
افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) :در نظامهای سلامت سنتی (و به ویژه در بدنه دولتی و دانشگاهی)، سه آسیب بزرگ در این زمینه وجود دارد:
۱. شکاف ارزشگذاری بین «عمل فیزیکی» و «تفکر بالینی» (Procedural vs. Cognitive): در تعرفهگذاریها، بیشترین ارزش مادی به «اقدام» (مثل جراحی، تصویربرداری یا اقدامات تهاجمی) داده میشود؛ در حالی که «تشخیص دقیق، تفکر بالینی و حل معماهای پزشکی» که نیاز به ساعتها مطالعه، هوش بالینی و دانش عمیق دارد، عملاً کمترین ارزش مالی را دارد. کشف یک بیماری نادر و نجات بیمار از سالها سرگردانی، از نظر تعرفهای همارزش یا حتی پایینتر از یک اقدام روتین است.
۲. تلهی حقوقبگیری و تساویگرایی (Flat Salary Trap):
وقتی پزشک در سیستم دولتی یا دانشگاهی به صورت حقوقبگیر ثابت یا با کارانههای قطعی و غیرمتناسب با کیفیت فعالیت میکند، «اقتصاد انگیزه» نابود میشود.
پزشکِ فوقالعاده دقیق، باهوش و زمانگذار، عملاً هماندازه یا با تفاوت اندکی نسبت به پزشکی که کمترین وقت و دقت را برای بیمار میگذارد، دریافتی دارد. این مساوات منفی (Egalitarianism)، انگیزه تعالی را میکشد.
۳. فقدان سیستم رتبهبندی (Tiering/Grading) مبتنی بر عملکرد:
نبود سیستمهای ارزیابی مبتنی بر شایستگی و پیچیدگی کار (Clinical Grading)، باعث میشود سیستم به سمت روزمرگی میل کند. پزشک میداند که فرقی نمیکند بیمار را با یک تشخیص طلایی و دقیق درمان کند یا با خطاهای مکرر و ارجاعات بیسرانجام؛ در نهایت ماه پایان ماه مبلغ مشخصی به حسابش واریز میشود.
نتیجهگیری استراتژیک:
تا زمانی که نظام پرداخت سلامت از «کمیتمحور» و «حقوقبگیری ساده» به سمت «ارزشمحور» (Value-Based) و پاداش برای دقت تشخیصی، پیچیدگیِ حل مسئله و نتایج واقعی درمان تغییر نکند، سیستم سلامت فقط کارمند تولید میکند، نه «نخبههای تشخیصی و پیشگیرانه».
پاسخ به یک سوال مهم از سوی سرپرست دانشکده علوم پزشکی مراغه ضروریست ؛
۱- مدیریت در دانشکده ذیربط به چه دلیل در واگذاری های بخش های درآمدزای کلان به یک شرکت خصوصی انحصاری در حال مراقبت از آن و فعالیت حمایتی قرار گرفته اما در مورد در تقویت ، ترغیب و تولید نخبه های تشخیصی و پیشگیرانه اعم از پرستاران و پزشکان از کوچکترین حمایت های پیشنهادی به وزارت بهداشت از طریق کمیته صیانت اداری ، فعال نیست و خروجی ندارد…!؟


دیدگاه