«صندلی‌های امانی و فاکتورهای بی‌ربط؛

«صندلی‌های امانی و فاکتورهای بی‌ربط؛

افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) : چرا آموزش و پرورش باید از باتلاق سهمیه‌بندی‌های سیاسی و محلی نجات یابد؟»

مخاطب محور : وزیر آموزش و پرورش

آموزش و پرورش بزرگ‌ترین دستگاه انسان‌ساز و آینده‌ساز کشور است؛ اما دهه‌هاست که انتصاب مدیران مناطق و نواحی آن، به یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط در برابر «معادلات قدرت محلی و…تبدیل شده است.

۱. کالبدشکافی معضل: تحمیل متغیرهای نامربوط

یکی از مصادیق بارز تبعیض ساختاری و ناکارآمدی، وزن دادن به رزومه‌ها و موقعیت‌های غیرمرتبط شغلی-نظیر عضویت در شوراهای اسلامی شهر، لابی‌های محلی و پیوندهای جناحی-در فرآیند انتصاب روسای ادارات آموزش و پرورش است.

عضویت در شورای شهر یک کارکرد اجتماعی-محلی است و هیچ همبستگی علمی و فنی با «مدیریت منابع انسانی معلمان، رهبری پداگوژیک، مدیریت مالی مدارس و ارتقای کیفیت یادگیری» ندارد.

 ورود این متغیرهای غیرتخصصی، مسیر رشد شایستگان درون‌سازمانی (معلمان باسابقه، مدیران موفق مدارس و کارشناسان نخبه) را مسدود و مدرسه را به حیاط خلوت ستادهای انتخاباتی بدل می‌کند.

۲. راه‌حل بنیادین: تبدیل شایسته‌سالاری از «شعار» به «الگوریتم انتصاب» ؛

راه مهار این انحراف، صدور بخشنامه‌های اخلاقی نیست؛ بلکه حذف ید انسانی و استقرار موتور هوشمند ارزیابی شایستگی (Merit-Based AI Matching Engine) است:

۱- فیلتر سخت شایستگی پایه (Pre-requisite Gate): سامانه صرفاً سوابق تحصیلی مرتبط، تجربه صف در مدارس، کارنامه عملکرد آموزشی و ارزیابی‌های ۳۶۰ درجه درون‌سازمانی را می‌پذیرد.

هر متغیر بیرونی نظیر عضویت در تشکل‌ها یا شوراهای محلی، به صورت خودکار توسط سامانه فاقد ارزش امتیازی تلقی شده و از محاسبات حذف می‌گردد.

۲- آزمون‌های سنجش شایستگی و کانون ارزیابی کور: نمرات متقاضیان در شبیه‌سازی‌های مدیریتی و آزمون‌های تفکر استراتژیک، بدون درج نام و مشخصات فردی (ناشناس‌سازی داده‌ها) در سامانه رتبه‌بندی می‌شود.

۳- کاربرگ شفاف و مقایسه‌ای: پس از محاسبه امتیازات، کارنامه تمام داوطلبان تصدی مدیریت اداره به‌صورت شفاف در شبکه داخلی معلمان و کادر اداری همان منطقه منتشر می‌شود تا هرگونه انتصابِ خارج از رتبه اول تا سوم با وتوی خودکار سیستمی متوقف گردد.

جمع‌بندی سیاستی:

آموزش و پرورش نیازمند مدیرانی است که زبان سند تحول بنیادین، نیازهای معیشتی و مهارتی معلمان، و روان‌شناسی دانش‌آموز را بفهمند، نه کسانی که مدیریت تعلیم و تربیت را پلکان ورود به مجلس یا پاداش فعالیت‌های شورایی می‌بینند.

استقرار حکمرانی هوشمند بر مبنای داده‌های شغلی مرتبط، تنها راه قطع دست‌اندازی‌های سلیقه‌ای و بازگرداندن کرامت و انگیزه به جامعه فرهنگیان کشور است.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید