
به گزارش اقتصادآینده نیوز، درآمدهای نفتی سست بنیان اند. باید از درآمدهای سهل وصول و ناپایدار فسیلی رها شد و به سوی منابع پایدار درآمدی حرکت کرد. چاه های نفت، معادن سنگ، کشاورزی و بسیاری از منابع درآمدی دیر یا زود به پایان راه می رسند و نمی توان به درآمدهای مالیاتی هم در کشاکش روزهای مبادای اقتصادی تکیه کرد.
خلاهای درآمدی، دولت را به سوی چاپ پول های بی پشتوانه هدایت می کند و این به معنای زبانه کشیدن شعله های تورمی است. به همین دلیل باید از نسخه های موفق دیگر کشورها درس عبرت گرفت و راهکارهای درآمدزایی نرم را در دستور کار قرار داد. کشور تاریخی ایران دارای ظرفیت های ارزنده ای در حوزه گردشگری است که با اتکا به آن می توان اقتصاد کشور را متحول ساخت و مرهمی بر زخم تورم گذاشت. گردشگری از جمله حوزه های معدودی است که بدون نیاز به استخراج منابع زیرزمینی و تخریب سرمایه های طبیعی، امکان خلق ارزش افزوده و تولید ثروت را فراهم می آورد. این صنعت برخلاف بسیاری از فعالیت های اقتصادی، متکی بر داشته های تمدنی، فرهنگی، تاریخی و طبیعی است؛ سرمایه هایی که اگر به درستی مدیریت و معرفی شوند، می توانند برای نسل های متمادی منبع درآمد باشند.
ایران با برخورداری از آثار باستانی، بناهای تاریخی، فرهنگ غنی، چشم اندازهای طبیعی، تنوع اقلیمی، آداب و رسوم محلی و میراث ناملموس از مزیت های کم نظیری برای تبدیل شدن به یکی از مقاصد مهم گردشگری آسیا و جهان برخوردار است.
باید به یاد داشت که درآمدزایی از حوزه گردشگری تنها به فروش بلیت موزه ها، بازدید از آثار تاریخی یا اقامت در هتل ها محدود نمی شود؛ بلکه زنجیره ارزش این صنعت، مجموعه گسترده ای از فعالیت های اقتصادی را در بر می گیرد که از حمل ونقل و اقامت گرفته تا صنایع دستی، رستوران داری، تولید محصولات بومی، راهنمایان گردشگری، خدمات تفریحی و تجارت محلی امتداد پیدا می کند. به همین دلیل رونق گردشگری می تواند همزمان چندین بخش اقتصادی را به حرکت درآورد و فرصت های شغلی متنوعی برای جوانان و فعالان اقتصادی ایجاد کند.
یکی از ویژگی های مهم این صنعت، امکان توزیع جغرافیایی درآمد است. برخلاف صنایع بزرگ که فعالیت آنها عمدتا در قطب های صنعتی و مناطق برخوردار متمرکز می شود، گردشگری قابلیت آن را دارد که روستاها، شهرهای کوچک و مناطق کمتر توسعه یافته را نیز وارد چرخه تولید ثروت کند. یک روستای تاریخی با معماری بومی، یک منطقه طبیعی با جاذبه های منحصربه فرد یا حتی یک آیین محلی می تواند به مقصدی برای گردشگران تبدیل شود و زمینه رونق کسب وکارهای خرد را فراهم آورد. این ظرفیت، علاوه بر ایجاد درآمد، به کاهش مهاجرت از مناطق محروم و تقویت اقتصاد محلی کمک می کند.

در آن سوی میدان، گردشگری می تواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم ارزآوری غیرنفتی مورد توجه قرار گیرد. ورود گردشگران خارجی به کشور به معنای ورود منابع ارزی از طریق ارائه خدمات است؛ درآمدی که بدون فروش منابع تجدیدناپذیر و با تکیه بر توانمندی های داخلی حاصل می شود. البته تحقق این امر مستلزم آن است که ایران از جایگاه یک مقصد بالقوه به مقصدی رقابت پذیر در بازار جهانی گردشگری تبدیل شود. این تغییر جایگاه بدون سرمایه گذاری در زیرساخت ها، ارتقای کیفیت خدمات، تسهیل صدور روادید، توسعه حمل ونقل بین المللی و معرفی حرفه ای جاذبه های کشور امکان پذیر نخواهد بود. در این میان، نباید از گردشگری داخلی نیز غافل شد. تقویت سفرهای داخلی علاوه بر توزیع عادلانه تر درآمد در استان ها، موجب گردش سرمایه در داخل کشور و حمایت از کسب وکارهای وابسته می شود. با این حال، افزایش هزینه های سفر، ضعف زیرساخت های اقامتی، کمبود امکانات حمل ونقل و نوسان قیمت خدمات، قدرت سفر را از بخش قابل توجهی از خانوارها گرفته است. بنابراین سیاست گذاری در این حوزه باید به گونه ای باشد که سفر از یک کالای لوکس و دست نیافتنی به فرصتی قابل استفاده برای اقشار مختلف جامعه تبدیل شود. نکته مهم دیگر، ضرورت پرهیز از نگاه درآمدزایی کوتاه مدت و تخریب منابع گردشگری است. اگر قرار باشد توسعه گردشگری به قیمت نابودی جنگل ها، آلودگی سواحل، تخریب بافت های تاریخی و مصرف بی رویه منابع آب تمام شود، در واقع همان اشتباهی تکرار شده است که در بهره برداری ناپایدار از منابع طبیعی رخ داده است. گردشگری پایدار باید بر پایه حفاظت از محیط زیست، صیانت از میراث فرهنگی و مشارکت جوامع محلی شکل بگیرد تا ظرفیت های امروز برای نسل های آینده نیز حفظ شوند.
در نهایت به این نکته اشاره کنیم که تغییر نگاه به گردشگری از یک فعالیت تفریحی و حاشیه ای به یک پیشران اقتصادی، ضرورتی انکارناپذیر است. دولت باید به جای تصدی گری گسترده، زمینه حضور سرمایه گذاران، کارآفرینان و بخش خصوصی را فراهم کند و با اصلاح قوانین، کاهش بروکراسی و تضمین امنیت سرمایه گذاری، موانع توسعه این صنعت را برطرف سازد. همچنین دیپلماسی گردشگری باید در کنار دیپلماسی اقتصادی قرار گیرد تا تصویر واقعی ایران و ظرفیت های تمدنی آن به جهانیان معرفی شود. اقتصادی که بر پایه فروش منابع پایان پذیر بنا شده باشد، همواره در معرض نوسانات بازارهای جهانی و محدودیت های بیرونی قرار دارد. در مقابل، اقتصادی که از سرمایه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی خود ارزش افزوده تولید می کند، می تواند از بنیان های متنوع تری برای رشد برخوردار شود. گردشگری شاید جایگزین یک شبه درآمدهای نفتی نباشد، اما می تواند یکی از مهم ترین ستون های اقتصاد غیرنفتی ایران باشد؛ ستونی که به جای سوختن سرمایه های زیرزمینی، از سرمایه های تمدنی کشور ثروت می آفریند.
یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی


دیدگاه