کد خبر: 559032
۰
۰
نسخه چاپی
سید محی الدین حسینی ارسنجانی--پژوهشگر و منتقد ادبی

استاد عبدالعلی دستغیب تاکید کرد: ابتهاج در عوالم عشق و عاشقی و رمانتیسیسم غوطه‌ور بود

استاد عبدالعلی دستغیب تاکید کرد: ابتهاج در عوالم عشق و عاشقی و رمانتیسیسم غوطه‌ور بود

چهره ماندگار نقد ادبی در نقد و بررسی اشعار و آثار هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه در جمع اعضای گروه فرهنگی و ادبی از دریچه نقد اظهار داشت: شعر هوشنگ ابتهاج در قیاس شاعران نوپرداز مانند فروغ فرخزاد، اسماعیل شاهرودی، نیمایوشیج و احمد شاملو واپسگرا است.
استاد عبدالعلی دست غیب گفت: او اهل گیلان و از خانواده طبقه بالا جامعه بود و این‌که جزو طبقه مرفه جامعه بوده، از آثارش پیداست. در سال ۱۳۲۵  مجموعه غزل‌های خود را به چاپ میرساند. اشعارش به شیوه شهریار بود و در عوالم عشق و عاشقی و رمانتیسیسم غوطه‌ور بوده است، تا این‌که در سال ۱۳۲۷ به حلقه یاران نیما می‌پیوندد.
وی افزود: در سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۷ که به تهران آمدم، تعداد کسانی که اشعار نو می‌گفتند از انگشتان دو دست تجاوز نمیکرد؛ شاملو، کسرایی، نادرپور، نیما، اسماعیل شاهرودی، سیروس نیرو، سایه و چند نفر دیگر؛که هر کدام تمایلات گوناگونی داشتند.مطالعات ادبی سایه درباره شعر فارسی از دیگران بهتر بود ولی از نظر  ابتکار و استعاره‌ها و مجازهای ادبی به پای کسرایی، رفیقش، نمی‌رسید.
دستغیب با اشاره به دوستی ابتهاج و سیاوش کسرایی،بیان داشت: این‌ها با هم خیلی صمیمی بودند.سایه خیلی کم‌حرف و محجوب  بود اما کسرایی خیلی پرجوش و خروش و خیلی حراف و چابک بود.من با کسرایی که در انجمن ادبی ایران و امریکا آشنا شدم؛ در سال ۱۳۳۷ به یکی از دوستانم گفتم، کدام یکی از این‌ها کسرایی است؟ او دست من را گرفت پیش کسرایی برد. او و سایه پهلوی هم ایستاده بودند.دوستم من را معرفی کرد و کسرایی از مقاله‌ای که در «پیام نوین» نوشته بودم، خیلی تعریف کرد و برخورد دوستانه‌ای با من داشت اما سایه خاموش بود.در هر حال با کسرایی دیدارهای زیادی داشتیم. کسرایی با محمود اعتمادزاده و هوشنگ ابتهاج جلساتی داشتند. در آن جمع سایه بیشتر به ابزار و آلات موسیقی ایرانی و فرهنگی ور میرفت و کم حرف می‌زد.
پیشکسوت فرهنگی فارس ادامه داد: در آن جلسات  متوجه شدم سایه خیلی آدم صمیمی و بی‌شیله‌ پیله‌ای است.محمود اعتماد زاده بسیار ‌کم‌ سواد و پرمدعا بود و چون فرانسه بلد بود فکر می‌کرد حق اظهار نظر درباره مبانی ادبی و فلسفی را دارد. کسرایی هم ابتکار شعری‌اش خوب بود، استعاره‌ها و مجازهای خوبی به کار میبرد.من مدتی با آنها نشست و برخاست داشتم،صحبت میکردیم، پیش آنها میرفتم اما بعد دیدم که جلساتشان بیشتر خصوصی و غیر علمی است،دیگر نرفتم.
این منتقد ادبی خاطرنشان کرد:ابتهاج از نظر ادبی متعلق به دنیای گذشته بود.در کتاب «شبگیر» از انتشار غزل‌ هایش اظهار ندامت میکند و خود را نادم نشان می‌دهد که من زحمتکشان جامعه را فراموش کرده‌ام و تعهد میکند به جبهه مبارزه که در آن زمان حزب توده بود، بپیوندد.
 وی تصریح کرد:شعر ابتهاج در قیاس با شاعران نوپرداز مانند فروغ فرخزاد و خود نیما و شاهرودی و شاملو واپسگرا است.در اشعار و نوشته‌ های او به مبارزه اجتماعی تظاهر میشود.او ذوق ادبی و موسیقی داشت،بر موسیقی تسلط داشت و وزن شعر را هم خوب بلد بود اما معلومات ادبی خوبی نداشت؛ مثلا کتابی که درباره حافظ  تهیه کرده، فاقد جنبه اهمیت ادبی، تحقیقی است، صرفا کار ذوقی است.
دستغیب که مترجم و نویسنده هفتاد عنوان کتاب ادبی است درباره شعر های هوشنگ ابتهاج گفت: شعر های ابتهاج به اصطلاح خارجی‌ها، رمانتیک است و شعرهای اجتماعی‌اش اصیل نیست.شعر نو را بلد نبود و بیشتر غزل می‌گفت و تحت تأثیر شهریار بود اما چون درآن دوره مدبود که شبیه نیما شعر بگویند، شعر نو هم گفت. سایه، وارد فضای ادبیات مدرن نشد و آن‌چه در شبگیر آمده مصنوعی است. ابتهاج با شهریار روابط دوستانه داشت و به هم نامه‌ های منظوم می‌فرستادند و زمانی که بعد از انقلاب او را بازداشت کردند،به شهریار خبر دادند.شهریار به مسئولان نامه نوشت و تقاضای آزادی سایه کرد و این عبارت را نوشت «شما سایه را توقیف کردید،فرشتگان آسمان گریه میکنند». بعد از زندان آزاد شد.
 این پژوهشگر و منتقد ادبی با بیان اینکه هیچ وقت به شعرهای سایه علاقه خاصی نداشته است،یادآور شد: سایه ظریف‌اندیش بود،همانطور که عنوان کتاب است «پرنیان‌اندیش». رویکردش به کلمه‌ های نرم بود. سایه اقتباس می‌کرد، بخصوص از سعدی، چون سعدی را دوست داشت.او مدتها همینطور شعرها را میخواند و درباره‌ اش دقت می‌کرد و در کلمات بسیار دقیق بود.
عبدالعلی دستغیب در پایان گفت: عده‌ای بعد از شهریور ۲۰ پدید آمدند که به نوآوری تظاهر میکردند. سایه قبل از اینکه به آلمان برود تحولی در ادبیات ایران به وجود نیاورد.آدم با ذوقی بود و شعرهایش هم برای جوانان و نوجوانان خوب است. آدم بسیار فروتن و کم‌حرف و اهل مطالعه بود و من در دل خود نسبت به او احساس محبت میکردم.بعدها حوادث روزگار هر کسی را به گوشه‌ای انداخت و ایشان هم مقیم آلمان بود. ابتهاج در موسیقی دست داشت و مدتی گلهای تازه و گلچین هفته را در رادیو اداره  میکرد و به موسیقی ایران کمک می‌کرد.پایان بخش این نشست خوانش و تفسیر برخی اشعار کلاسیک و نیمایی استاد هوشنگ ابتهاج شاعر نامدار معاصراز سوی اعضاء گروه از دریچه نقد ادبی و استاد دست غیب بود.گفتنی است گروه فرهنگی از دریچه نقد با مدیریت محی الدین حسینی ارسنجانی از سال ۱۴۰۳ در منزل شخصی استاد عبد العلی دست غیب نویسنده ،پیشکسوت فرهنگی معاصر و چهره ماندگار نقد ادبی کشور ایجاد و به دبیری حمیدرضا زنگی پنجشنبه هر هفته از ساعت ۶ عصر تا ۸ شب به نقد و بررسی آثار و فعالیت چهره های نامدار گذشته و حال ادبیات ایران و جهان میپردازند.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید