کد خبر: 572704
۰
۰
نسخه چاپی
یادداشت:

سهم بیهقی در روایت عالمانه تاریخ

بیهقی با نگاه عالمانه ای که به دنیا و تاریخ نگاری داشته و با وزن بالای ادبی و نوشتاری، اثری را خلق کرده که حاوی اطلاعات ارزشمندی از ایران آن زمان و حوادث و رویدادهای آن است.

سهم بیهقی در روایت عالمانه تاریخ

دکتر محمود محمدی کیان - ابوالفضل بیهقی مورخ مشهور ایرانی، زاده سبزوار در قرن پنجم هجری قمری است؛ مورخی که سهم بزرگی در روایت تاریخ این سرزمین ایفا کرده است.

یکم آبان ماه روز بزگداشت این مورخ بزرگ است. کتاب مشهور و تنها اثر بیهقی تاریخ اوست که به «تاریخ بیهقی» شهره است و در دوران سلسله غزنویان و خکومت پادشاهان این سلسله بر ایران و حوادث آن دوران نگاشته شده است. این کتاب ظاهرا در 30 جلد تدوین شده که متاسفانه تنها 6 جلد آن باقی مانده و قسمت اعظم آن مربوط به دوران پادشاهی مسعود فرزند محمود غزنوی است؛ به طوری که گاهی «تاریخ مسعودی» نیز نامیده می شود.

بیهقی با نگاه عالمانه ای که به دنیا و تاریخ نگاری داشته و با وزن بالای ادبی و نوشتاری، اثری را خلق کرده که حاوی اطلاعات ارزشمندی از ایران آن زمان و حوادث و رویدادهای آن است و نثر این کتاب بسیار دلنشین، ساده و روان و از نظر فنی، به سبک خراسانی که ساده و بی پیرایه است، نگارش شده و در عین حال بسیار وزین و ارزشمند است.

یکی از وجوه تاریخ بیهقی که برای تاریخ پژوهان و محققان اهمیت دارد، این است که نویسنده در اکثر وقایعی که توصیف می کند، در صحنه حضور داشته و با قلمی شیوا به مستند کردن این رویدادها پرداخته است که از این جهت تاریخ او را می توان یکی از واقعی ترین و مستند ترین تاریخ هایی دانست که در آرشیوها موجود است.

بیهقی همچون روایت گری متبحر و نکته سنج، ضمن روایت حوادث، گاهی در نقش «پیر دانا» در لابه لای حوادث حضوری موثر دارد و با نگاهی عالمانه، نقطه نظر خود را پیرامون حوادث اعلام می کند؛ بدون جانب گرایی و تعصب که این جنبه اثر او نیز قابل تامل و تدبر است. هر چند که باید پذیرفت مورخ هر چقدر هم حر و آزاده باشد، از ترس جان چاره ای جز فرمان پذیری از حاکم وقت ندارد اما با همین شرایط، بیهقی تاریخی را نگاشته که تا حد امکان قابل استناد و پذیرش است.

به هر حال هدف بنده از این یادداشت کوتاه معرفی مجدد این مورخ نامی و اثر سترگش یعنی «تاریخ بیهقی» است؛ تاریخی که باید چندین و چند بار خوانده شود و قلم زیبای بیهقی نیز این مجال را به خوانندگان می دهد که بخوانند و آگاه شوند و از این آگاهی لذت ها ببرند.

حقیقت این است که برای نگارنده این یادداشت، هضم این موضوع که مردم ما با تاریخ و فرهنگ و ادبیات خود کاملا بیگانه اند؛ بسیار ناگوار، سخت و جانفرساست چراکه در این عقبه تمدنی عظیم، خزینه ها و گوهرهای نایاب معرفتی و انسانی نهفته و حیف است که مردم ما از این خزائن که تمدن ساز و فرهنگ ساز است، بی بهره باشند.

این یک واقعیت است ملتی که با تاریخ و فرهنگ و هنر و ادبیات خویش بیگانه شده؛ عن قریب گرفتار سیل حوادث و طوفان هایی می شود که عاقبت آن قابل پیش بینی نیست چراکه از ریشه های خود دور شده و پایه های آن لرزان است.

امروز سعدی، حافظ، مولانا، فردوسی، نظامی، سنایی، بیهقی، خیام و دهها و صدها شخصیت فرهنگی ایران که با آثار گرانقدر خویش این عقبه های تمدنی را برای ما به یادگار گذاشته اند؛ قطعا فصل تمایز ما با سایر بلاد و کشورها هستند تا خود را بهتر بشناسیم و در این بازار سودا و سود؛ در کشاکش دهر و بلایای ریز و درشت، از گزند حوادث در امان بمانیم.

بنابراین، بی‌دلیل نیست که بزرگان عرصه‌ی ادب این اثر عظیم را در حوزه‌های مختلفی از جمله تاریخ‌نگاری، داستان‌نویسی، اندیشه‌ورزی و هستی‌شناسی ارزشمند و محترم می‌دانند.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید