خبرگزاری مهر- گروه استانها؛ زبان و ادبیات فارسی فراتر از مجموعهای از ابزارهای ارتباطی یا آرایههای ادبی، خانهای است که ستونهای استوار هویت ملی و حافظه تاریخی ایرانیان بر آن بنا شده است. در عصر پرشتاب همگنسازی جهانی و تهدیدهای جدی برای خردهفرهنگها، این میراث غنی نه تنها به عنوان یک پدیده کهن، بلکه به مثابه دژی مستحکم در برابر استحاله فرهنگی عمل میکند که با تکیه بر مفاهیمی همچون مدارا، خردورزی و دادخواهی، پیوندی ارگانیک میان اقوام و نسلهای مختلف این سرزمین ایجاد کرده است.
با این حال، تداوم و بالندگی این میراث در جهان معاصر، نیازمند گذار از روشهای سنتی و حفظمحور به سوی بازتولیدهای خلاقانه است تا بتواند به پرسشهای وجودی و دغدغههای انسان امروز پاسخ دهد. برای پر کردن شکاف میان نسل دیجیتال و متون کلاسیک، ضرورت دارد که با بهرهگیری از ابزارهای نوین نظیر بازیهای ویدیویی، پادکستهای داستانی و محصولات چندرسانهای، ادبیات از حصار کتابهای درسی خارج شده و به زبانِ گویایِ رنجها و آرزوهای نسل امروز بدل شود؛ مسیری که در آن نوآوری نه از ساختارشکنی، بلکه از دل شناخت عمیق سنت و پیوند آن با تجربههای زیستهی بشر امروز جوانه میزند.
در همین رابطه حامد مهراد، دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی با تأکید بر جایگاه زبان و ادبیات فارسی در حفظ هویت ملی و فرهنگی ایرانیان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: زبان و ادبیات فارسی امروز صرفاً یک ابزار ارتباطی یا یک پدیده زبانی نیست، بلکه میتوان آن را «خانه» ایرانیان دانست، بهگونهای که بیتهای شعر فارسی خانه هستی ایرانیان، ستون فقرات هویت ملی و ظرف حافظه تاریخی و فرهنگی آنان است.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی افزود: بهعنوان عضوی کوچک از جامعه ادبیات فارسی آرزو داشتم روز بزرگداشت و پاسداشت شعر و ادب فارسی در کنار نام شاعری قرار گیرد که جایگاه او نماینده کلیت ادبیات فارسی باشد. البته این موضوع به هیچ عنوان به معنای نفی جایگاه شعری استاد شهریار نیست و من نیز از علاقهمندان شعر شهریار هستم.
مهراد ادامه داد: وقتی درباره کلیت ارزشمند ادبیات فارسی صحبت میکنیم، اشخاص و افراد رنگ میبازند و خود این کلیت اهمیت پیدا میکند. استاد شهریار شاعر بزرگی است و چه خوب که روزی برای گرامیداشت جایگاه ایشان داشته باشیم، اما ایکاش روز شعر و ادب فارسی با نام یکی از ارکان تاریخی شعر فارسی مانند رودکی، حافظ، سعدی یا مولانا پیوند میخورد.
این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه تصمیمگیری درباره چنین نامگذاریهایی بهتر است فارغ از ملاحظات سیاسی و سیاستزده باشد، افزود: با وجود این، اکنون که این نامگذاری انجام شده است، باید آن را به فال نیک گرفت. شاید کسانی که این نامگذاری را انجام دادهاند، مسائل جامعهشناختی، قومی و مردمشناختی و ضرورت حفظ وحدت را نیز در نظر داشتهاند.
ادبیات فارسی؛ دیواری در برابر استحاله فرهنگی
وی در ادامه درباره نقش زبان و ادبیات فارسی در حفظ هویت ملی و فرهنگی اظهار کرد: در جهان امروز که خطر همگنسازی زیستجهانها و رنگ باختن خردهفرهنگها جدی است، ادبیات کهن فارسی یک منظومه فکری غنی و انسانمدار است که میتواند در برابر استحاله فرهنگی دیواری استوار باشد.
مهراد افزود: ادبیات فارسی در برابر جهان منفعل نیست، بلکه ظرفیت گفتگو با جهان را دارد و از این منظر، میراثی ارزشمند برای ایرانیان به شمار میرود.
این نویسنده و پژوهشگر ادبی ادامه داد: گستره جغرافیایی و تنوع قومی ایران نیز در پرتو زبان و ادبیات فارسی به نوعی وحدت ارگانیک و پیوند کهن رسیده است. مفاهیمی مانند مدارا، خردورزی و دادخواهی که در ادبیات فارسی حضور دارند، بخشی از رمز انسجام تاریخی این تمدن کهن هستند.
پاسخ به پرسشهای وجودی و بنیادین بشر
وی همچنین با اشاره به بحرانهای وجودی انسان معاصر گفت: ادبیات فارسی حامل پاسخهایی اصیل به پرسشهای وجودی و بنیادین بشر است، از تأملات ژرف خیام درباره گذر زمان، معنای حیات و حیرت در هستی گرفته تا دادخواهی و حکمت در شاهنامه و گستره بیمرز عشق و کرامت انسانی در آثار مولانا و حافظ.
مهراد تصریح کرد: حفظ و بالندگی زبان و ادبیات فارسی به معنای حفظ زیربنای معرفتی، اخلاقی و هستیشناختی ماست. نباید فراموش کنیم که بسیاری از شاعران بزرگ ما ابتدا حکیم بودهاند و سپس شاعر شدهاند.
حماسه، خرد و تاریخ؛ از ویژگیهای برجسته ادبیات خراسان
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی در پاسخ به پرسشی درباره ویژگیهای شعر خراسانی اظهار کرد: به گمان من اقلیم فکری خراسان، مهد تکوین و شالودهریزی هویت ادبی زبان فارسی نو است و شعر خراسانی ویژگیهای برجستهای از نظر زبانی، فکری و اندیشگانی دارد.
وی درباره ویژگیهای زبانی سبک خراسانی اظهار کرد: فخامت، حضور واژههای کهن، بهرهگیری از وزنهای مطنطن و حماسی و فاصله گرفتن از تکلف و صنایع ادبی تصنعی از ویژگیهای مهم این سبک است. این ویژگیها را حتی در شعر نو فارسی، از جمله در شعر مهدی اخوان ثالث، نیز میتوان مشاهده کرد.
مهراد افزود: شعر خراسانی همچنین شفاف و عینیگراست و تصویرپردازیهای بیرونی و ملموس از طبیعت و جهان دارد. این ویژگیها بخشی از شاکله فرمی سبک خراسانی را شکل میدهند.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی با تأکید بر وجه حماسی ادبیات خراسان گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای این اقلیم ادبی، پیوند اندیشه با خرد، حماسه و تاریخ است که تجلی برجسته آن را در شاهنامه فردوسی میبینیم؛ اثری که خرد را در والاترین جایگاه و بهعنوان سنگبنای داد، اخلاق سیاسی و آداب انسانی قرار میدهد.
خراسان؛ خاستگاه عرفان شورانگیز
وی ادامه داد: اگر از حماسه عبور کنیم، در حوزه عرفان نیز خراسان خاستگاه نوعی عرفان شورانگیز و بیپرواست که چهرههایی همچون ابوسعید ابوالخیر، بایزید بسطامی و عطار آن را نمایندگی میکنند.
مهراد گفت: این عرفان برخلاف زهد انفعالی، بر نوعی سلوک فردی، آزادگی و مبارزه با خودپرستی استوار است و به کشف لایههای درونی انسان منجر میشود. من این ویژگی را نیز یکی از مؤلفههای مهم ادبیات این اقلیم میدانم.
این دکتری زبان و ادبیات فارسی با تأکید بر اینکه ادبیات خراسان را نباید تنها در شعر خلاصه کرد، افزود: در حوزه نثر نیز آثاری مانند «تاریخ بیهقی» نشان میدهد که سبک خراسانی چگونه میتواند به قله ایجاز، نهایت فصاحت و روانشناسی رفتاری در روایت تاریخی برسد.
برای جذب نسل جوان باید به سراغ بازتولید خلاقانه ادبیات رفت
وی در ادامه درباره راهکارهای جذب نسل جوان به ادبیات کهن اظهار کرد: برای پر کردن شکاف میان نسل دیجیتال و میراث متون کهن، رویکردهای سنتی و دستوری دیگر پاسخگو نیستند و باید به سمت بازتولیدهای خلاقانه حرکت کنیم.
مهراد افزود: ادبیات کهن زمانی برای انسان امروزی جذاب خواهد بود که بتواند به دغدغههای امروز او پاسخ دهد، دغدغههایی مانند تنهایی، جستوجوی معنای زندگی، اخلاق زیستن و رنجهای بشری.
این نویسنده و پژوهشگر ادبی ادامه داد: اگر شاهنامه را از قالب بازگویی صرف جنگها و رزمنامهها خارج کنیم و به انتخابهای تراژیک قهرمانان بپردازیم، انسان امروزی، بهویژه جوان، میتواند با آن همذاتپنداری کند زیرا خود را در موقعیت انتخابهای دشوار قهرمانان تصور خواهد کرد.
وی بر ضرورت تولید محصولات چندرسانهای باکیفیت تأکید کرد و گفت: امروز ابزارهای تولید محتوای الکترونیک، تدوین فیلم و عکس و حتی هوش مصنوعی در دسترس عموم قرار دارد، اما آنچه اهمیت دارد کیفیت تولید است. متخصصان حوزههای مختلف باید با متخصصان ادبیات کلاسیک همکاری کنند تا محصولی باکیفیت تولید شود.
مهراد از پادکستهای داستانی، بازیهای ویدیویی، رمانهای مصور و انیمیشنهای مینیمال و مفهومی بهعنوان نمونههایی از این محصولات نام برد و افزود: ما به بازیهای رایانهای و ویدیویی مبتنی بر اساطیر ایرانی و بهویژه شاهنامه نیاز داریم.
آموزش ادبیات باید از حفظمحوری فاصله بگیرد
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی همچنین درباره نقش نظام آموزشی در ارتباط نسل جدید با ادبیات فارسی گفت: نظام آموزش رسمی، چه در آموزش و پرورش و چه در آموزش عالی، باید در «آموزش ادبیات» دچار یک دگرگونی بنیادین شود و آموزش حفظمحور را متوقف کند.
وی افزود: باید ادبیات را از حفظ وزن، عروض، قافیه و صنایع ادبی ملالآور نجات داد و به جای آن، دانشآموز و دانشجو را به سمت درک لذت روایت، زیبایی زبان و تفکر انتقادی هدایت کرد.
نوآوری اصیل از دل شناخت سنت شکل میگیرد
مهراد درباره ضرورتهای فعالیت نویسندگان و شاعران جوان اظهار کرد: نخستین اصل برای ورود به عرصه آفرینش ادبی، «ریشهمندی» است. برخلاف این تصور که ساختارشکنی مقدمه نوآوری است، من معتقدم ریشهمندی مقدمه ساختارشکنی است.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی ادامه داد: هر نوآوری اصیل از دل تسلط بر سنت برمیخیزد. کسی که ساختار آثاری مانند «تاریخ بیهقی»، «اسرارالتوحید»، «گلستان» و ریتم غزلهای حافظ، سعدی و صائب را عمیقاً درک نکرده باشد، ممکن است در زبان داستانی یا شعر خود با فقر واژگانی و لکنت مواجه شود.
وی با تأکید بر اهمیت شناخت فرمها گفت: فرمها را باید شناخت تا بتوان آگاهانه از آنها فراتر رفت.
مهراد همچنین نسبت به تأثیرپذیری آفرینش ادبی از فضای مجازی هشدار داد و گفت: نویسنده نباید پسندهای آنی و زودگذر شبکههای اجتماعی را به معیار ارزشگذاری آثار خود تبدیل کند. آثار ماندگار تاریخ ادبیات، حاصل خلوت، درونگرایی، تعمق، صیقل خوردن و بازنویسیهای مکرر بودهاند، نه محصول تلاش برای دیده شدن در یک برهه کوتاه و گذرا.
نویسنده امروز به مطالعات میانرشتهای نیاز دارد
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی با اشاره به ضرورت مطالعات گسترده برای نویسندگان و پژوهشگران امروز اظهار کرد: نویسنده و پژوهشگر معاصر نمیتواند تنها در حصار متون ادبی باقی بماند. فهم انسان معاصر نیازمند بهرهگیری از حوزههایی مانند فلسفه، روانشناسی، جامعهشناسی، اسطورهشناسی و حتی هنرهای تجسمی و معماری است.
وی افزود: متنی غنا پیدا میکند که لایههای معرفتی متکثری داشته باشد و نویسنده برای خلق اثر ماندگار باید نگاه گستردهای به انسان و جهان داشته باشد.
مهراد خطاب به نویسندگان جوان گفت: آرزو میکنم هر نویسندهای صدای مستقل و اصیل خود را پیدا کند. من مخالف الگو گرفتن نیستم، اما باید از تقلید محض از لحن دیگران یا شبیهسازی آثار ترجمهشده پرهیز کرد.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی خاطرنشان کرد: شعر و داستان اصیل از تلاقی دو چیز شکل میگیرد؛ تجربه زیسته حقیقی، یعنی رنجها و تجربههای واقعی انسان و امکانات بیپایان و نامتناهی زبان و ادبیات.


دیدگاه