چند سوال از وزیر بهداشت برای تنویر افکار عمومی و برچیدن برخی بیکاری های ستادی های علوم پزشکی های کشور…؟!

چند سوال از وزیر بهداشت برای تنویر افکار عمومی و برچیدن برخی بیکاری های ستادی های علوم پزشکی های کشور…؟!

افشین نجفقلی دوست – اقتصاد آینده – آذربایجان شرقی(مراغه ) : ۱- آیا در بخش ستاد علوم پزشکی های کشور (غیر عملیاتی) برای تعیین نیروی کار مورد نیاز ، تعداد واحدهای کار مورد نیاز را در میزان زمان لازم برای انجام هر واحد آن کار ضرب میکنند(به ساعت) و سپس آن را به تعداد ساعت های کار یک نفر در سال تقسیم میکنند؟!

۲- آیا هزینه سالانه هر کار را با تقسیم هزینه کل عرضه یک خدمت خاص بر تعداد ساعت های کار مربوط به آن طی یک سال گذشته بدست می آورند سپس عدد بدست آمده را در میزان ساعت کاری که قرار است سال آینده انجام شود ضرب میکنند(در ستاد علوم پزشکی های کشور )...؟!

۱. پاسخ به دو پرسش محاسباتی (واقعیت موجود در ستادهای دانشگاه‌های علوم پزشکی)

پرسش اول (نحوه تعیین نیروی انسانی):

خیر. فرمولی که اشاره شده است ؛

مدل استاندارد بین‌المللی مبتنی بر سنجش کارسنجی و زمان‌سنجی (Workload Indicators of Staffing Need - WISN) یا محاسبه نفر-ساعت کارکرد واقعی است. در ستاد دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور ، تعیین نیروی انسانی بر مبنای چنین محاسبات مهندسی مجدد و زمان‌سنجی انجام نمی‌شود؛ بلکه ساختار مبتنی بر چارت‌های سنتی و مصوب هیئت امنا، نسبت‌های صلب سازمانی، رویه‌های استخدامی گذشته‌نگر و چانه‌زنی‌های اداری/سیاسی تخصیص می‌یابد.

پرسش دوم (بهای تمام‌شده و بودجه‌ریزی خدمات ستادی):

خیر. در بخش ستادی، «هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت» (ABC) یا نرخ‌گذاری ساعتی فرآیندها عملاً پیاده نشده است. بودجه‌ریزی ستادی کماکان افزایشی (Incremental) و مبتنی بر اقلام هزینه (Line-Item) است؛ به این معنا که بودجه سال قبل با درصدی افزایش ناشی از تورم و افزایش حقوق تکرار می‌شود، بدون اینکه ارتباط مستقیمی میان ساعت کاری مفید و خروجی مشخص برقرار باشد.

۲. یادداشت راهبردی رسانه‌ای خطاب به وزیر بهداشت

جناب آقای وزیر؛ ترازوی عدالت در نظام سلامت وارونه است!

کادر درمان در خط مقدم زیر بار اضافه، ستاد در سایه بی‌عملی

در حالی که کادر درمان، پرستاران و پیراپزشکان در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی با کمبود نیروی حاد، شیفت‌های فرسایشی اجباری و اضافه‌کارهای ناچیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بخش ستادی دانشگاه‌های علوم پزشکی به جزیره‌ای از تورم نیروی انسانی و بهره‌وری مبهم تبدیل شده است.

نبودِ یک نظام «کارسنجی واقعی و مبتنی بر نفر-ساعت»، ستادها را به ساختاری فربه و غیرپاسخگو بدل کرده که سهم چشمگیری از منابع جاری سلامت را می‌بلعد، بی‌آنکه ارزش‌افزوده‌ای در پشتیبانی از صف درمانی ایجاد کند.

عدالت سازمانی حکم می‌کند ستادهای علوم پزشکی از پناهگاه اداری به ساختاری چابک، تخصصی و مأموریت‌محور دگرگون شوند.

اصلاح این ناکارآمدی ساختاری نه یک انتخاب، بلکه نخستین شرط بقای مالی و انگیزه بالینی نظام سلامت است.

۳. بسته پیشنهادی سیاستی و تقنینی به مجلس شورای اسلامی ؛

برای گذار از وضعیت موجود به ساختار داده‌محور و پاسخگو، بندهای تقنینی زیر برای درج در احکام قوانین بودجه و برنامه‌های توسعه پیشنهاد می‌شود:

تکلیف به استقرار نظام زمان‌سنجی و کارسنجی استانداردمحور (الگوی بار کاری):

وزارت بهداشت مکلف شود ظرف مدت ۶ ماه، ماتریس زمان استاندارد انجام فرآیندهای ستادی (ستاد مرکزی، معاونت‌ها و شبکه‌ها) را تدوین و سقف پست‌های ستادی هر دانشگاه را صرفاً بر مبنای

رابطه‌ ی ؛

نیروی مورد نیاز=ساعات کار موظف سالانه یک فرد∑(حجم کار×زمان استاندارد)​

بازتعریف کند و هرگونه پست مازاد بر این الگو را لغو نماید.

اجرای بودجه‌ریزی بر مبنای عملکرد و بهای تمام‌شده فرآیندها:

تخصیص اعتبارات هزینه‌ای ستاد دانشگاه‌ها از مدل چانه‌زنی/افزایشی به مدل خرید خدمت ستادی مبتنی بر عملکرد تغییر یابد؛ پرداخت حقوق و مزایای ستادی منوط به تحقق شاخص‌های کارکردی ثبت‌شده در سامانه‌های پایش الکترونیک شود.

۳- ساماندهی و انتقال نیروی مازاد ستادی به صف:

اعمال ممنوعیت قانونی برای حضور نیروهای بالینی، پزشکی و پیراپزشکی در مشاغل اداری و دفتری ستاد (پایان پدیده مأمور به ستاد شدن)؛

هدایت و بازتوزیع نیروهای ستادی مازاد واجد صلاحیت به مراکز بهداشتی-درمانی سطح ۱ و ۲ برای جبران کسری نیروی میدانی.

۴- تحدید سقف هزینه‌های اداری به نفع تعرفه‌ها و دستمزد کادر درمان:

تعیین سقف درصدی ثابت و سخت‌گیرانه برای کل هزینه‌های ستادی دانشگاه‌ها از محل درآمدهای اختصاصی و عمومی، و هدایت منابع آزادشده مستقیماً به سمت اصلاح ضرایب حق‌الزحمه، کارانه و اضافه‌کار کادر درمان در خط مقدم.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید