خبرگزاری مهر- گروه استانها: در «مله امیری»، تغییر الگوی کشت را میتوان از روی زمینها خواند؛ جایی که بخشی از کشاورزان دیگر نمیخواهند همه آینده معیشت خود را به محصولاتی گره بزنند که ادامه کشت آنها با وضعیت آب، هر سال دشوارتر میشود.
در میان زمینهای روستا، حالا ردیفهایی از نهالهای پسته شکل گرفته که هنوز برای رسیدن به یک باغ اقتصادی فاصله دارند، اما برای صاحبانشان معنای دیگری دارند: تلاشی برای اینکه بتوانند کشاورزی را با شرایط تازه اقلیمی ادامه دهند.
یکی از این تجربهها متعلق به خانواده امیری است؛ زن و شوهری که در کنار دامداری و فعالیتهای روزمره روستایی، بخشی از زمین خود را به کشت جدید اختصاص دادهاند. تصمیم آنها در واقع پاسخی به یک پرسش ساده اما جدی است: وقتی آب کمتر میشود، کشاورز چگونه باید از زمینش همچنان درآمد داشته باشد؟
در چنین شرایطی، پسته برای برخی کشاورزان نه صرفاً یک محصول تازه، بلکه گزینهای برای بازطراحی اقتصاد زمین شده است؛ محصولی که میتواند با نیاز آبی متفاوت، ارزش اقتصادی بالاتر و دوره بهرهبرداری طولانی، بخشی از فشار ناشی از محدودیت منابع آب را کاهش دهد.

البته فاصله میان کاشت یک نهال و رسیدن به درآمد پایدار، کوتاه نیست. کشاورزی که امروز پسته میکارد، در حقیقت بخشی از درآمد و سرمایه خود را برای سالهای آینده کنار میگذارد و در این مسیر به دانش فنی، حمایت مالی و اطمینان از بازار نیاز دارد. بنابراین آنچه در مله امیری در حال رخ دادن است، فقط تغییر نوع محصول نیست؛ تغییری است در نگاه کشاورز به آینده زمین.
از شالیزار تا پسته؛ تغییر اجباری یا انتخاب آینده؟
روستای مله امیری در خرمآباد سالها با شالیزارهایش شناخته میشد. برنج برای بسیاری از کشاورزان نه فقط یک محصول، بلکه بخشی از سبک زندگی و اقتصاد خانوار بود.
اما کاهش بارندگی و محدودیت منابع آب، ادامه این مسیر را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، تغییر الگوی کشت دیگر فقط یک توصیه کارشناسی نیست؛ برای بخشی از کشاورزان به مسئلهای مرتبط با بقای اقتصادی خانوار تبدیل شده است.
پسته در چنین شرایطی جذابیت پیدا میکند؛ محصولی که در صورت فراهم بودن شرایط اقلیمی و فنی، میتواند سالها در قالب یک باغ اقتصادی باقی بماند و ارزش افزوده بالایی برای بهرهبردار ایجاد کند.
البته تغییر از کشت زراعی به باغی تصمیم سادهای نیست. باغ پسته برای رسیدن به مرحله باردهی به زمان نیاز دارد و کشاورز باید هزینههای اولیه، مراقبت، آبیاری، تغذیه، مبارزه با آفات و مدیریت باغ را در سالهای ابتدایی تحمل کند؛ سالهایی که درآمد باغ هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
به همین دلیل، استقبال کشاورزان از پسته را نباید صرفاً به جذابیت قیمت محصول محدود کرد. پشت این تغییر، مجموعهای از عوامل قرار دارد؛ از بحران آب و ضرورت کاهش مصرف گرفته تا ارزش اقتصادی محصول و امید به ایجاد درآمد پایدارتر.
رومشکان؛ جایی که پسته وارد فصل برداشت شد
در جنوب لرستان، رومشکان حالا یکی از نقاطی است که تغییر الگوی کشت در آن شکل ملموستری پیدا کرده است.

اصغر امرایی، مدیر جهاد کشاورزی شهرستان رومشکان، از آغاز برداشت پسته در باغهای این شهرستان خبر داده و به مهر اعلام کرده است که عملیات برداشت محصول از ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ آغاز شده است.
به گفته او، بیش از ۱۳۰ هکتار از اراضی مستعد رومشکان به احداث باغ پسته اختصاص پیدا کرده و این سطح در حال تبدیل شدن به یکی از ظرفیتهای جدید بخش کشاورزی شهرستان است.
اهمیت این اتفاق فقط در آغاز برداشت یک محصول جدید خلاصه نمیشود. زمانی که نخستین باغها وارد مرحله تولید میشوند، نتیجه واقعی تغییر الگوی کشت برای کشاورزان اطراف قابل مشاهدهتر خواهد شد. کشاورزی که تا دیروز درباره سودآوری یک محصول تازه تردید داشت، حالا میتواند عملکرد باغهای موجود را ببیند و درباره آینده زمین خود تصمیم بگیرد.
مدیر جهاد کشاورزی رومشکان، توجیه اقتصادی مناسب، ارزش افزوده بالا، مصرف آب نسبتاً پایین در مقایسه با بسیاری از محصولات کشاورزی و ظرفیت ایجاد اشتغال پایدار را از مهمترین دلایل دنبال کردن توسعه پسته در این شهرستان عنوان کرده است.
او همچنین تأکید دارد که آغاز برداشت از باغهای موجود، زمینه مناسبی برای توسعه بیشتر این محصول فراهم کرده و بر همین اساس، مدیریت جهاد کشاورزی افزایش سطح زیرکشت، ترویج کشت پسته در اراضی مستعد و ارائه راهنماییهای فنی به بهرهبرداران را دنبال میکند.
کوهدشت؛ پستهای که سودای رقابت دارد
محمدرضا بیرانوند، سرپرست مدیریت باغبانی سازمان جهاد کشاورزی لرستان، هم در گفتوگو با مهر با اشاره به ظرفیت باغبانی استان، پسته تولیدشده در باغهای کوهدشت را از نظر کیفیت مناسب و قابل رقابت با محصولات پسته در دیگر مناطق کشور توصیف کرده است.
این ارزیابی میتواند برای آینده پسته لرستان اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا توسعه یک محصول تنها به افزایش سطح زیرکشت وابسته نیست. اگر قرار باشد پسته لرستان در بازارهای بزرگتر جای خود را باز کند، کیفیت، عملکرد، بازارپسندی و در نهایت قابلیت حضور در بازارهای صادراتی تعیینکننده خواهد بود.
بیرانوند بر همین اساس معتقد است باغهای پسته کوهدشت هم از نظر عملکرد و هم از نظر کیفیت ظرفیت رقابت در سطح کشور را دارند و در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، تولید این محصول میتواند در حوزه صادرات نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.

این نقطه میتواند یکی از مهمترین مزیتهای آینده پسته لرستان باشد: تولید محصولی که صرفاً جایگزین یک کشت پرمصرف نیست، بلکه قابلیت تبدیل شدن به یک محصول اقتصادی و بازارمحور را دارد.
۵۵۴ هکتار پسته؛ اما هنوز بخش بزرگی در ابتدای راه است
بر اساس آمار اعلامشده از سوی مدیریت باغبانی سازمان جهاد کشاورزی لرستان، در حال حاضر بیش از ۵۵۴ هکتار باغ پسته در استان وجود دارد. اما همه این باغها هنوز وارد مرحله تولید اقتصادی نشدهاند.
از این میزان، ۱۷۶ هکتار بارور و ۳۷۸ هکتار غیربارور اعلام شده است. به عبارت دیگر، بخش قابل توجهی از سطح فعلی باغهای پسته لرستان هنوز در مرحله رشد و آمادهسازی برای ورود به دوره تولید قرار دارد.
در حال حاضر سالانه حدود ۱۷۲ تن پسته از باغهای استان برداشت میشود؛ عددی که اگر در کنار سطح باغهای غیربارور قرار گیرد، تصویری روشن از وضعیت فعلی میدهد: پسته لرستان هنوز یک صنعت بالغ نیست، بلکه اقتصادی در حال شکلگیری است.
همین مسئله هم فرصت است و هم چالش.
فرصت از این جهت که سطح قابل توجهی از باغها هنوز ظرفیت افزایش تولید در سالهای آینده را دارند و چالش از آن جهت که توسعه سطح زیرکشت بدون توجه به مدیریت باغهای موجود، بازار، صنایع فرآوری و کیفیت محصول میتواند بخشی از ظرفیت ایجادشده را بلااستفاده بگذارد.
پسته فقط یک درخت نیست؛ یک سرمایهگذاری بلندمدت است
کشاورزی سنتی معمولاً با چرخههای کوتاهتر تولید شناخته میشود؛ کاشت، داشت، برداشت و فروش. اما باغ پسته منطق متفاوتی دارد. کشاورز نهال را امروز میکارد تا سالها بعد به محصول برسد. بنابراین تصمیم برای احداث باغ پسته، در واقع تصمیمی برای آینده است.
خانواده امیری در مله امیری نیز از همین زاویه قابل توجهاند. آنها همزمان با رسیدگی به دام و فعالیتهای روزمره روستا، بخشی از زمین را به باغی اختصاص دادهاند که هنوز در سالهای ابتدایی عمر خود قرار دارد.

این الگو نشان میدهد کشاورز برای مواجهه با آیندهای که در آن آب محدودتر و هزینه تولید بیشتر خواهد بود، ناچار است از امروز تصمیم بگیرد.
در چنین شرایطی، حمایت فنی و مالی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اگر کشاورز قرار است یک کشت قدیمی را کنار بگذارد و باغی احداث کند که چند سال بعد به درآمد برسد، باید در سالهای گذار از حمایت کافی برخوردار باشد.
جهاد کشاورزی؛ تغییر الگوی کشت بدون پشتوانه ممکن نیست
نامدار صیادی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی لرستان، با اشاره به روند توسعه باغهای پسته اعلام کرده است که در حال حاضر حدود ۳۸۰ هکتار از اراضی استان به توسعه باغات پسته اختصاص یافته و این روند در آینده نیز افزایش خواهد یافت.
او حمایت از کشاورزان برای حرکت به سمت کشتهای جایگزین و کمآببر را یکی از محورهای کاری جهاد کشاورزی عنوان کرده و بر استفاده از تسهیلات و برنامههای حمایتی برای تشویق بهرهبرداران تأکید داشته است.
این سیاست، اگر به شکل مستمر و هدفمند دنبال شود، میتواند حلقه اتصال میان «بحران آب» و «اقتصاد کشاورزی» باشد.
کشاورز زمانی تغییر الگوی کشت را میپذیرد که مطمئن باشد محصول جایگزین، فقط آب کمتری مصرف نمیکند، بلکه میتواند درآمد مناسبی نیز برای او ایجاد کند.
در غیر این صورت، توصیه به تغییر کشت ممکن است روی کاغذ جذاب باشد اما در زمین کشاورز با مقاومت مواجه شود.
۴۹ هزار هکتار باغ و اراضی باغبانی؛ ظرفیت بزرگتر از پسته
پسته البته تنها قطعه این پازل نیست. محمدرضا بیرانوند با اشاره به ظرفیت باغبانی لرستان گفته است حدود ۴۹ هزار هکتار از اراضی زراعی و باغی استان به تولید محصولات سبزی، صیفی، میوه و گیاهان دارویی اختصاص دارد و پیشبینی شده در سال زراعی ۱۴۰۵ حدود ۴۰۰ هزار تن انواع محصولات از این بخش برداشت شود.

این آمار نشان میدهد تغییر الگوی کشت در لرستان نباید صرفاً به «پسته» تقلیل پیدا کند. مسئله اصلی، حرکت به سمت کشاورزی متناسب با ظرفیتهای آبی و اقلیمی استان است.
پسته میتواند یکی از گزینههای اصلی باشد، اما موفقیت آن زمانی معنا پیدا میکند که در کنار سایر محصولات کمآببر و متناسب با اقلیم، بخشی از یک برنامه جامع برای آینده کشاورزی استان باشد.
چرا پسته برای لرستان جذاب شده است؟ پاسخ را باید در سه کلمه جستوجو کرد: آب، درآمد و بازار.
از یک طرف، محدودیت منابع آبی کشاورزان را به سمت محصولاتی سوق میدهد که از نظر مصرف آب، توجیه بیشتری داشته باشند. از طرف دیگر، پسته بهدلیل ارزش اقتصادی بالا، میتواند درآمد قابل توجهی برای بهرهبردار ایجاد کند.
اما ضلع سوم، بازار است. تولید هر محصولی بدون بازار مطمئن میتواند کشاورز را با مشکل مواجه کند. پسته در این زمینه یک مزیت بالقوه دارد؛ محصولی شناختهشده در بازار داخلی و دارای ظرفیت صادراتی.
وقتی مسئولان باغبانی لرستان از امکان رقابت پسته کوهدشت در بازار کشور و ظرفیت صادراتی آن سخن میگویند، در واقع به همین ضلع سوم اشاره دارند.
اما میان «ظرفیت صادرات» و «صادرات واقعی» فاصله وجود دارد. برای پر کردن این فاصله، کیفیت پایدار، فرآوری، بستهبندی، استاندارد، شبکه فروش و دسترسی به بازارهای هدف ضروری است.
باغی که میتواند از آزمایشگاه تا مزرعه ادامه پیدا کند
یکی از نکات جالب در روایت توسعه پسته لرستان، نقش باغ گیاهشناسی زاگرس در خرمآباد است. نامدار صیادی در جریان بازدید اعضای کمیسیون کشاورزی از این مجموعه، با اشاره به فعالیت باغ گیاهشناسی زاگرس اظهار کرده است که این مرکز از سال ۱۳۹۷ در مساحتی حدود ۱۲ هکتار راهاندازی شده و تاکنون ۲۴۰ گونه گیاهی بومی در آن بومیسازی شده است.
اهمیت این مجموعه فقط در حفظ گونههای گیاهی خلاصه نمیشود. در کنار فعالیتهای تحقیقاتی و آزمایشگاهی، این مرکز میتواند به حلقهای میان پژوهش و تولید تبدیل شود.
صیادی در همین زمینه به یک نمونه عملی اشاره کرده است: در گذشته برای احداث باغ پسته، پیوندکها از مناطقی مانند انار، رفسنجان و کرمان تهیه میشد، اما اکنون امکان استفاده از پیوندکهای تولیدشده در همین باغ گیاهشناسی فراهم شده است.

این اتفاق شاید در ظاهر یک جزئیات فنی باشد، اما از منظر توسعه کشاورزی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد دانش و مواد اولیه مورد نیاز برای توسعه برخی محصولات را میتوان در داخل استان نیز تقویت کرد.
پسته؛ نسخه نجات کشاورزی نیست، بخشی از راه است
با همه این ظرفیتها، نباید از پسته یک نسخه جادویی برای تمام مشکلات کشاورزی لرستان ساخت. پسته محصولی است که به مدیریت تخصصی نیاز دارد. توسعه آن باید بر پایه شناسایی دقیق اراضی مستعد، بررسی منابع آب، شرایط خاک و اقلیم و ارائه خدمات فنی مناسب انجام شود.
همچنین افزایش سطح باغها باید با بازار و زیرساختهای پس از برداشت هماهنگ باشد.
اگر سطح زیرکشت افزایش پیدا کند اما فرآوری، بستهبندی، سردخانه، بازاررسانی و صنایع مرتبط متناسب با آن توسعه پیدا نکنند، بخشی از ارزش اقتصادی محصول ممکن است خارج از استان ایجاد شود.
بنابراین اگر قرار است پسته به موتور اقتصادی جدیدی برای رومشکان و کوهدشت تبدیل شود، باید از مرحله نهال و باغ فراتر رفت و زنجیره کامل ارزش آن را دید.
کشاورز زمانی که یک محصول جدید را سودآور میبیند، طبیعی است که به سمت آن حرکت کند. اما توسعه بیبرنامه میتواند خود به یک مشکل جدید تبدیل شود. پستهکاری باید در اراضی مستعد انجام شود؛ نه صرفاً در هر زمینی که امکان حفر چاه یا دسترسی به آب داشته باشد.
از طرف دیگر، اگر همه کشاورزان یک منطقه به شکل همزمان سراغ یک محصول بروند، بازار آن نیز باید توان جذب تولید را داشته باشد.
بنابراین سیاست توسعه پسته باید چندوجهی باشد: تعیین مناطق مناسب، کنترل و مدیریت منابع آب، آموزش بهرهبرداران، تأمین نهال و پیوندک مناسب، حمایت مالی در سالهای اولیه، آموزش باغداری، توسعه صنایع فرآوری و در نهایت بازارسازی.
در غیر این صورت، ممکن است سطح زیرکشت بالا برود اما عملکرد و سودآوری به همان نسبت افزایش پیدا نکند.
کشاورزی لرستان در آستانه یک انتخاب
داستان پسته در لرستان در نهایت قصه یک محصول نیست؛ داستان انتخاب یک مسیر است. استانی که بخشی از کشاورزانش با کمبود آب و تغییر شرایط اقلیمی مواجهاند، نمیتواند برای همیشه با الگوهای گذشته ادامه دهد. زمین تغییر کرده، آب محدودتر شده و هزینههای تولید افزایش یافته است.
آینده این محصول نه فقط در تعداد نهالهای کاشتهشده، بلکه در کیفیت تصمیمهایی تعیین میشود که امروز برای آب، بازار، آموزش، فرآوری و حمایت از باغدار گرفته میشود
در چنین شرایطی، اصلاح الگوی کشت باید از یک شعار به یک برنامه اقتصادی تبدیل شود.
پسته یکی از گزینههایی است که اکنون نشانههای موفقیت اولیه آن در رومشکان و کوهدشت دیده میشود؛ از آغاز برداشت در رومشکان تا کیفیت قابل رقابت محصول کوهدشت و افزایش سطح باغهای پسته در استان.
اما آینده این محصول نه فقط در تعداد نهالهای کاشتهشده، بلکه در کیفیت تصمیمهایی تعیین میشود که امروز برای آب، بازار، آموزش، فرآوری و حمایت از باغدار گرفته میشود.
نهالهایی برای فردای کشاورزی
صبحهای مله امیری هنوز همان بوی خاک و دام و روستا را دارد، اما میان شالیزارهای قدیمی، نهالهایی قد کشیدهاند که داستان دیگری روایت میکنند. داستان کشاورزی که فهمیده زمین فردا را نمیتوان با نسخه دیروز اداره کرد.
در رومشکان، نخستین برداشتها آغاز شده؛ در کوهدشت، محصولی تولید میشود که متولیان بخش کشاورزی آن را قابل رقابت در سطح کشور میدانند و در مله امیری، کشاورزانی هستند که میان شالیزارهای کمآب و باغهای جوان، آینده دیگری را امتحان میکنند.
اگر این نهالها با برنامه، دانش، آب مدیریتشده و بازار مناسب همراه شوند، شاید سالهای بعد وقتی از کشاورزی لرستان سخن میگوییم، پسته دیگر یک محصول تازهوارد نباشد؛ بخشی از هویت اقتصادی جدید استان باشد.
شاید آینده کشاورزی لرستان همین حالا در میان ردیفهای کوتاه نهالهای پسته ایستاده است؛ آرام، سبز و هنوز کوچک، اما با ریشههایی که قرار است سالها بمانند.
اقتصادآینده نیوز منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.


دیدگاه