، تعطیلی مدرسه هزینه ای بسیار فراتر از آن چیزی دارد که در محاسبات روزمره دیده می شود.

اگر در شرایط جنگ و کرونا چاره ای جز تعطیلی مراکز آموزشی برای صیانت از جان فرزندان نداشتیم، در روزگار ناترازی انرژی و مشکلات زیرساختی، مدرسه باید در شمار آخرین مراکزی باشد که تعطیل می شوند. تصمیم برای تعطیلی مدرسه شاید در ظاهر راهکاری سریع برای کاهش مصرف یا مدیریت یک بحران باشد، اما تبعات آن می تواند سال ها در ساختار آموزشی و اجتماعی کشور باقی بماند.

کودکان و نوجوانان طی سال های اخیر آسیب های قابل توجهی از تعطیلی مدارس متحمل شده اند؛ آسیب هایی که همه ابعاد آن هنوز آشکار نشده و شاید بخشی از آثار آن در سال ها و حتی دهه های آینده نمایان شود. تجربه آموزش غیرحضوری نشان داد که فناوری می تواند در شرایط اضطراری به یاری نظام آموزشی بیاید، اما نمی تواند جایگزین کامل مدرسه و ارتباط زنده میان معلم و دانش آموز شود.

کلاس درس فقط محلی برای انتقال محفوظات نیست. نگاه معلم، پرسش دانش آموز، گفت و گوی میان همکلاسی ها، فعالیت گروهی، رقابت سالم و حتی اختلاف نظرهای کوچک، هر کدام بخشی از فرآیند تربیت هستند. دانش آموز در مدرسه یاد می گیرد چگونه سخن بگوید، چگونه دیگری را بشنود، چگونه مسئولیت یک کار جمعی را بپذیرد و چگونه در برابر یک قانون مشترک رفتار کند. این تجربه های انسانی را نمی توان به طور کامل در قاب یک تلفن همراه یا صفحه رایانه بازسازی کرد. از سوی دیگر، کودک و نوجوان امروز با مسائل پیچیده ای در حوزه هویت، ارتباطات اجتماعی و تربیت مواجه است. خانواده به تنهایی نمی تواند بار سنگین تربیت را بر دوش بکشد. بسیاری از والدین با وجود همه تلاش های خود، فرصت، آموزش یا امکان لازم برای ایفای تمام نقش های تربیتی مدرسه را ندارند. معلم و مشاور مدرسه نیز تنها آموزگار یک درس نیستند؛ آنان در بسیاری از موارد نخستین افرادی هستند که تغییرات رفتاری و روحی دانش آموز را مشاهده می کنند و می توانند زمینه حمایت و هدایت او را فراهم سازند.

تعطیلی مدارس از منظر عدالت آموزشی نیز مسئله ای جدی است. امکانات خانواده ها یکسان نیست. یک دانش آموز ممکن است در خانه به اینترنت مناسب، ابزار آموزشی، اتاق مستقل و همراهی والدین دسترسی داشته باشد و دانش آموز دیگری از حداقل این امکانات محروم باشد. بنابراین آموزش مجازی در شرایط اضطراری می تواند شکاف آموزشی را عمیق تر کند و فاصله میان دانش آموزان برخوردار و کم برخوردار را افزایش دهد.

نباید از تاثیر تعطیلی مدرسه بر نظم زندگی کودکان و نوجوانان نیز غافل شد. مدرسه به زندگی دانش آموز ساختار می دهد. ساعت مشخص بیدار شدن، حضور در کلاس، تعامل با معلم و همسالان، فعالیت های ورزشی و فرهنگی و بازگشت به خانه، چارچوبی برای زندگی روزانه ایجاد می کند. حذف این چارچوب، به ویژه اگر تکرار شود، می تواند انگیزه یادگیری و مشارکت اجتماعی دانش آموز را کاهش دهد. از این منظر، ناترازی انرژی و دیگر چالش های زیرساختی کشور باید با تدبیر و برنامه ریزی مدیریت شود، نه با ساده ترین گزینه یعنی تعطیلی مدرسه. اگر مصرف انرژی مدارس مسئله است، باید به سراغ اصلاح الگوی مصرف، هوشمندسازی تجهیزات، بهینه سازی ساختمان ها، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و مدیریت ساعات فعالیت رفت. کشوری که برای توسعه سرمایه انسانی خود برنامه دارد، باید برای تامین انرژی مراکز آموزشی نیز راهکارهای پایدار طراحی کند.

البته نمی توان ضرورت مدیریت بحران و رعایت مصالح عمومی را نادیده گرفت. در شرایطی که استمرار فعالیت مدرسه سلامت دانش آموزان را به طور جدی تهدید می کند، تصمیم برای تعطیلی می تواند اجتناب ناپذیر باشد. اما میان تعطیلی اضطراری و تبدیل تعطیلی به راهکار تکرارشونده تفاوتی اساسی وجود دارد. تعطیلی باید استثنا باشد، نه قاعده.

آینده کشور از پشت نیمکت های همین مدارس ساخته می شود. دانش آموز امروز، پزشک، معلم، مهندس، کارآفرین، پژوهشگر، مدیر و شهروند فردای این سرزمین است. هر ساعت آموزش از دست رفته، صرفا یک ساعت کمتر از برنامه درسی نیست؛ بخشی از فرصت رشد و توانمندسازی نسل آینده است. در روزگاری که کشور با انواع ناترازی ها دست و پنجه نرم می کند، شاید مهم ترین سرمایه ای که نباید دچار ناترازی شود، سرمایه انسانی باشد. برای جبران ناترازی انرژی می توان نیروگاه ساخت، تجهیزات را اصلاح کرد و الگوی مصرف را تغییر داد، اما جبران فرصت های از دست رفته تربیتی و آموزشی به آسانی امکان پذیر نیست.

مدرسه را باید به عنوان یک زیرساخت حیاتی دید؛ زیرساختی که محصول آن در جدول های کوتاه مدت اقتصادی دیده نمی شود، اما کیفیت آن آینده یک ملت را رقم می زند. اگر قرار است جامعه ای تاب آور، دانا، خلاق و مسئولیت پذیر داشته باشیم، باید جریان آموزش تا حد امکان استمرار یابد. مدرسه آخرین سنگر آموزش و تربیت است. در روزگار ناترازی، راه حل باید از دل تدبیر، فناوری، اصلاح مصرف و سرمایه گذاری بگذرد؛ نه از تعطیلی مکرر کلاس های درس. حفاظت از مدرسه، در نهایت حفاظت از آینده است و آینده را نمی توان به تعطیلی سپرد.

یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید