
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) : این یادداشت رسانهای در پاسخ به مطلب درج شده به آدرس لینک ذیل ؛https://sedayemanzelat.ir/
علیرغم لحن مثبت، حاوی مغالطههای سیاستی (Policy Fallacies) و خطاهای راهبردی در تعریف نظام ارجاع و سطحبندی خدمات است.
تقلیل دادن «پزشک خانواده و نظام ارجاع» به «تجمیع چند متخصص در یک پلیکلینیک شهری» و ادعای پیشگیری از ارجاع به مرکز استان (تبریز) در شرایطی که مراغه فاقد زیرساخت جراحی قلب و آنژیوپلاستی پیشرفته است، میتواند سلامت عمومی را با خطرات بالینی و هدررفت منابع روبهرو کند.
تحلیل راهبردی و چکلیست سوالی انتقادی زیر خطاب به سرپرست دانشکده علوم پزشکی مراغه تنظیم شده است:
تحلیل راهبردی و چکلیست سوالی نظارتی…؟!
موضوع: ارزیابی ادعای توقف سرگردانی بیماران و انطباق عملکرد درمانگاه امیرالمؤمنین(ع) با الزامات پزشک خانواده و واقعیتهای بالینی (بیماریهای قلبیعروقی)
مخاطب: سرپرست محترم دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مراغه
بخش اول: مغالطات ساختاری در متن و ادعاهای مطروحه
مغالطه همسانپنداری «پلیکلینیک تخصصی» با «پزشک خانواده»:
۱- ویزیت ۲ هزار بیمار توسط متخصصان قلب، داخلی و مغز در درمانگاه امیرالمؤمنین(ع)، سطح دو خدمات (تخصصی) است؛ در حالی که دروازهبانی نظام ارجاع و پزشک خانواده متعلق به سطح یک (پزشک عمومی، مراقب سلامت و نظام پیگیری فعال) است. نامگذاری فعالیت یک کلینیک سرپایی تحت عنوان «آزمون تاریخی پزشک خانواده» انحراف در مفاهیم پایه سلامت است.
۲- پنهانسازی خلاء زنجیره درمان قطعی (Therapeutic Gap):
ادعای ممانعت از ارجاع بیماران قلبی به تبریز در شرایطی که دانشکده علوم پزشکی مراغه فاقد بخش جراحی قلب باز (CABG) و خدمات پیشرفته مداخلهای (Cath-Lab ۲۴ ساعته)است، خطرناک است. تجمیع بیمار در سطح سرپایی بدون امکان تکمیل مداخله حاد، ریسک مورتالیتی (مرگومیر) بیماران ایسکمیک را بالا میبرد.
بخش دوم:
چکلیست سوالی و شفافساز (پرسشهای راهبردی)
۱. تعیین تکلیف زنجیره درمان بیماران قلبی (خلاء جراحی قلب)
[ ] پرسش ۱: با توجه به فقدان بخش جراحی قلب باز و کمبود تختهای مراقبت ویژه جراحی در مراغه، بیماران قلبی ویزیتشده در درمانگاه امیرالمؤمنین(ع) که نیازمند استنتگذاری پیچیده یا عمل قلب باز هستند، در چه سازوکاری و به کجا ارجاع میشوند؟
[ ] پرسش ۲: آیا سیاست بازداشتن بیماران از مراجعه به تبریز، صرفاً در فاز تشخیص سرپایی متوقف شده یا به تأخیر در دریافت درمانهای قطعیِ بستری در کلانبیمارستانهای تبریز (مانند شهید مدنی) منجر شده است؟
[ ] پرسش ۳: نرخ «ارجاع معکوس» یا اعزامهای اورژانسی ثانویه (بیمارانی که ابتدا در درمانگاه ویزیت شده اما به دلیل نیاز به جراحی قلب با تاخیر به تبریز اعزام شدهاند) چقدر بوده است؟
۲. ارزیابی نظام ارجاع، دروازهبانی (Gatekeeping) و غربالگری…؟!
[ ] پرسش ۴:
آیا ۲ هزار مراجعه ثبتشده، بر اساس فرم ارجاع الکترونیک از پایگاههای سلامت سطح یک (پزشک عمومی/خانواده) بودهاند یا به شیوه سنتی «مراجعه مستقیم، نوبتگیری آزاد و تمایل خودبیمارانگارانه» پذیرش شدهاند؟
[ ] پرسش ۵:
از این ۲ هزار بیمار، چه درصدی واقعاً اندیکاسیون ویزیت تخصصی داشتند و چه درصدی مواردی بودند که در سطح پزشک عمومی و اصلاح سبک زندگی قابل مدیریت بودند؟
۳. مدیریت هزینهها و بار مالی بر دوش بیمهها و مردم
[ ] پرسش ۶:
استقرار همزمان تخصصهای قلب، مغز و داخلی و پاراکلینیک در یک محل، در غیاب راهنماهای بالینی (Clinical Guidelines) سفتوسخت، آیا منجر به تقاضای القایی (Induced Demand) در تجویز اکوکاردیوگرافی، هولتر، MRI و آزمایشهای پرهزینه نشده است؟
[ ] پرسش ۷:
درحالیکه منبع خبر از کندی پرداخت بیمهها انتقاد میکند، سهم پرداختی از جیب مردم (Out-of-Pocket) برای خدمات پاراکلینیکی در درمانگاه امیرالمؤمنین(ع) دقیقاً چند درصد هزینه کل بوده است؟
۴. سرنوشت «مراقبت فعال» در برابر «درمان انفعالی»
[ ] پرسش ۸:
در ادعای متن به «گذار از مراقبت انفعالی به نظارت فعال بهداشتی» اشاره شده است؛ دانشکده علوم پزشکی مراغه چه داشبورد یا رجیستری فعالی برای پیگیری دارو، فشار خون و دیابت این ۲ هزار نفر بعد از خروج از درب درمانگاه طراحی کرده است؟ آیا وضعیت این افراد دوباره به مراقبان سلامت مراکز بهداشت فیدبک داده میشود؟
[ ] پرسش ۹:
برنامه مشخص دانشکده برای استقرار تلهمدیسین (پزشکی از راه دور) و تریاژ قلبی مشترک با مراکز تخصصی تبریز جهت جلوگیری از تردد بیمورد در عین حفظ امنیت جانی بیماران پرخطر چیست؟
والعاقبت للمتقین به معنای رعایت نمودن موارد یاد شده و پاسخ سرپرست علوم پزشکی مراغه به همین موارد برای شفاف سازی و پرهیز از سکوت سنگین در برابر مطالبات شهروندان مراغه از نظام سلامت است… صرفا جهت مزید اطلاع!


دیدگاه