
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) : مخاطب محور : وزیر بهداشت - دغدغه نان و مسیر سیاست گذاری ها و تصمیمات ، نظام سلامت ایران را به سمتی کشاند که امروزه با یک فاجعه روبرو هستیم.
افزایش یکباره پذیرش دانشجوی پزشکی ، برداشتن نظام سطح بندی برای صدور مجوز تاسیس مراکز تشخیصی و درمانی ، اعطای مجوز تاسیس مراکز تشخیصی و درمانی به تعاونی ها ، صدور بی رویه مجوز مراکز ترک اعتیاد(که البته مرکزی در کار نبوده و تنها تفویض اختیار توزیع متادون در سطح وسیع و بدون نظارت است).
هم چنین صدور مجوزهای رنگارنگ با نام های جدید مانند درمانگاه تخصصی داخلی یا درمانگاه تخصصی چشم و… که معلوم نیست که شرح وظایف آن ها چه تفاوتی با مطب دارد و از همه عجیبتر صدور مجوز مراکز تول گیری همگی از مصادیق نگاه معیوب به نقش وزارت بهداشت در اصلاح نظام سلامت است!
اگر بخواهیم اقداماتی را که سیاستگذاران حوزه سلامت با نگاه دغدغه نان نظام سلامت کشور را به بیراهه کشانده اند در اینجا فهرست کنیم کل مقاله به این امر اختصاص خواهد یافت اما میتوان از چند مثال مشخص در این زمینه یاد کرد که یکی از آن ها پدیده ای است که میتوان آن را ((بساز و بفروشی در حوزه سلامت)) نام گذارد.
از چندی پیش عده ای اقدام به ساخت و ساز با رعایت استانداردهای وزارت بهداشت برای درمانگاه و مراکز جراحی محدود نمودند و با هماهنگی با یک یا چند پزشک پروانه های مربوطه را از وزارت بهداشت اخذ کردند و سپس اطاق های این ساختمان ها را تحت عنوان سهم اطفال ، داخلی ، عفونی ، آزمایشگاه و… به معرض فروش گذاردند و از آنجایی که قرار نبود که قسمتی از بنا به نام سهامداران آینده گردد پس نیاز به اخذ صورتمجلس تفکیکی نیز نبود و از این جهت هزینه ساختن بنا کمتر از موارد مسکونی محاسبه میگردید(البته بماند که برخی از این نوع مراکز و… تسهیلات کم بهره کلان از سیستم بانکی نیز وصول کردند).
نکته مهم دیگر این که در بسیاری از موارد اصولا شرکت سهامی نیز به ثبت نرسیده بود و پزشکانی که چندین سال در آرزوی اخذ پروانه تهران در شهرستانهای دور سپری کرده بودند با عقد چنین قراردادهایی خود را سهامدار در تهران فرض میکردند.
در حقیقت آنچه که پزشک خریده بود نه یک سهم ثبت شده و قانونی بلکه امکان بهره وری از یک یا چند اطاق ملکی بود که سند آن به نام شخص دیگری است و پروانه های قانونی آن نیز در اختیار این پزشک نبود.
گاهی اوقات نیز پزشک متوجه میشد که آنچه خریداری کرده است(برای مثال سهام آزمایشگاه یا رادیولوژی) نیازمند مجوز جداگانه ای است که هنوز اخذ نگردیده است و پزشک بی نوا می بایست خود مراحل قانونی را جهت الحاق بخش آزمایشگاه یا رادیولوژی به پروانه درمانگاه به انجام برساند و در نهایت الحاق این بخش ها به مرکز درمانی صورت می پذیرفت که نه پروانه آن به نام پزشک به اصطلاح سهامدار بود و نه حتی یک دانگ از بنای آن!
و اما مشکل بزرگتر زمانی بروز میکرد که بنای ساخته شده فاقد شرایط لازم مندرج در دستورالعمل های وزارت بهداشت میبود و اصولا امکان راه اندازی این بخش ها وجود نداشت و این در حالی بود که سهام آن پیش تر فروخته شده بود!
منبع : کتاب آسیب شناسی نظام سلامت ایران صفحات 7 و 8
به سفارش : انجمن علمی آسیب شناسی ایران
تالیف : دکتر فرید کریمی
ناشر : انتشارات پیام رسان
شمارگان : 1500 جلد
نوبت چاپ : چاپ اول مهرماه 1392
شابک : 6-43-5196-600-978
پایان قسمت اول


دیدگاه