
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) :مخاطب محور : وزیر بهداشت - پیش از ارزیابی سه سطح ارائه خدمت، یک پرسش بنیادی درباره معماری حکمرانی برنامه مطرح است:
آیا نامگذاری و تفکیک ستادها، زنجیرهای روشن از سیاستگذاری تا اجرا میسازد یا صرفاً لایههای اداری تازهای ایجاد میکند؟
در ساختار توصیفشده، شش عنوان پیشبینی شده است: ستاد ملی برنامه، ستاد هماهنگی کشوری، ستاد اجرایی کشوری، ستاد راهبردی استان، ستاد عملیاتی استان و ستاد اجرایی شهرستان. همین ترکیب، چند ابهام مهم دارد.
۱. ناهماهنگی در منطق نامگذاری ؛
در سطح ملی، «راهبردی» در عنوان هیچیک از ستادها دیده نمیشود؛ درحالیکه در سطح استان، عنوان «ستاد راهبردی» وجود دارد. در سطح شهرستان نیز «اجرایی» بهکار رفته، نه «راهبری» یا «عملیاتی».
این تفاوت بهخودیخود اثباتکننده ایراد اجرایی نیست، اما پرسش مهمی ایجاد میکند: کدام سطح صاحب اختیار تعیین جهت، اولویتگذاری و پاسخگویی نهایی است؟
اگر ستاد ملی برنامه مسئول سیاستگذاری و تعیین مسیر کلان است، نقش «راهبردی» آن باید در شرح وظایف و اختیارات روشن باشد؛ اگر چنین اختیاری ندارد، عنوان «ملی برنامه» بهتنهایی جای خالی مرجع راهبری را پر نمیکند. در مقابل، وجود ستاد راهبردی در استان ممکن است این تصور را ایجاد کند که سطح استان اختیار راهبردی مستقل دارد، اما نسبت آن با سیاستهای ملی معلوم نیست.
۲. خطر تداخل میان «هماهنگی»، «راهبری» و «اجرا» ؛
در سطح کشوری، دو ستاد «هماهنگی» و «اجرایی» پیشبینی شدهاند، اما مرز میان وظایفشان مشخص نیست.
اگر ستاد هماهنگی صرفاً جلسات و ارتباطات بیندستگاهی را مدیریت کند، باید معلوم باشد تصمیمهایش چه ضمانت اجرایی دارد. اگر در تخصیص منابع، تعیین اولویت یا رفع تعارض اختیار دارد، عملاً وارد قلمرو راهبری شده است.
ابهام مشابهی در استان و شهرستان دیده میشود: «راهبردی استان» چه تفاوتی با «عملیاتی استان» دارد؟ و «اجرایی شهرستان» چه اختیار مستقلی دارد؟
بدون تفکیک روشن، ممکن است چند سطح درباره یک موضوع تصمیم بگیرند، اما هیچکدام پاسخگوی نتیجه نباشند.
۳. پیامدهای محتمل برای اجرای برنامه ؛
این ابهامها میتوانند به چند پیامد بینجامند:
پاسکاری مسئولیت: هر سطح، تأخیر یا شکست را به سطح دیگر نسبت دهد.
تعدد جلسات و کندی تصمیمگیری:
هماهنگیهای موازی جای تصمیمگیری بهموقع را بگیرد.
تمرکز مسئولیت بدون اختیار: شهرستان پاسخگوی عملکرد باشد، اما منابع یا اختیار حل مسئله نداشته باشد.
ناهمگونی استانی:
ستادهای استانی برداشتهای متفاوتی از «راهبردی» پیدا کنند و اجرای برنامه در استانها متفاوت شود.
فقدان پاسخگویی نهایی: معلوم نباشد در صورت اختلال در ارجاع یا دسترسی به خدمات، کدام مقام مسئول اصلاح است.
۴. پرسشهای ضروری برای ارزیابی دستورالعمل ؛
پیش از ورود به نارساییهای سه سطح خدمت، لازم است برای هر ستاد پاسخ صریحی به این پرسشها داده شود:
1. مرجع نهایی سیاستگذاری و پاسخگویی کدام ستاد است؟
کدام ستاد اختیار تصویب برنامه عملیاتی، تخصیص منابع و اصلاح مسیر را دارد؟
2. ستاد هماهنگی کشوری چه اختیار تصمیمگیری دارد و چه چیزی را فقط هماهنگ میکند؟
3. مرز مسئولیت ستاد راهبردی استان و ستاد عملیاتی استان چیست؟
4.آیا شهرستان اختیار کافی برای رفع موانع اجرایی دارد یا صرفاً مجری تصمیمهای بالادستی است؟
5.مسیر ارجاع اختلاف یا بنبست میان سطوح چیست و چه مهلتی برای تصمیمگیری دارد؟
6.شاخص عملکرد هر ستاد چیست و چه مرجعی آن را ارزیابی میکند؟
۵. پیشنهاد اصلاحی ؛
بهجای افزودن ستادهای بیشتر، بهتر است ساختار بر اساس کارکرد و اختیار بازطراحی شود. دستکم چهار کارکرد باید از هم تفکیک شوند:
/راهبری و سیاستگذاری: تعیین اهداف، استانداردها و اولویتها؛
/هماهنگی بینبخشی: حل تعارض و همراستا کردن دستگاهها؛
/مدیریت اجرایی و عملیاتی: تبدیل سیاست به برنامه و ارائه خدمت؛
/پایش و پاسخگویی: سنجش عملکرد، رسیدگی به شکایت و اصلاح فرایند.
برای هر کارکرد باید یک مسئول نهایی مشخص، اختیار متناسب، شاخص قابل سنجش و مسیر پاسخگویی تعیین شود. اگر عناوین فعلی حفظ میشوند، لازم است شرح وظایف آنها بهگونهای تنظیم شود که «راهبردی»، «هماهنگی»، «عملیاتی» و «اجرایی» مفاهیم همپوشان و قابل تفسیر نباشند.
جمعبندی ؛
نکته راهبردی اصلی، تفاوت واژهها نیست؛ فقدان زنجیره روشنِ اختیار، تصمیم و پاسخگویی است که این تفاوتها آشکار میکنند.
تا زمانی که مشخص نباشد چه نهادی راهبری میکند، چه نهادی اجرا را مدیریت میکند و چه کسی در برابر نتیجه پاسخگوست، بررسی سه سطح خدمت نیز با خطر نادیدهگرفتن مسئله اصلی مواجه خواهد شد.
منبع فهرست سازی نامگذاری و تفکیک ستادها :
کتاب آسیب شناسی نظام سلامت ایران(صفحه ۶۳)
به سفارش ؛ انجمن علمی آسیب شناسی ایران
نوبت چاپ : چاپ اول مهرماه ۱۳۹۲
مشخصات نشر : تهران ؛ پیام رسان ، ۱۳۹۲
شماره کتاب شناسی ملی : ۳۳۸۴۰۵۴


دیدگاه