
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) : پیشنهاد رسانه ای خطاب به ریاست مجلس شورای اسلامی جهت قانونمند نمودن ؛
سالهاست اقتصاد ایران میان دو لبه قیچی گرفتار شده است؛ از یکسو کارخانجات و واحدهای تولیدی که با ظرفیتهای خالی دستوپنجه نرم میکنند و از سوی دیگر، شبکهی گسترده اصناف که عمدتاً به «واسطهگری و توزیع» محدود شدهاند. آیا راهی وجود دارد که این دو بازوی جداافتاده را به هم پیوند زد؟ پاسخ در یک مفهوم مدرن است: «تولید بدون کارخانه» (Contract Manufacturing).
اصناف، موتورِ خاموشِ تولید
در ساختار کنونی، صنف به معنای دکانی است که کالا را از تولیدکننده میخرد و با حاشیه سود به مصرفکننده میفروشد. اما اگر این «واسطه» به «سفارشدهنده» تبدیل شود، چه رخ میدهد؟ تصور کنید اتحادیههای صنفی (مانند اتحادیه پوشاک، لوازم خانگی یا صنایع فلزی) با تغییر ساختار حقوقی خود به «شرکتهای کنسرسیوم»، مستقیماً وارد طراحی محصول و برندسازی شوند. آنها دیگر کالا را از بازار نمیخرند، بلکه آن را «تولید» میکنند.
مدل «تولید بدون کارخانه»؛ احیای صنعت بدون سوله و ماشینآلات ؛
در این مدل، صنف (شرکت جدید) نیازی به خرید ماشینآلات سنگین یا احداث سوله ندارد. این شرکت، دانش بازار و نیاز مشتری را دارد. کافی است مشخصات فنی و استانداردهای خود را به کارخانههایی که خط تولیدشان به دلیل رکود نیمهفعال است، سفارش دهد.
این یعنی:
برای کارخانه: جریان نقدینگی و پر شدن ظرفیت خالی.
برای صنف: کنترل کامل بر برند، کیفیت و قیمت نهایی.
برای مصرفکننده: کاهش واسطهها و قیمت تمامشده.
شفافیت مالیاتی؛ از بنبستِ «علیالرأس» تا عدالتِ «سریالمحور» ؛
بزرگترین چالش اصناف در ایران، نظام مالیاتی است. اما این طرح، کلید حل این معماست. وقتی تولید تحت برندِ صنف و در یک زنجیره تعریفشده انجام شود، دولت میتواند به جای ممیزیهای سنتی و پربحث (علیالرأس)، از «نظام مالیاتی هوشمند» استفاده کند.
در این مدل، هر کالا در خط تولید با شماره سریال یکتا شناسنامه میگیرد. مالیات نه بر اساس «حدس و گمان»، بلکه بر اساس «تیراژ واقعی تولید و فروش» اخذ میشود. این یعنی کالای بدون سریال، عملاً کالای قاچاق یا تولید زیرپلهای غیرقانونی محسوب شده و بازار به طور خودکار پاکسازی میشود.
پیام به مجلس: وقتِ تغییر ریلگذاری است
این رویکرد، نیازمند یک اراده تقنینی در مجلس شورای اسلامی است. نمایندگان مجلس نباید صرفاً به دنبال بودجههای عمرانی برای ایجاد کارخانجات جدید باشند (که اغلب شکست میخورند). راهکار، «مردمیسازی صنعت» است:
۱. تسهیل حقوقی: تغییر اساسنامه اتحادیهها به سمت شرکتهای کنسرسیوم تولیدی.
۲. قانونگذاری برای زنجیره: الزام واحدهای صنعتی به پذیرش سفارشهای صنفی به عنوان یک مزیت مالیاتی.
۳. زیرساخت هوشمند: تکمیل سامانه مودیان برای ردیابی کالا از لحظه مونتاژ تا دست مشتری.
سخن پایانی
اقتصاد ایران بیش از آنکه به سرمایهگذاری جدید در بنگاههای دولتی نیاز داشته باشد، به «سازماندهی هوشمند» نیاز دارد. تبدیل اصناف از «دلالان بازار» به «صاحبان برند و سفارشدهندگان تولید»، تنها راه واقعی برای جهش تولید با مشارکت مردم است. این یعنی استفاده از ظرفیتهای نهفتهای که سالهاست نادیده گرفته شدهاند. مجلس یازدهم/دوازدهم میتواند با کلید زدن این اصلاح ساختاری، نام خود را به عنوان مجلسِ «تغییر ریلِ اقتصادی» ثبت کند.


دیدگاه