
حضور حدود دو میلیون و سیصد هزار متقاضی در مرحله تازه فروش یکی از خودروسازان بزرگ، بار دیگر نشان داد بازار خودرو هنوز از وضعیت عادی فاصله دارد. هنگامی که خرید یک وسیله مصرفی به قرعه و انتظار گره میخورد، باید ریشههای فاصله عرضه، تقاضا و قیمت را جدیتر بررسی کرد. برای بسیاری از خانوادهها، خودرو نه کالای لوکس است و نه ابزار سرمایهگذاری؛ وسیله رفتوآمد به محل کار، رساندن فرزند به مدرسه، مراقبت از سالمند و انجام کارهای روزمره است. با این حال، سازوکار خرید خودرو در سالهای اخیر چنان پیچیده شده که متقاضی باید میان ثبتنام، اولویتبندی، حساب وکالتی، موعد تحویل و تغییر شرایط فروش حرکت کند. استقبال میلیونی از یک مرحله فروش، بیش از آنکه نشانه علاقه به قرعهکشی باشد، علامت فاصله معنادار میان نیاز بازار و امکان خرید عادی است.
وقتی قیمت کارخانه با بازار آزاد فاصله دارد، ثبتنام برای گروهی از مردم به فرصت کسب سود تبدیل میشود. در چنین شرایطی متقاضی مصرفی و فردی که فقط به تفاوت قیمت فکر میکند، در یک صف قرار میگیرند. محدودیتهای سنی، سابقه خرید، پلاک فعال و بلوکهکردن پول برای کاهش تقاضای غیرمصرفی به کار گرفته شده، اما اصل مسئله پابرجاست: تا زمانی که اختلاف قیمت و کمبود عرضه وجود داشته باشد، مقررات تازه فقط شکل صف را تغییر میدهد.
قرعهکشی شاید در دوره کمبود، راهی برای توزیع فرصت برابر به نظر برسد، اما نمیتواند سیاست دائمی بازار باشد. شانس، جایگزین مناسبی برای رقابت، کیفیت و حق انتخاب مشتری نیست. خانوادهای که ماهها برای خرید برنامهریزی کرده، نیاز دارد قیمت، زمان تحویل و مشخصات محصول را بداند و براساس توان خود تصمیم بگیرد. اگر نتیجه خرید به قرعه وابسته باشد، برنامه مالی خانوار نیز معلق میماند.
راه خروج، فقط افزایش تیراژ روی کاغذ نیست. تولید پایدار به تأمین قطعه، سرمایه در گردش، مدیریت هزینه، کاهش توقف خطوط و همکاری منظم زنجیره قطعهسازی نیاز دارد. در کنار آن، کیفیت باید همزمان با کمیت بالا برود. عرضه خودروی بیشتر، اگر با افزایش مراجعات گارانتی، مصرف سوخت بالا یا کمبود قطعه یدکی همراه شود، بخشی از هزینه را از کارخانه به دوش مردم منتقل میکند. بنابراین شاخص موفقیت خودروساز باید تعداد خودرو سالم و بهموقع تحویلشده باشد، نه صرفاً آمار تولید.
رقابت نیز عنصر فراموششده بازار است. واردات حسابشده، همکاری فناورانه، تسهیل فعالیت بخش خصوصی واقعی و جلوگیری از انحصار میتواند تولیدکننده را به بهبود کیفیت و خدمات وادار کند. حمایت از صنعت ملی زمانی پایدار است که نتیجه آن در محصول بهتر و رضایت مشتری دیده شود. هیچ صنعتی با مصونماندن همیشگی از رقابت قدرتمند نمیشود. از سوی دیگر، واردات نباید به مسیری برای خروج بیضابطه ارز یا عرضه محدود خودروهای گرانقیمت تبدیل شود؛ هدف باید تکمیل بازار و انتقال فناوری باشد.
طرح جایگزینی خودروهای فرسوده نیز شایسته توجه ویژه است. مالک خودروی قدیمی معمولاً توان پرداخت فاصله زیاد تا خودروی نو را ندارد. اگر مشوق اسقاط، تسهیلات قابل پرداخت و تحویل مطمئن کنار هم قرار نگیرد، سهمیههای اعلامی به نتیجه مورد انتظار نمیرسد. نوسازی این ناوگان، علاوه بر منفعت خانوار، مصرف سوخت، آلودگی و هزینه تعمیرات را کاهش میدهد. بنابراین حمایت از آن هزینه اضافی نیست، بلکه سرمایهگذاری عمومی است.
شفافیت آمار فروش میتواند اعتماد را بازگرداند. خودروساز باید پس از هر مرحله اعلام کند چند خودرو عرضه شد، چند متقاضی در هر گروه حضور داشتند، چه تعداد قرارداد قطعی شد و چند دستگاه در موعد مقرر تحویل گرفتند. اگر بخشی از برندگان وجه را تکمیل نکردند یا ظرفیت خالی ماند، نحوه تخصیص دوباره باید روشن باشد. همچنین هر تغییر قیمت پس از ثبتنام باید بر مبنای ضابطهای قابل پیشبینی و قابل اعتراض انجام شود.
بازار خودرو با دستور کوتاهمدت عادی نمیشود. مجموعهای از اصلاحات همزمان لازم است: افزایش تولید واقعی، ثبات مقررات، رقابت، تأمین مالی سالم، ارتقای کیفیت و کاهش فاصله قیمت. دولت میتواند نقش تنظیمگر و ناظر را تقویت کند و از مدیریت روزمره بنگاه فاصله بگیرد. مجلس نیز به جای افزودن تکالیف متعدد و گاه متعارض، باید اجرای قوانین موجود و نتیجه آنها برای مردم را پیگیری کند.
مردم حق دارند خودروی مورد نیازشان را از میان چند گزینه، با قیمت روشن و زمان تحویل مشخص بخرند. رسیدن به این نقطه آسان نیست، اما معیار اصلاح باید معلوم باشد: روزی که آگهی فروش خودرو منتشر شود و شهروند برای خرید آن نیازمند قرعه، رابطه یا انتظار طولانی نباشد. قرعهکشی شاید صف را مدیریت کند، ولی درمان بازار نیست. درمان، بازگرداندن تولید و فروش به منطق عادی و پاسخگوست
علی عربی--روزنامه نگار


دیدگاه