
مدیرعامل شرکت ملی گاز میگوید کاهش یک درجهای دمای محیط در روزهای اوج مصرف، میتواند روزانه حدود ۲۵ میلیون مترمکعب گاز صرفهجویی کند. عدد بزرگی است؛ اما انتشار آن، بهتنهایی دمای هیچ خانهای را پایین نمیآورد. مردم باید بدانند این یک درجه را چگونه اندازه بگیرند، چطور کم کنند و نتیجه همراهیشان چه بوده است. کار اصلی روابط عمومی و رسانه، درست از همینجا شروع میشود.
سالهاست با رسیدن سرما، توصیههای آشنایی تکرار میشود: کمتر مصرف کنید، لباس گرم بپوشید، پنجرهها را درزگیری کنید. این توصیهها لازماند، اما تکرارشان کافی نیست. خانوادهای که دماسنج ندارد، از کجا بداند دمای خانهاش چند درجه است؟ ساکن آپارتمانی با موتورخانه مشترک، چگونه گرمایش واحدش را تنظیم کند؟ مستأجری که پنجرههای خانهاش فرسوده است و اجازه یا توان تعویض آنها را ندارد، چه کاری از دستش برمیآید؟
پاسخ این پرسشها معمولاً در خبر سخنرانی مدیران پیدا نمیشود. خبر میگوید صرفهجویی ضروری است؛ مخاطب هم ممکن است قبول داشته باشد. مشکل، فاصله میان قبول داشتن و عمل کردن است. برای کم کردن این فاصله باید آموزش داد، پرسش شنید و راهحل متناسب با شرایط مردم ارائه کرد.
روابط عمومی شرکت گاز میتواند بهجای انتشار چندباره عکس مدیر و توصیههای عمومی، مجموعهای از ویدئوهای کوتاه و روشن تهیه کند. در یک خانه معمولی نشان دهد دمای اتاق چگونه اندازهگیری میشود، چرا عدد روی پکیج با دمای محیط تفاوت دارد و برای تنظیم ایمن دستگاه باید به چه راهنمایی مراجعه کرد. برای بخاری، پکیج و موتورخانه، آموزشهای جداگانه لازم است. توصیه فنی یکسان برای تجهیزات متفاوت، ممکن است حتی مخاطب را سردرگم کند.
استفاده از روش تازه رسانهای هم الزاماً خرج سنگین نمیخواهد. گاهی پاسخ دقیق یک کارشناس به پرسشی رایج، از تیزری پرهزینه مفیدتر است. رسانههای محلی میتوانند سؤالهای مردم را جمع کنند و پاسخ را با زبان و مثالهای آشنا به دستشان برسانند. سهم آنها نباید به بازنشر اطلاعیه محدود شود. شرکت گاز باید اطلاعات، کارشناس پاسخگو و امکان پیگیری در اختیارشان بگذارد.
زمان انتشار پیام نیز مهم است. آموزش آمادهسازی خانه، پیش از موج سرما کاربرد دارد. راهنمای مدیران ساختمان باید پیش از روشن شدن مداوم موتورخانه به دستشان برسد. نمیتوان تا روز اوج مصرف صبر کرد و بعد با چند مصاحبه و دستور، انتظار تغییر فوری داشت.
مردم باید نتیجه مشارکت خود را هم ببینند. اگر مصرف یک محله یا گروهی از مشترکان کاهش یافته، گزارش آن با توضیح روش محاسبه منتشر شود. مقایسه البته باید سرمای هوا و طول دوره قرائت را در نظر بگیرد؛ زمستان گرمتر را نمیتوان به حساب موفقیت تبلیغات گذاشت. همین صداقت در اعلام نتیجه، برای ادامه همراهی مردم ارزش دارد.
رفتار ادارهها نیز بخشی از پیام است. شهروندی که از او خواسته میشود خانهاش را خنکتر نگه دارد، حق دارد بداند ساختمانهای دولتی چه کردهاند. انتشار مصرف و اقدامات اصلاحی این ساختمانها، درخواست صرفهجویی را باورپذیرتر میکند. مدیر پیش از توصیه به مردم، باید بتواند درباره مصرف مجموعه خودش توضیح بدهد.
نباید هم چنین القا کرد که تمام ناترازی حاصل رفتار خانوارهاست. کیفیت ساختمان، بازده وسایل گرمایشی و وضعیت تولید و سرمایهگذاری سهم دارند. خانواده کمدرآمد نمیتواند هزینه اصلاح همه ضعفهای ساختمان را بپردازد. آموزش باید با حمایت عملی همراه باشد و دولت نیز برنامه خود را برای کاهش اتلاف توضیح دهد.
پویش صرفهجویی را با تعداد خبرها و پوسترهایش نسنجیم. بپرسیم چند نفر راه درست را یاد گرفتند، چند نفر امکان اجرای آن را داشتند و مصرف چقدر تغییر کرد. اگر پاسخ اینها معلوم نباشد، فقط توصیههای بیشتری منتشر کردهایم. گاز با خواندن خبر ذخیره نمیشود؛ باید کاری کرد که مردم بتوانند توصیه را در خانه خود اجرا کنند.
هادی دریس


دیدگاه