
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی: مربوط به برگزاری کارگاه جامع مدیریت حمایت های روانی و…!
لینک انتشار :
۱. تناقض راهبردی https://www.sedayemanzelat.ir/تمرینِ-بحران-در-مراغه؛-مربیان-سلامت-بر/میان «تمرین بحران» و «بحران مدیریت (قحطی جانشینپروری)»:
تیتر از «تمرین بحران» سخن میگوید، اما بحران اصلی و ملموس در ساختار بهداشت و درمان مراغه، انسداد گردش نخبگان و پناه بردن به مدیران بازنشسته است. سیستمی که خود در جذب و تثبیت مدیران باانگیزه و غیربازنشسته ناتوان است، چگونه مدعی آمادگی برای مدیریت بحرانهای اجتماعی پیچیده است؟
۲. معکوسسازی زنجیره خدمت (تدارک آموزش پیش از تأمین زیرساخت بالینی):
در انتهای خبر ادعا شده: «این آموزشها زیرساختی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای آتی از جمله بخش بستری و اورژانس روانپزشکی خواهد بود.»
این رویکرد، فرار به جلو و مصداق «گذاشتن گاری جلوی اسب» است! سالهاست فقدان تخت بستری اعصاب و روان و اورژانس تخصصی روانپزشکی پاشنهآشیل درمان مراغه است. برگزاری یک کارگاه چندساعته «شبیهسازی (Role-Play)» نمیتواند خلأ زیرساخت فیزیکی، کادر روانپزشک مقیم و تخت مصوب را پوشش دهد. تا زمانی که تخت روانپزشکی وجود ندارد، غربالگری یا مداخله در بحران، بیمار را در یک «بنبست ارجاع» رها خواهد کرد.
۳. پدیدهزدگی اداری یا «کارگاهزدگی» (Workshopism) بهجای مداخله ساختاری:
استفاده از اصطلاحات پرطمطراق نظیر «متدولوژی نوین شبیهسازی» و «حمایتهای روانی-اجتماعی در بلایا» بیش از آنکه ناظر به حل ریشهای پدیده روبهافزایش خودکشی و آسیبهای روانی در جنوب استان باشد، یک ویترین بیلانسازی است. آسیبهای حاد روانی، نیازمند نظام پایدار ارجاع، حمایتهای بیمهای، اورژانس اجتماعی فعال و تخت روانپزشکی است، نه ژستهای آموزشی بدون پشتوانه سختافزاری.
۴. فقدان افق بلندمدت در مدیریت بازنشستهمحور:
توسعه بخشهای روانپزشکی نیازمند پیگیری مستمر، رایزنی برای اخذ بودجه ملی، جذب هیئتعلمی و پایدارسازی خدمات است؛ مأموریتهایی که بهطور طبیعی با انگیزه، ریسکپذیری و افق دیدِ یک مدیر در آستانه پایان خدمت اداری سازگار نیست.


دیدگاه