
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی: نقدی بر کارگاه سلامت روان دانشکده علوم پزشکی مراغه و نگاه بازنشستهمحور در کلانمنطقه ۲
مقدمه و سوال اساسی:
جناب آقای میرموسی میرنژاد، سرپرست محترم دانشکده علوم پزشکی مراغه؛
جناب آقای دکتر جودت، سکاندار محترم کلانمنطقه ۲ سلامت (دانشگاه علوم پزشکی تبریز)؛
پیش از ورود به نقدِ کارگاههای نمادین و مانورهای رسانهای، طرح یک پرسش بنیادین از جانب افکار عمومی و جامعه دانشگاهی شهرستان مراغه اجتنابناپذیر است:
«آیا در گستره علوم پزشکیهای استان آذربایجانشرقی و از همه مهمتر، در تراز شناخت و اشراف مدیریتی کلانمنطقه ۲ سلامت، با بحران فقدان نیروی جوان، متخصص و غیربازنشسته و قحطی مدیران باانگیزه مواجه هستیم یا خیر؟!»
آیا حوزه سلامت که با جان، روان و حیات شهروندان پیوند خورده است، باید عرصه بازگشت مدیران بازنشسته و استمرار نگاههای سنتی باشد؟ پاسخ شفاف به این پرسش حق شهروندانی است که شایسته است از ریشهها و پشتپردههای فکری این انتصاباتِ بازنشستهمحور آگاه شوند.
اخیراً رسانه صدای منزلت در مراغه از برگزاری کارگاه جامع «مداخلات تخصصی پیشگیری از خودکشی و مدیریت حمایتهای روانی-اجتماعی» با متدولوژی شبیهسازی (Role-Play) خبر داده و آن را «زیرساختی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای آتی از جمله بخش بستری و اورژانس روانپزشکی»
قلمداد کرده است.
پیرامون این خبر، یادآوری چند نکته راهبردی و فنی به سرپرست محترم دانشکده ضروری است:
۱. شبیهسازی بحران، در غیاب تخت و اورژانس روانپزشکی!
دانشکده علوم پزشکی مراغه در حالی نیروهای سلامت و آموزش و پرورش را برای «مداخلات فوری در بحران» آموزش میدهد که هنوز از تأمین بدیهیترین حق بیماران اعصاب و روان-یعنی «تخت بستری استاندارد روانپزشکی و اورژانس مستقل روان»-ناتوان بوده است. نیروی آموزشدیده در صحنه بحران یا مدرسه، پس از شناسایی فردِ در معرض خطر حاد خودکشی، او را به کدام تخت فعال و کدام اورژانس روانپزشکی در مراغه ارجاع خواهد داد؟ آیا قرار است بیمار مجدداً به مرکز استان یا شهرهای همجوار گسیل شود؟ آموزش بدون فراهمسازی زنجیره درمان، پاک کردن صورتمسئله با بازیهای نمایشی (Role-Play) است.
۲. مرهم کارگاهزدگی بر زخمهای عمیق اجتماعی:
پیشگیری از خودکشی و ارتقای امنیت روانی، پیش از آنکه نیازمند دورههای کوتاهمدت آموزش مشاوران باشد، نیازمند نظام پایش ثبت خودکشی، اورژانس روانپزشکی پایدار، ارجاع الکترونیکِ بدون انقطاع و تیمهای مددکاری بالینی است. تقلیل دادن تکالیف برزمینمانده حوزه درمان به یک کارگاه تمرینی بینبخشی، صرفاً مسکّنی برای توجیه عملکرد است و امنیت روانی پایدار برای جامعه به بار نمیآورد.
۳. مدیر بازنشسته و پروژههای برزمینمانده:
آقای میرنژاد! مدیریت یک دانشکده در حال گذار، نیازمند دوندگی شبانهروزی، انگیزه سرشار برای مطالبه سهم مراغه از وزارتخانه و احداث زیرساختهای تعطیلشده بالینی است. تجارب مدیریتی ارزشمند است، اما مدیریت اجراییِ بازنشستهمحور معمولاً در دام محافظهکاری، حفظ وضع موجود و دلخوش کردن به کارگاهها و آمارسازیهای روتین گرفتار میشود. چگونه میتوان باور کرد مدیری که دوره بازنشستگی خود را سپری میکند، انرژی و افق لازم برای به سرانجام رساندن بخش راکد روانپزشکی و تکمیل پروژههای درمانی مراغه را داشته باشد؟
سخن پایانی با ریاست کلانمنطقه ۲:
افکار عمومی و جامعه فرهیخته مراغه منتظرند تا مشخص شود ملاک کلانمنطقه ۲ در انتصاب مدیران، «پویایی، تخصصگرایی و کادرسازی برای آینده سلامت کشور» است یا «بازیافت بازنشستگان و انسداد مسیر پیشرفت متخصصان جوان»؟ سلامت روان مردم مراغه نیازمند اقدامات ضربتی، تخت بستری، تأمین روانپزشک مقیم و تحرک بنیادین در عرصه درمان است، نه مانورهای نمادین بر بستری از پروژههای نیمهتمام.
با تشکر - امیر اوحج


دیدگاه