کد خبر: 571050
۰
۰
نسخه چاپی

حافظ؛ حافظه تاریخی یک ملت متمدن

بیست مهرماه یاددروز حافظ شیرازی غزل سرای نامی و محبوب ایران است. غزلیات این شاعر شهیر شیرازی چنان مقبول طبع آدمیان گشته که پس از گذشت قرن ها همچنان نقل محافل و مجالس از خواص تا عوام است.

6ac4feeb4c58e.jpg

دکتر محمود محمدی کیان - برخی بر این باورند که حافظ حافظه تاریخی یک ملت بزرگ و متمدن به نام ایران است که سخن تامل برانگیز و در عین حال دقیقی است.

ایران و ایرانی در فراز و نشیب های روزگار به ویژه در هزارو اندی سال گذشته،از سقوط سلسله ساسانی تا ورود اقوام متجاوز و جنگ و درگیری های متعدد از اشغال و تصرف کشور تا کشتارهای بی رحمانه و... تجربیات مختلفی را پشت سرگذاشته و علی رغم تمام تکانش های بنیان برافکن (که هنوز نیز ادامه داد)، همچنان ایستاده است.

در این بازار سودا و سود، ایرانی با حفظ زبان خویش و یک عقبه تمدنی کم نظیر، شخصیت های ارزنده ای را به دنیا معرفی می کند که هر کدام به طریق اولی فرهنگ ساز و تمدن ساز است.

خواجه شمس الدین محمد شیرازی ملقب به حافظ یکی از همان شخصیت های ارزنده است که با چند صد غزل، نماینده تام و تمام ایران است؛ ایرانی که علی رغم زخم های فراوان همچنان سربلند دوران ها است و اقوام متجاوز را با همان عقبه فرهنگی غنی خود، یکی یکی در خود حل می کند.

حافظ به زبانی ساده و در عین حال فخیم و متین، تمام آنچه یک ایرانی آزاده و نژاده را در طول این سال ها عذاب داده، در قالب غزلیاتی دلنشین و تاثیرگذار بیان می کند؛ از جور حاکمان بدنام و متعصب گرفته تا رواج خصلت های ناپسند همچون حرص و حسد و ریا و دروغ و غیبت و ... که هر کدام به نوبه خود روح یک انسان بسامان و شریف را خدشه دار می کند.

زبان حافظ سهل و ممتنع است و با همین زبان سهل و ممتنع انتقادهای تند و تیزی را علیه این ویژگی های بد و ناپسند مطرح می کند و در واقع می توان او را یک منتقد اجتماعی تمام عیار عنوان کرد:

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!

حافظ از اینکه حرف و عمل ناصحان یکی نیست انتقاد می کند و خواستار ادب شدن منبرنشینان و تزکیه اخلاقی آنهاست چراکه طریقه عرفانی او به گونه ای است که این ناراستی ها و پلشتی ها را بر نمی تابد؛ پلشتی هایی که بعضا با پوشش دین به خورد مردم داده می شود.

نگاه عرفانی حافظ انسان ساز و جامعه ساز است و با زبانی طناز و در عین حال تیز و برنده از ریاکاران دهر با احترام می خواهد که دست از عیب جویی و به اصطلاح (در پوستین خلق افتادن) بردارند:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت...

نگاه بلند حافظ به هستی و وسعت مشرب او انسان را بزرگ می کند و نگاهش به دنیا و ماورا را عمق می بخشد. در جایی کیمیای سعادت را همنشین خوب معرفی می کند:

بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی!!

تکرار دو بار کلمه جدایی نشان می دهد که حافظ به شدت به داشتن همنشین خوب و تاثیر این همنشین بر اخلاق و رفتار انسان معتقد است. حافظ در توصیه ای دیگر از انسان های درست و حسابی می خواهد

که از گداصفتان دوری گزینند:

به خط و خال گدایان مده خزینه دل

به دست شاه وشی ده که محترم دارد

این بیت نشان می دهد که دل انسان نزد حافظ از ارزش و اهمیت والایی برخوردار است چراکه تجلی گاه حضرت حق است و نباید این دل همچون خزینه را به دست هر انسان بی معرفتی سپرد.انسان بی معرفت در نگاه حافظ همان گدای بیت مذکور است.

شاه در این بیت کنایه از انسان های برگزیده و مسلط بر هوای نفسانی است؛ کسانی که از بند دنیا رهیده شده و مراتب معرفت را با تزکیه باطنی طی کرده اند. از نظر حافظ دل را که عزیزترین ودیعه الهی است تنها باید به شاه یعنی انسان های با معرفت سپرد نه هر گدای بی معرفتی. این ها تنها نمونه ای از افکار و اندیشه های انسان ساز حافظ است که در قالب غزلیاتی دانشین ارائه شده است و شاهد مثال ها فراوان است و در حوصله این مقال نمی گنجد.

مخلص کلام اینکه حافظ نماینده یک ایرانی متمدن و با فرهنگ و زبان گویای اوست که از پلشنی های روزگار دلخسته و نگران است و این دلخستگی را با زبان ادب و در قالب غزل به بهترین شکل ممکن ارائه کرده است. این گونه است که ایرانی خود را در آیینه شعر او می یابد چراکه حرف دلش را از زبان حافظ می شنود؛ آن هم با کلمات و جملاتی اثرگذار و دل انگیز که در نهایت اعجاز است.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید