کد خبر: 566875
۰
۰
نسخه چاپی
یادداشت:

بزرگراه گمشده

نهضت توسعه عمرانی به تنهایی کارآمد نیست. تقاطع چند سطحی، پل کابلی، زیرگذرهای طولانی و نهضت توسعه عمرانی به تنهایی نمی تواند بر بحران ترافیک مرهم گذارد.

6aa5ba002d928.jpg

به گزارش اقتصادآینده نیوز، بحران فزاینده ترافیک در کلانشهرهای ایران در انحصار حوزه حمل و نقلی نیست؛ بلکه به چالشی اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و حتی روانی تبدیل شده است. ساعت هایی که شهروندان در صف خودروها از دست می دهند، فقط زمان تلف شده در مسیر خانه تا محل کار نیست؛ بخشی از سرمایه انسانی شهر و کشور است که در میان دود، بوق و توقف های پی در پی فرسوده می شود. شهری که شهروندانش هر روز زمان قابل توجهی را در ترافیک می گذرانند، در واقع بخشی از توان تولید، آرامش روانی، کیفیت زندگی و حتی سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهد.

سال ها در بسیاری از شهرها تصور غالب این بود که برای حل ترافیک باید خیابان ها را عریض تر کرد، بزرگراه های بیشتری ساخت و مسیرهای تازه ای برای عبور خودروها گشود. این اقدامات در برخی نقاط و برای رفع گلوگاه های مشخص ضروری است، اما تجربه شهرهای جهان نشان داده است که توسعه مستمر ظرفیت معابر، به تنهایی راه نجات از ترافیک نیست. هر مسیر تازه ای که ساخته می شود، می تواند در مدت زمانی نه چندان طولانی خودروهای بیشتری را به خود جذب کند و بار دیگر به همان نقطه نخست بازگردد. به بیان ساده، نمی توان با فراهم کردن فضای نامحدود برای خودرو، مسئله ای را حل کرد که ریشه آن وابستگی بیش از اندازه شهر به خودروهای شخصی است.

گزارش های نهادهای بین المللی حمل و نقل نیز بر همین واقعیت تاکید دارند که مدیریت موفق ترافیک، زمانی حاصل می شود که سیاست حمل و نقل با برنامه ریزی شهری، قیمت گذاری استفاده از معابر، مدیریت پارکینگ و توسعه گزینه های جایگزین خودرو به صورت یک بسته واحد دیده شود.

نخستین و مهم ترین راهکار، بازگرداندن حمل و نقل عمومی به جایگاه اصلی خود در زندگی شهری است. شهروندان زمانی از خودروی شخصی فاصله می گیرند که اتوبوس، مترو و دیگر شیوه های حمل و نقل عمومی، انتخابی قابل اعتماد، سریع، ایمن و اقتصادی باشند. صرف وجود یک خط مترو یا ناوگانی از اتوبوس برای تغییر الگوی سفر کافی نیست. فاصله زمانی مناسب حرکت ناوگان، پوشش جغرافیایی، اتصال آسان میان خطوط مختلف، امکان خرید یکپارچه بلیت و دسترسی راحت از محل سکونت تا ایستگاه، همگی در انتخاب مردم تاثیرگذارند.

تجربه شهرهای موفق نشان می دهد که اولویت دادن به حمل و نقل عمومی در سطح خیابان نیز اهمیت فراوانی دارد. خطوط ویژه اتوبوس، اولویت چراغ های راهنمایی برای ناوگان عمومی و اصلاح تقاطع ها می تواند سرعت و قابلیت پیش بینی سفر با اتوبوس را افزایش دهد. نهادهای حمل و نقل بین المللی نیز بر نقش خطوط اختصاصی، اولویت دهی در چراغ های راهنمایی و بهبود سرعت و نظم حرکت اتوبوس ها تاکید کرده اند.

راهکار دوم، مدیریت تقاضای سفر با خودروی شخصی است. فضای خیابان در کلانشهرها، کالایی محدود است و نمی توان انتظار داشت هر تعداد خودرو در هر ساعت از شبانه روز، بدون هزینه اجتماعی از آن استفاده کنند. نمی توان از شهروندی که در منطقه محل سکونتش حمل و نقل عمومی کارآمد ندارد، انتظار داشت خودروی خود را کنار بگذارد و همزمان هزینه بیشتری برای ورود به محدوده های پرتردد بپردازد. موفقیت سیاست های محدودکننده زمانی افزایش می یابد که درآمد حاصل از آنها به طور شفاف صرف توسعه مترو، اتوبوس، پیاده روی و دوچرخه سواری شود و شهروندان نتیجه پرداخت خود را در کیفیت بهتر سفر مشاهده کنند.

6aa5b9f5c2700.jpg

مدیریت پارکینگ نیز یکی از حلقه های فراموش شده در سیاست های کنترل ترافیک است. در بسیاری از نقاط شهری، ارزان بودن یا در دسترس بودن پارکینگ، عملا مردم را به استفاده از خودروی شخصی تشویق می کند. پارکینگ نباید به معنای اشغال رایگان و نامحدود ارزشمندترین فضای شهر باشد. قیمت گذاری منطقی، محدود کردن توقف های طولانی در مناطق پرتردد و استفاده از سامانه های هوشمند برای هدایت رانندگان به ظرفیت های موجود، می تواند از ترددهای بیهوده برای یافتن جای پارک بکاهد. از سوی دیگر، شهر هوشمند می تواند بدون ساخت حتی یک کیلومتر بزرگراه تازه، بخشی از ظرفیت موجود معابر را کارآمدتر کند. تحلیل داده های ترافیکی، کنترل هوشمند چراغ ها، شناسایی گلوگاه ها، اطلاع رسانی لحظه ای به رانندگان و مدیریت حوادث می تواند جریان حرکت را بهبود بخشد. فناوری جایگزین سیاست گذاری نیست، اما می تواند ابزار قدرتمندی برای استفاده بهتر از زیرساخت موجود باشد.

در کنار همه اینها، نباید از پیاده روی، دوچرخه و سفرهای کوتاه غیرخودرویی غافل شد. همه سفرهای شهری نیازمند خودرو یا مترو نیستند. بسیاری از سفرهای کوتاه، اگر مسیر امن، پیوسته و مناسب وجود داشته باشد، می توانند با پای پیاده یا دوچرخه انجام شوند. شهری که پیاده رو را تنها حاشیه خیابان می بیند، بخش مهمی از ظرفیت خود برای کاهش ترافیک را نادیده گرفته است.

در نهایت، راه برون رفت از ترافیک کلانشهرها در یک پروژه بزرگ خلاصه نمی شود. نه مترو به تنهایی معجزه می کند، نه بزرگراه و نه محدودیت خودرو. تجربه های موفق جهان یک پیام مشترک داشته و بر این نکته تاکید می ورزند که بحران ترافیک زمانی مهار می شود که شهر، انسان و جابه جایی را بر خودرو مقدم بداند. باید از نگاه «ساختن راه برای خودروها» به نگاه «فراهم کردن امکان دسترسی برای شهروندان» حرکت کرد. شاید هدف یک شهر موفق این نباشد که خودروها سریع تر حرکت کنند؛ بلکه این باشد که انسان ها آسان تر، ارزان تر، ایمن تر و با آرامش بیشتر به مقصد برسند.

نهضت توسعه عمرانی به تنهایی کارآمد نیست. تقاطع چند سطحی، پل کابلی، زیرگذرهای طولانی و نهضت توسعه عمرانی به تنهایی نمی تواند بر بحران ترافیک مرهم گذارد.

یادداشت: سعیدرضا امیرآبادی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید