
در اقتصاد، همیشه برای بیشتر تولید کردن لازم نیست کارخانه تازهای ساخته شود یا منابع بیشتری مصرف شود. گاهی بخش مهمی از رشد درست کنار دست ماست؛ در همان کارخانه، مزرعه، اداره، شبکه حملونقل و نیروگاهی که امروز کار میکند اما میتواند با همان میزان سرمایه و انرژی، محصول و خدمت بیشتری تولید کند. این همان جایی است که مفهوم بهرهوری از یک واژه تخصصی خارج میشود و به مسئلهای کاملاً ملموس برای اقتصاد ایران تبدیل میشود.
سالهاست هر زمان سخن از رشد اقتصادی به میان میآید، نگاهها به سرمایهگذاری تازه، ساخت پروژه جدید و افزایش منابع مالی دوخته میشود. همه اینها لازم است، اما یک پرسش کمتر شنیده میشود: از سرمایهای که قبلاً ساختهایم چقدر درست استفاده میکنیم؟ اگر یک خط تولید با اصلاح فرایند، کاهش توقف، آموزش نیروی انسانی و نوسازی یک بخش محدود بتواند محصول بیشتری بسازد، نتیجه اقتصادی آن گاهی از افزودن یک خط تازه کمهزینهتر و سریعتر است.
بهرهوری را نباید با فشار بیشتر بر نیروی کار اشتباه گرفت. کارگر قرار نیست در زمان ثابت با فشار دو برابر کار کند. بهرهوری یعنی کار بیهوده کمتر شود، دستگاه زمان کمتری خاموش بماند، مواد اولیه کمتر هدر برود، تصمیم اداری سریعتر گرفته شود و انرژی برای تولید یک واحد محصول کاهش یابد. به بیان ساده، اقتصاد از آنچه در اختیار دارد نتیجه بیشتری بگیرد.
این موضوع در صنعت اهمیت ویژهای دارد. یک کارخانه ممکن است تجهیزات قابل استفاده داشته باشد، اما به دلیل توقفهای مکرر، تعمیرات پیشبینینشده، انتظار برای قطعه یا ناهماهنگی در تأمین مواد اولیه بخشی از ظرفیت خود را از دست بدهد. همیشه هم راهحل، خرید کامل ماشینآلات تازه نیست. گاهی نگهداری پیشگیرانه، دیجیتالی کردن برنامه تولید، اصلاح انبارداری یا تعویض یک گلوگاه کوچک میتواند ظرفیت قابل توجهی آزاد کند.
در انرژی، ماجرا حتی روشنتر است. هر واحد انرژی که بدون کاهش تولید صرفهجویی شود، در عمل شبیه ایجاد بخشی از ظرفیت تازه تولید انرژی است. موتورهای پربازدهتر، بازیافت حرارت، اصلاح روشنایی صنعتی، مدیریت مصرف و بهبود عایق ساختمانها شاید به اندازه افتتاح یک نیروگاه خبرساز نباشند، اما حاصل جمع آنها میتواند برای اقتصاد بسیار مهم باشد. جذابیت این مسیر آن است که تولید و صرفهجویی را مقابل هم قرار نمیدهد.
کشاورزی نیز میدان بزرگی برای بهرهوری است. ارزش اقتصادی آب، بذر، خاک، ماشینآلات و زمان کشاورز زمانی بیشتر میشود که محصول بیشتری با مصرف منطقیتر نهادهها به دست آید. اینجا هم نسخه واحدی برای همه مناطق وجود ندارد. نوع محصول، اقلیم، فناوری آبیاری و بازار فروش باید کنار هم دیده شوند. هدف، کمکردن تولید نیست؛ هدف، بیشتر کردن ارزش هر واحد منبع مصرفشده است.
بخش خدمات و دستگاههای اداری نیز از این قاعده جدا نیستند. زمانی که یک فعال اقتصادی برای یک فرایند مشخص چند بار اطلاعات مشابه ارائه میکند، یا یک پاسخ ساده بین چند واحد جابهجا میشود، هزینهای ایجاد شده که شاید در بودجه دستگاه دیده نشود اما در اقتصاد وجود دارد. کاهش زمان فرایندها، اتصال سامانهها و حذف درخواستهای تکراری میتواند نوعی افزایش بهرهوری باشد؛ بدون آنکه ساختمان جدید یا نیروی انسانی بیشتری لازم باشد.
بهرهوری البته با بخشنامه ایجاد نمیشود. مدیر بنگاه باید انگیزه سرمایهگذاری در فناوری و آموزش داشته باشد، نیروی انسانی باید نتیجه بهبود عملکرد را احساس کند و سیاستگذار باید محیطی فراهم کند که سرمایهگذاری برای کاهش هزینه و افزایش کیفیت توجیه اقتصادی داشته باشد. اگر بنگاه نداند مقررات، قیمت نهادهها یا شرایط بازار در آینده نزدیک چگونه تغییر میکند، ممکن است سرمایه خود را به جای پروژههای بلندمدت بهرهوری به تصمیمهای کوتاهمدت ببرد.
یکی از فرصتهای مهم، پیوند بهرهوری با تأمین مالی است. تسهیلات همیشه نباید صرف افزایش ساختمان و ماشینآلات شود. پروژهای که مصرف انرژی یک واحد صنعتی را کاهش میدهد، توقف خط را کم میکند یا کیفیت محصول را بالا میبرد نیز سرمایهگذاری مولد است. بانک، بازار سرمایه و صندوقهای تخصصی میتوانند ابزارهایی طراحی کنند که بازده این نوع پروژهها قابل اندازهگیری و تأمین مالی باشد.
در این میان، اندازهگیری اهمیت زیادی دارد. نمیتوان چیزی را که اندازه گرفته نمیشود بهبود داد. هر کارخانه باید بداند مهمترین اتلاف آن کجاست: انرژی، زمان، مواد اولیه، خرابی دستگاه، ضایعات یا موجودی انبار. دستگاه اجرایی نیز باید بداند کدام فرایند بیشترین زمان را از مردم و کسبوکار میگیرد. انتشار شاخصهای روشن، رقابت برای بهتر شدن را واقعیتر میکند.
اقتصاد ایران منابع بزرگی در اختیار دارد؛ نیروی انسانی آموزشدیده، شبکه صنعتی، زیرساخت، انرژی، زمین و تجربه تولید. مسئله این نیست که سرمایهگذاری تازه لازم نیست؛ اتفاقاً اقتصاد برای رشد پایدار به سرمایهگذاری نیاز دارد. اما پیش از آن و همزمان با آن باید پرسید سرمایههای موجود با چه کیفیتی کار میکنند.
بهرهوری شاید تیتر پرهیاهویی نباشد، اما میتواند یکی از اقتصادیترین پاسخها به محدودیت منابع باشد. ثروت فقط آن چیزی نیست که از معدن بیرون میآید یا در حساب سرمایهگذاری ثبت میشود. بخشی از ثروت در ساعتهای تلفشده، انرژی هدررفته، دستگاه نیمهفعال و فرایند طولانی پنهان شده است. استخراج این ثروت نه به حفاری نیاز دارد و نه به کشف میدان تازه؛ به مدیریت دقیق، فناوری، آموزش، ثبات و انگیزه برای بهتر کار کردن نیاز دارد. اگر اقتصاد ایران بتواند از داراییهای موجود اندکی بیشتر و بهتر استفاده کند، نتیجه آن مستقیماً در تولید، قیمت تمامشده، رقابتپذیری و درآمد دیده خواهد شد.
یک مسیر عملی برای جدی شدن بهرهوری، تبدیل آن به پروژههای کوچک و قابل سنجش است. به جای اینکه مدیر یک واحد صنعتی مأمور «افزایش بهرهوری» شود، میتوان هدف روشن تعریف کرد: کاهش زمان توقف یک دستگاه، کم کردن ضایعات یک محصول یا کاهش مصرف انرژی در یک بخش. نتیجه چنین پروژهای قابل اندازهگیری است و اگر موفق باشد، میتوان آن را به بخشهای دیگر تعمیم داد. تجربه مدیریتی نشان میدهد اصلاحهای کوچک اما مداوم، گاهی از طرحهای بزرگ و پرهزینه اثر بیشتری دارند.
دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان نیز در این میدان نقش دارند. مسئله بسیاری از کارخانهها الزاماً نبود فناوری پیچیده نیست؛ گاهی فناوری موجود به مسئله واقعی خط تولید وصل نشده است. ارتباط مستقیم میان تیم فنی کارخانه و مجموعههای فناور میتواند راهحلهایی برای پایش مصرف، پیشبینی خرابی، کنترل کیفیت و مدیریت موجودی ایجاد کند. بازار واقعی فناوری دقیقاً همینجاست: جایی که یک نوآوری بتواند هزینه مشخصی را کم یا ظرفیت مشخصی را آزاد کند.
اگر بهرهوری به زبان صرفهجویی اجباری ترجمه شود، احتمالاً با مقاومت روبهرو خواهد شد. اما اگر نیروی انسانی، مدیر و سرمایهگذار هر سه از نتیجه آن سهم ببرند، انگیزه تغییر بیشتر میشود. بخشی از منافع حاصل از کاهش ضایعات یا افزایش تولید میتواند به آموزش، پاداش عملکرد یا توسعه دوباره همان واحد برگردد. بهرهوری زمانی پایدار است که بهتر کار کردن برای بازیگران اصلی منفعت قابل مشاهده داشته باشد.
در نسخه چاپی، هر عدد متغیر این پرونده باید با تازهترین داده رسمی و تاریخ انتشار آن تکمیل شود. همچنین تجربه یا ارزیابی فعالان اقتصادی باید به نام گوینده نقل شود و از تعمیم یک نمونه به کل کشور پرهیز شود. این شیوه هم دقت گزارش را بالا میبرد و هم مرز میان واقعیت، تحلیل و پیشنهاد را روشن نگه میدارد.


دیدگاه