کد خبر: 560036
۰
۰
نسخه چاپی
سید محی الدین حسینی ارسنجانی--پژوهشگر ادبی

نگاهی گذرا به زندگی شاعر معاصر شاپور پساوند

نگاهی گذرا به زندگی شاعر معاصر شاپور پساوند

زنده یاد استاد شاپورپساوند که از مشاهیر شعرای معاصر شیراز شهر شعر و ادبیات بود به تازگی از میان ما رفت و آثار و اشعار او معرف وگویای نوع نگاه و اندیشه های وی به زندگی دنیا است.چهره ای فروتن و عاشق حضرت یار بریده از دنیای فانی و غرق در امور نیک و انسانی بی آذار و درست رفتار و سرشار از خیر و نیکی بود.او انسانی حقیقتا ایرانی و یک شیرازی نیک نهاد و درست کردار، درست رفتار و به واقع انسان زمانه خویش بود. وجودش بی ادعا و ساده و بی تکلف و مایه خیر و برکت دوستان و همکاران فرهنگی بود.به جرات میتوان مدعی شد در دوران ۷۵ ساله عمرش کسی از او بدی ندید و فردی سراغ نمیرود که از او آذاری دیده باشد.با همه خلق خدا و مردمان خوب بود و ایران عزیز را از بن جان  دوست داشت.در تدریس و معلمی اش جدی بود و به فرهنگ و تمدن کهن کشور و زادگاهش عشق می ورزید.او یک ایرانی راستین و فرزند خلف شیرازِ شهر راز و موجب افتخار جامعه ادبی و مورد احترام و تکریم جامعه تعلیم و تربیت استان فارس بود. خدایش بیامرزاد او را که عمرش را در مسیر خدمت به خلق خدا و برداشتن مشکل از مشکلات دوستان و همکارانش سپری شد و در عین سادگی و صداقت از خط و صراط مستقیم که همانا خط و صراط الهی و مسیر انسانهای خداجو میباشد منحرف نشد و با نگارش اشعار و انتشار آثار سودمند و مطالعه و تحقیق در ادبیات فارسی باقیات الصالحاتی از خود برجای گذاشت تا چراغ راه دیگر شعرا و ادیبان و علاقه مندان به زبان و ادب پارسی گردد.در این مجال نگاهی گذرا و اجمالی به زندگی و آثار و خدمات فرهنگی و ادبی این راد مرد صدیق عرصه های فرهنگ و ادب شیراز و فارس میپردازم و امید آن دارم در جوار حضرت دادار به خیر و خوشی و در آرامش روح و روان باشد _ محی  الدین حسینی ارسنجانی

شاپور پساوند که بود و چه کرد؟!

نام زیبای شاپور پساوند را در برخی کتب تذکره و شهرنامه ها و از جمله در برخی شیراز نامه های چاپ جدید بسیار دیدم.در کتاب مهم سيماي شاعران فارس در هزار سال تأليف زنده یاد استاد حسن امداد ،کتاب جاودانه ها به كوشش مهدي غفوري ساداتيه، غزلهاي شاعران امروز از صدر مشروطه تاكنون تأليف مجيد شفق، کتاب ياران يكشنبه به كوشش مرحوم صادق همايوني، گزيدة شعر معاصر فارس به كوشش دكتر انصاري لاري چندين شماره از رسانه های مکتوب و مطبوعات قبل و بعد از انقلاب، به همراه گفتگو هاي این معلم و شاعر ملی و میهنی با نشریات زمان خود و در برخی از سايتهاي اينترنتي نظيرشهر آفتاب و سايت و وبلاگ شخصي خود شاعر و  خبرگزاري ها درباره استاد شاپور پساوند، زندگی نامه و و آثار و اشعار و برخی دیدگاهها و نظرات وی مطلب نوشته واز این طرق میتوان با او آشنا شد و مطالبی را درباره وی خواند.

پساوند شاعر؛ آمدن بهمن ۱۳۳۰ - رفتن تیر ۱۴۰۵

استاد شاپور پساوند در پانزده هم بهمن ماه سال هزار و سيصدو سي هجری شمسی در محله آستانه شيراز متولد شد.وی تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس سنايي و دانشور و تحصيلات متوسطه را در دبيرستانهاي فرصت و شمس در شیراز  به پايان رسانيد. شاپور پساوند دوران سربازي را در لباس سپاهي دانش در روستاهای اصفهان در سال ۵۲ به پايان رسانيد. اما پس از آن به مدت بيست و يك روز در دژباني اين شهر بازداشت شد. علت اين بازداشت را هر چه خواستند بيان كردند اما گويا علت اصلي آن بيان مطالب روشنگرانه براي دانش آموزان و خواندن كتابهاي ضد حکومتی به زعم سر دمداران حكومت شاهنشاهي بوده است. شاپور پساوند در آن سالها با مطبوعات قبل از انقلاب همكاري داشت در سال ۵۲ به خدمت آموزش و پرورش در آمد و به تدريس در مدارس شهر فسا و روستاهاي اطراف آن مشغول شد. وي پس از يكسال براي ادامه تحصيل به تهران رفت و در رشته هنر فارغ التحصيل شد.اين زمان مصادف بود با آغاز انقلاب اسلامي و پس از دو سال تدريس هنر و ادبيات به شيراز منتقل شد و در مدارس اين شهر مشغول تدريس گرديد و پس از سی و پنج سال خدمت صادقانه در آموزش و پرورش بازنشسته شد.زنده نام استاد شاپور پساوند در خانواده اي كه به شعر و شاعري و بخصوص به اشعار حافظ علاقه داشتند رشد و نما یافت و كار سرودن شعر را از دوران كودكي و بخصوص اوايل دبيرستان آغاز كرده بود.اما سرودن شعر را از سال های ۴۶ و ۴۷ جدي گرفت و با مطبوعات همكاري كرد و در مطبوعات آن سال ها اشعارش را ميتوان ديد. مطبوعاتي نظير سپيد و سياه، جوانان،اطلاعات هفتگي ،فردوسي و …که اشعار و مطالب مفید معاصرین را به چاپ میرساندند.پساوند در مصاحبه اي با يكي از روزنامه هاي صبح ایران گفته بود: " مرحوم مادرم سواد خواندن و نوشتن نداشت اما به حافظ علاقه زيادي داشت تا جايي كه هر شب جمعه از من ميخواست برايش حافظ بخوانم.
اما نكته جالب اين است كه اغلب اوقات برايم اين شعر اخوان ثالث را بدون اين كه بداند از كيست، ميخواند و يا براي خودش زمزمه ميكرد: ما چون دو دريچه روبه روي هم …و سرانجام اين كه نفرين به سفر كه هرچه كردار كرد.تأثير اين شعر اخوان بر ذهن مادر از كجا بود؟ شايد به خاطر دوري برادرانم از شيراز بوده باشد و البته شايد علاقه ام به اين شعر اخوان هم شايد بي تأثير بر ذهن مادرم نبوده باشد.نظر پساوند اين بود كه بسياري از اشعار اخوان بر ذهن مردم غير قابل انكار است.او(اخوان) مانند ويكتور خارا براي مردم شيلي بود.

توقیف کتاب فریادها!

 همكاري شاپور پساوند با جراید و مطبوعات كشور در دهه ۵۰ كماكان ادامه داشت تا اين كه در سال ۱۳۵۴ مجموعه اشعار شاعر تحت عنوان «فريادها» در حين چاپ توسط مميزي آن زمان توقیف و خمير شد.موضوع چاپ اين كتاب را در گفتگوي شاعر با مجلة جوانان آن سالها ميتوان ديد. اين همكاري در سال ۶۳ ناگهان متوقف شد و شاعر تا چند سال متمادی با هيچيك از مطبوعات همكاري نزديك نداشت.اما از دهه هفتاد به بعد به تشويق دوستان اهل قلم دوباره فعاليت خود را آغاز كرد. اين بار پاي شاعر به صدا و سيما هم كشيده شد و در برنامه هاي مختلف سيماي فارس نظير شباهنگ و صداي فارس بخصوص برنامه صداي كتاب شركت كرد.همكاري با نشریات تهران، فارس و پيام جنوب بوشهر محور فعاليتهاي مطبوعاتي شاپور پساوند در اين سالها بوده است.اين شاعر كه پس از خمير شدن كتاب فريادها، چندان دل به چاپ آثارش به صورت كتاب نميداد در سال ۱۳۷۱مجموعه هر كس حكايتی را چاپ كرد كه در آن علاوه بر تعدادي از اشعار خودش آثار هفده نفر از شاعران معاصر جنوب هم آمده بود كه نكته قابل توجه در آن چاپ غزلهاي منوچهر آتشي شاعر معاصر براي اولين بار در آن بود.به دنبال چاپ كتاب مذكور كه خود منبع موثقي براي چاپ جُنگ هايي شد كه بعد از آن به چاپ رسيدند. پساوند كتاب «اي عشق» را در سال ۱۳۷۴ چاپ كرد كه به گفته بسياري از صاحب نظران آن را، میتوان شناسنامة شعري شاپور پساوند دانست.اين كتاب پس از چاپ آنچنان جايي در بين مخاطبان و خوانندگان خود پيدا كرد كه در مدت كمتر از شش ماه بيش از هفده نقد بر روي آن در رسانه ها و  مطبوعات كشور نوشته شد. هم در ايران و هم در خارج از كشور خوانندگان فراواني يافت و بانوي ادبيات ايران خانم سيمين دانشور پس از چاپ همين كتاب بود كه در نامه اي به شاپور پساوند نوشت:شما شيرازيها دست به هر چيز ميزنيد طلا ميشود و به اين ترتيب اين شاعر و كتاب مذكور وی را تحسين كرد.چاپ كتاب گلوي زخمي شعر، در سال ۱۳۸۳ توسط نشر دهش حركت ديگري بود كه اين شاعر قسمتي از اشعار آزاد خود را چاپ كند تا ديگران نپندارند شاپور پساوند فقط شاعري غزلسرا است و به قولي چهرة شاخص رباعي معاصر مطرح شد.

 ديگر فعاليتهای مستمر مطبوعاتی استاد پساوند:

مسئوليت صفحه معروف «شعر معاصر» روزنامه عصر مردم شيراز كه چهل و هشت شماره آن چاپ شد و خوانندگان زيادي هم داشت،وی در صدد چاپ اين مقالات بصورت يك جا و در يك كتاب مستقل بود. چاپ مقالاتي تحت عنوان «اسطوره و زمينة پيدايش آن در شعر معاصر»در روزنامه خبر جنوب كه در اين زمينه نيز نزديك به پانزده شماره آن به چاپ رسيد و شاعر در هر شماره به نقد و بررسي اشعار يكي از شاعران پرداخته است.سلسله مقالاتي تحت عنوان «شعر معاصر سنت يا نوگرايي» كه در هر مقاله به نقد و بررسي يكي از جريانهاي شعر معاصر پرداخته است. همچنین از شاپور پساوند مقالات متعددي در زمينه هاي مختلف نقد ادبي در مطبوعات سالهاي اخير چاپ شده كه از آن ميان مي توان مقالاتي تحت عنوان «شعر فردا» در روزنامه عصر مردم و نقد و بررسي آثار شاعران جوان معاصر را نام برد.

سایر افتخارات ادبی و هنری پساوند

 گرفتن سروبلورين جشنواره و جايزه ويژه و تقدير نامه جشن فرهنگ مردم در سال ۸۲ نتيجه همين فعاليتهاي اين شاعر و منتقد بود.
از ديگر فعاليتهاي هنري شاپور پساوند بحث و گفتگوهاي وی با برخی از خبرگذاريها و مطبوعات ملی و محلی است. نظير نقد و بررسي غزل امروز، تواناييهاي رباعي، در شعر معاصر، نقد آثار منوچهر نيستاني، رهي معيري و نقد قابليتهاي شناخته نشده شعر نيما كه همگي این ها در مصاحبه با خبرگزاري ها نظير ايسنا و ایرنا و ایبنا و فارس و...انجام گرفته است.همچنين داوري همایش ها و مسابقات شعر و ادب دانشجويان و بررسی آثار  فرهنگی و هنری جشنواره های دانش آموزی در سطح استاني و كشوري، عضویت در هيئت مديره‌ انجمن دوستداران حافظ و دبيری كانون شعر اين انجمن، فعالیت در کانونهای فرهنگی و انجمن های ادبی شیراز از سوابق کاری و فعالیتهای فرهنگی و ادبی و هنری زنده یاد استاد شاپور پساوند بود.

سخن پایانی:

از دیدگاه بسیاری از منتقدان ادبی و به زعم اینجانب حسینی ارسنجانی زنده یاد استاد شاپور پساوند در واقع معمار نوآوری در رباعی و شعر سوگ شیراز بود و دوران نخست فعالیت ادبی خود را با غزل‌ سرایی و سپس با رباعیات سپری کرد، بعدها در این برهه از عمر هنری، به سوی تجربه‌ های نو در قلمرو سبک سپید و شعر های جدید گام نهاد و مسیری که نشان از پویایی و میل به کشف نواحی ناشناخته معنا را داشت پیمود.اگر نگویم رباعیات وی هم سطح با برخی از رباعیات خیام نیشابوری بزرگ رباعی سرای ایرانی است اما رباعیات پساوند جدیدتر و به روزتر است و او رباعیاتی دارد که در دوره معاصر ما کمتر نظیرش را دیده و خوانده ام.کتاب «نامم بر لبان تو»اثری از این شاعر است که با رویکردی متفاوت، فراتر از کلمات، به دنبال ایجاد دگرگونی در جهان هستی و تعالی بخشیدن به روح آدمی است. این اثر، تجلی تلاش ادیب و شاعر برای پیوند زدن کلام با عمیق‌ ترین لایه‌های وجودی انسان است؛ آثاری که با هدف روح‌بخشیدن به جهان، در انتظار شنیده شدن در لبان مخاطبان است.پساوند در طول بیش از پنج دهه فعالیت،آثار متعدد در حوزه شعر، پژوهش و نقد ادبی از خود به یادگار گذاشت و از مهم‌ترین مجموعه‌ های شعری او به«ای عشق»، «فریادها» «هرکس حکایتی»، «گلوی زخمی شعر»،«صدای سوختن» و... میتوان اشاره کرد. افزون بر این، آثار ارزشمند دیگری از او باقی مانده که شامل «شعر معاصر»، مجموعه‌ «مقالاتی پیرامون چند و چون شعر معاصر »، دفتر شعر «نامم بر لبان تو» و یک اثر پژوهشی مهم با عنوان «خیام و هفت قرن در محاق اندیشه‌ های سنتی» می‌شود.آثار پژوهشی او، به‌ویژه در زمینه خیام‌ پژوهی، نشان‌ دهنده عمق نگاه و جسارت فکری او که هرگز در مسیر تقلید گام برنداشته است.
زنده یاداستاد پساوند عاشق ایران و شاعری چیره دست بویژه در غزل و رباعی و دیگر قالبهای شعر کهن فارسی مسلط و در سرایش شعر آزاد و نیمایی استاد بود. کتاب گلوی زخمی شعر نمونه ای ناب از اشعار آزاد استاد پساوند است.
اسماعیل عباسعلی نژاد شاعر و ادیب شیرازی در غم فقدان استاد شاپور پساوند در یک رباعی زیبا چنین سروده است:
صدبار سبو شکستی و بَند زدی
در سوگ نشستیم و تو لبخند زدی
این بار تو ای داسِ اَجَل با تعجیل
بر پیکَرِ شاپورِ پساوند زدی

روح و روان استاد شاپور پساوند شیرازی شاد و یاد و نامش در گستره زمین و زمان جاودانه باد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید