
یکی از جمله مشکلات اساسی پیش روی کارمندان دولت و از جمله بازنشستگان دغدغه کار بعد از ۳۰ سال یا بیشتر از آن خدمت صادقانه در محل کارشان است.آیا به راستی دولت و مجموعه مسئولان کشور در راستای توجه به معیشت مردم به ویژه کارکنانی که ۳۰ سال یا بیشتر خدمت کردهاند فکر و اندیشه ای ندارد و هیچ گونه تدبیری در این زمینه فراهم نکرده است؟ چگونه میشود کارمند دولت درست زمانی که بازنشسته میشود فرزند پسر او برای زن گرفتن و فرزند دختر او برای شوهر کردن آماده میشود اما به حال خود رها میشود؟ همچنین چرا خانواده او برای داشتن حداقل وضعیت معیشتی و مالی با مشکلات و مسائل بسیاری روبرو است؟ از سوی دیگر با توجه به وضعیت گرانیهای اقلام مورد نیاز خانوادههای بازنشسته و همچنین نیاز بازنشستگان عزیز به دارو و درمان و رسیدگی به وضعیت جسمی خود دغدغهای است که اگر به آن توجه نشود آنان روز به روز افسردهتر و ضعیف تر میشوند و بیمه ها نیز کاری را پیش نمیبرند.
برابر واقعیات موجود افراد بازنشسته با مسائل و مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند و آبروی خود را به گونه ای حفظ میکنند که مشکلی ندارند اما در واقعیت امر بازنشستگان دارای بیشترین مشکلات و مسائل پیش روی خود هستند که وانمود نمیکنند. آنان با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند و در برابر مردم طوری وانمود میکنند که مسئله و مشکل خاصی را ندارند اما در درون خود و خانوادههایشان با اختلافات بسیار و از جمله با مشاجرات شدید خانوادگی روبرو هستند. آنان حتی برای تامین حداقلهای زندگی خود مشکل دارند و برخی از آنان نمیتوانند از امتیازات بیمههایی که فقط روی کاغذ نوشته شده اما قابلیت اجرایی ندارند استفاده کنند. آنان حتی برای پرداخت اجاره یک ماه منزل استیجاری خود با مشکل مواجهاند و پرداختیها به بازنشستگان عزیز با توجه به گرانیها و تورم موجود همخوانی که ندارد هیچ بلکه نمیتوانند پاسخگوی حتی خورد و خوراک روزانه اشان را بدهد. اگر دولت بخواهد به صورت قطره چکانی به کارمندان دولت و از جمله بازنشستگان کمک مالی کند و یا هر بار آنان را با وعدههای پوچ و توخالی خود سرگرم نماید کار پیش نمیرود و در دراز مدت این گونه رفتارها به ضرر مسئولان و کل جامعه خواهد بود و مشکلات حادتری را برای مردم و از جمله خود جوانان و بازنشستگان کشور به وجود میآورد. بسیاری از طلاقها و جدایی ها، نامهربانیها و اختلافات درون خانواده و ناامنیها و مشکلات اجتماعی جامعه ناشی از همین بی مهری به بازنشستگان و کارمندان دولت و تبعیض در پرداختهای حقوق و سایر امتیازات مالی دولت به اطرافیان خود و عامه مردم است.البته که همه مشکلات از ناحیه دولت نبوده و مردم نیز رعایت حال خود را نمیکنند و احترام ریش سفیدان و پیشکسوتان جامعه از سوی مردم به ویژه جوانان امروز رعایت نمیگردد. در هر حال باید برای این مهم فکر و چاره اساسی کرد تا بازنشستگان به جای دغدغههای مالی و امنیت شغلی به فکر استراحت و تفریح و رفاه خود باشند و کانون خانواده را گرم نگاه دارند نه اینکه در بیرون از خانواده و در محیطهای کاری اعصاب خود را خورد و مشکلات بیرون از خانواده را پس از خروج از محیط کار دوباره، به خانه بیاورند. باید فکر و چاره اساسی برای بازنشستگان کرد و آنان را عادلانه حقوق داد و از هرگونه اجحاف به آنان پرهیز کرد.اگر ۳، ۴ مسئله اساسی در کشور ما اگر حل و فصل شود به مراتب مشکلات جامعه کم کم کاسته خواهد شد. از جمله ازدواج جوانان، مسکن نیازمندان، تامین شغل برای بیکاران، همچنین عدم تبعیض در پرداختها و حداقل فاصله حقوقی بین شاغلین و بازنشستگان میتواند امیدها را در بین مردم بیشتر کند، مشروط بر اینکه از هرگونه فساد اداری یا گرانی و تورم جلوگیری شده و قوانین رسمی اجرا و کنترل لازم انجام شود. اینگونه نباشد که هر کسی هر کاری را که دوست دارد انجام بدهد و در کنار آن هیچ گونه نظارتی بر انجام امور متخلفین صورت نگیرد. تخلف در هر جا از جمله در بین کارکنان دولت بسیار ناشایست است و اگر کسانی که به آنها اعتماد شده و مسئولیتهای سنگینتری به آنان سپرده سپرده شده تخلف کنند به مراتب آنان باید تنبیه و توبیخ بیشتر و بالاتری صورت گیرد و اینگونه نباید باشد که متخلفان از چنگ قانون فرار کنند یا بازرسان و ناظران بر حسن اجرای قانون نتوانند در برابر متخلفان ریز و درشت ایستادگی کنند. نکته دیگر اینکه باید شان و منزلت اجتماعی بازنشستگان رعایت شود و آنان نباید مجبور باشند به کارهایی بپردازند که در شأن و حرمت آنان نیست آیا فرهنگیان بازنشسته ما پس از ۳۰ سال خدمات صادقانه و بیمنت به کشور خود باید سوار بر اسنپی بشود که دانش آموزانش او را دیده و یا طور دیگر با او مواجه شود گرچه کار در اسنپ عیب نیست اما ممکن است معلم و جایگاه علمی وی خدای ناکرده مورد مضحکه و مسخره این و آن واقع شود. آیا شأن کارمند دولت و از جمله فرهنگیان و بازنشستگان آبرومند این است که پس از بازنشستگی در مشاغلی قرار بگیرند که در حیطه شغلی و احترام و منزلت اجتماعی آنان نیست؟ به هر روی جامعه امروز ما هر نوع رفتاری را که با مردم و با مسئولان دارد یا مسئولان با مردم دارند در دراز مدت تبعات خود را نشان خواهد داد و اینگونه نیست که اگر امروز افرادی از جنس مدیر و بزرگان مملکت تخلفی را انجام دهند کوچکترها و کسانی که در آینده مسئولیت میپذیرند آنان را نادیده انگارند قطعاً همه ما در هر موقعیت شغلی و موقعیت اجتماعی که هستیم مسئولیم بویژه در برابر ریش سفیدان و سالخوردگانی که سالهای سال از عمر شریف خود را صرف تربیت و آموزش افراد جامعه کردهاند و اینک به جای آنکه رفاه و آسایش خود را تضمین کرده ببینند با ناملایمات و کاستیهایی روبرو شوند. اینگونه نباید باشد که افراد پیشکسوت و همچنین بازنشسته هر شغل و کاری فردا روزی به خود عیب و ایراد بگیرد که چرا من وارد چنین حرفهای شدم و ای کاش پدر و مادر یا کسی از دوستان و فامیل من بود و مرا راهنمایی کرده بود تا به این شغل روی نیاورم بلکه هر کسی در هر شغلی که هست چه شغل بالا و چه شغل پایین باید به شغل خود افتخار کند و در برابر جامعه و مردم خویش نسبت به شغلی که در اختیار دارد تعهدات کافی را داشته باشد به هر روی بازنشسته فردی است از جنس خود ما و از سوی مردم عزیز و شریف ایران باید احترام گذاشته شود و حرمت او در هر حال نگه داشته شود و هر جامعهای که حرمت پیشکسوتان و بزرگان خود را نگاه دارد در واقع به ترقی و تعالی فکری و معنوی رسیده است و در کشوری که بازنشستگان و شاغلان و بسیاری از نخبگان کشور و جامعه احترام نداشته باشند بدون شک آن کشور و آن جامعه با مسائل و مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم خواهد کرد.


دیدگاه