کد خبر: 574203
۰
۰
نسخه چاپی
از کمبود منابع بیماران خاص تا مطالبات پرداخت نشده؛ حمایت بیمه‌ای چقدر به بیمار می‌رسد؟

سهم بیمه کجای درد است؟

سهم بیمه کجای درد است؟

برای خانواده‌ای که با هزینه سنگین درمان روبه‌رو شده، داشتن بیمه آغاز اطمینان است. انتظار دارد وقتی نسخه به داروخانه می‌رسد یا درمانی ضروری تجویز می‌شود، بخش قابل توجهی از نگرانی مالی‌اش کاهش پیدا کند. اگر ناچار باشد برای هر مرحله درمان دوباره پول فراهم کند، از دیگر هزینه‌های ضروری بزند یا ادامه درمان را به تعویق بیندازد، طبیعی است که درباره میزان حمایت بیمه پرسش کند. پاسخ این پرسش را باید در هزینه واقعی بیمار جست‌وجو کرد.

مدیرعامل سازمان بیمه سلامت، در گفت‌وگویی که خبرگزاری صداوسیما منتشر کرده، از پوشش حدود ۴۵ میلیون نفر و ناکافی بودن منابع ۱۵ هزار میلیارد تومانی صندوق بیماران خاص و صعب‌العلاج گفته است. پیشنهاد این سازمان برای سال آینده، افزایش اعتبار صندوق به ۵۰ هزار میلیارد تومان است. این رقم، پیشنهاد است و نباید اعتبار مصوب یا پرداخت شده معرفی شود.

منابع صندوق نیز تنها به بیمه‌شدگان بیمه سلامت اختصاص ندارد و بیمه‌های دیگر را در بر می‌گیرد. او همچنین اعلام کرده ۸۵ هزار میلیارد تومان منابع پیش‌بینی شده از محل سهام برای پرداخت مطالبات، تا زمان مصاحبه نقد نشده بود.

همین بخش از خبر، مسئله مهمی را پیش می‌کشد: میان ارزش یک دارایی و امکان پرداخت هزینه جاری تفاوت وجود دارد. ممکن است منبعی در بودجه پیش‌بینی شده باشد، اما تا زمانی که قابل استفاده نشود، داروخانه نمی‌تواند با آن سفارش تازه ثبت کند و بیمارستان نمی‌تواند هزینه روزانه خود را بپردازد. برنامه تأمین مالی درمان باید علاوه بر مبلغ، زمان دسترسی به پول را نیز مشخص کند. تأخیر در پرداخت، خود هزینه ایجاد می‌کند.

داروخانه برای ادامه فعالیت باید موجودی دارو را تأمین کند. مرکز درمانی نیز به تجهیزات، مواد مصرفی و پرداخت منظم هزینه کارکنان نیاز دارد. وقتی مطالبات این مراکز با فاصله طولانی پرداخت شود، ناچارند از ذخیره خود استفاده کنند، تأمین مالی بگیرند یا بعضی خریدها را عقب بیندازند. این وضعیت ممکن است به محدودشدن توان ارائه خدمت بینجامد. حتی اگر کادر درمان تمام تلاش خود را به کار بگیرد، کمبود نقدینگی را نمی‌توان برای مدتی نامحدود با همکاری و مدارا جبران کرد.

از این نظر، زمان تسویه باید یکی از معیارهای اصلی ارزیابی بیمه‌ها باشد. اعلام تعداد افراد تحت پوشش مهم است، اما نشان نمی‌دهد تعهدات با چه سرعتی انجام می‌شود. لازم است روشن باشد فاصله ارائه خدمت تا پرداخت بیمه چقدر است، چه میزان مطالبه تعیین تکلیف نشده و چه برنامه‌ای برای تسویه وجود دارد. مرکز درمانی با اطلاع از زمان پرداخت می‌تواند برنامه‌ریزی کند؛ بی‌اطلاعی، حتی مدیریت منابع موجود را نیز دشوارتر می‌سازد.

گسترش پوشش بیمه‌ای ارزش دارد و نباید آن را کم‌اهمیت دانست. بااین‌حال، برای سنجش حمایت واقعی باید چند پرسش دیگر هم مطرح کرد. بیمار پس از اعمال پوشش‌ها چه مبلغی می‌پردازد؟ آیا خدمت موردنیاز در محل زندگی او در دسترس است؟ برای دریافت آن چه مدت منتظر می‌ماند؟ اگر مرکز طرف قرارداد در دسترس نباشد، مراجعه به مرکز دیگر چه هزینه‌ای ایجاد می‌کند؟ پاسخ این پرسش‌ها، تجربه واقعی بیمه‌شده را بهتر از یک عدد کلی نشان می‌دهد.

همچنین، درصد پوشش بدون توجه به مبلغ کل درمان و درآمد خانوار، تصویر کاملی نمی‌دهد. حتی سهم ظاهراً محدود بیمار از یک درمان گران ممکن است برای خانواده‌ای کم‌درآمد سنگین باشد. در مقابل، بعضی هزینه‌ها برای خانوار پردرآمد قابل تحمل‌تر است. بنابراین، طراحی حمایت باید علاوه بر نوع بیماری و ضرورت خدمت، توان پرداخت را نیز در نظر بگیرد. هدف این است که هزینه درمان، بیمار را از دریافت خدمت ضروری بازندارد.

بیماران نیازمند درمان مستمر، بیش از دیگران به ثبات حمایت احتیاج دارند. خانواده باید بتواند بداند در ماه‌های آینده با چه هزینه‌ای روبه‌رو خواهد شد. تغییرات پیش‌بینی‌ناپذیر یا ابهام در پوشش، برنامه زندگی را مختل می‌کند. وقتی درمان به مراجعات مکرر نیاز دارد، هزینه رفت‌وآمد، اقامت احتمالی و زمان ازدست‌رفته کار نیز به مخارج مستقیم اضافه می‌شود. همه این هزینه‌ها الزاماً در تعهد بیمه پایه قرار نمی‌گیرد، اما در ارزیابی فشار مالی بیماری باید دیده شود.

درخواست افزایش منابع صندوق بیماران خاص و صعب‌العلاج نیز باید با توضیح دقیق همراه باشد. چه تعداد بیمار، چه نوع خدماتی و با چه برآورد هزینه‌ای مبنای رقم پیشنهادی قرار گرفته‌اند؟ سهم افزایش قیمت دارو و تجهیزات چقدر است و چه میزان اعتبار برای توسعه پوشش لازم است؟ پاسخ به این پرسش‌ها، مطالبه بودجه را مستندتر می‌کند و امکان نظارت بر مصرف آن را افزایش می‌دهد. رقم بزرگ، بدون شرح نیاز و تعهد، به‌تنهایی معیار کفایت حمایت نیست.

از سوی دیگر، افزایش اعتبار جای اصلاح هزینه‌کرد را نمی‌گیرد. بررسی دقیق اسناد، جلوگیری از پرداخت‌های تکراری، خرید سنجیده خدمات و ارزیابی ضرورت هزینه‌ها، وظایف جدی بیمه‌گر است. منابع محدود باید به خدمات ضروری و مؤثر برسد. البته این ملاحظه نباید به بهانه‌ای برای نادیده گرفتن کمبود واقعی بودجه تبدیل شود. باید هم میزان نیاز به‌درستی برآورد شود و هم نحوه مصرف منابع قابل رسیدگی باشد؛ ضعف در هرکدام، فشار را به بیمار و ارائه‌دهنده خدمت منتقل می‌کند.

کمک خیرین می‌تواند برای بسیاری از خانواده‌ها ارزشمند باشد، اما تأمین درمان ضروری نباید به رسیدن کمک احتمالی وابسته بماند. بیماری زمان انتظار برای جمع‌آوری منابع را با تقویم اداری هماهنگ نمی‌کند. نقش حمایت عمومی این است که حد معینی از اطمینان ایجاد کند؛ خانواده بداند برای دریافت خدمت ضروری چه حقی دارد، از چه مسیری باید اقدام کند و پاسخ را در چه زمانی می‌گیرد. کمک مردمی زمانی مؤثرتر است که مکمل برنامه‌ای روشن باشد.

انتشار منظم اطلاعات درباره اعتبار مصوب، منابع تخصیص‌یافته، مبلغ پرداخت‌شده و مطالبات باقی‌مانده، امکان قضاوت دقیق‌تری فراهم می‌کند. این ارقام باید با دوره زمانی و دامنه مشخص ارائه شوند تا با یکدیگر اشتباه گرفته نشوند. همچنین لازم است اثر پرداخت‌ها بر دسترسی بیمار بررسی شود. اگر مطالبات تسویه شده اما مشکل دسترسی باقی مانده، علت دیگری وجود دارد که باید شناخته شود. پاسخ‌گویی با اعلام پرداخت پایان نمی‌یابد؛ نتیجه پرداخت نیز اهمیت دارد.

علی عربی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید